نقشه داماد برای قتل مادرزن با چوبه دار گره خورد
پنج روز جستوجو برای پیدا کردن زن میانسال ناپدیدشده، سرانجام به کشف جسد او در سونای ویلای لواسان ختم شد؛ اما آنچه پس از آن پیش روی کارآگاهان قرار گرفت، از نقشهای حکایت داشت که در آن قاتل برای ناشناس ماندن، چهرهاش را تغییر داده و حتی موهای بدنش را تراشیده بود.
در ادامه تحقیقات، داماد خانواده بهعنوان عامل جنایت دستگیر شد و همراه دختر مقتول پای میز محاکمه رفتند. فرجام این قتل، قصاص و حبس بود که حالا این حکم در دیوان عالی کشور مهر تأیید خورد.
به گزارش خبرنگار جامجم، این پرونده از ۲۹ مهر سال گذشته کلید خورد؛ زمانی که دختر یک زن میانسال به پلیس خبر داد مادرش به شکل مرموزی ناپدید شده است. زن جوان گفت مادرش بدون آنکه به کسی اطلاع دهد خانه را ترک کرده و خودروی ال۹۰ او نیز همراهش نیست. بیخبری از زن میانسال در حالی ادامه داشت که خانواده میدانستند چنین رفتاری از او سابقه نداشته و احتمال میدادند حادثهای برایش رخ داده باشد. تحقیقات برای پیدا کردن زن آغاز شد و پنج روز بعد، کارآگاهان با کشف جسد او در سونای ویلا، روند رسیدگی به پرونده را تغییر دادند. سونا محل رفتوآمد اعضای خانواده نبود و بیشتر از آن بهعنوان انباری استفاده میشد. از سوی دیگر، بررسی خانه نشان داد خودروی ال۹۰، طلاها و سگ مقتول نیز ناپدید شدهاند.کارآگاهان جنایی پس از حضور در ویلا، بررسیهای تخصصی صحنه را آغاز کردند. با وجود آنکه آثار بههمریختگی گستردهای در خانه وجود نداشت، شواهد بهدست آمده و تصاویر دوربینهای اطراف ویلا نشان داد فردی با پوشش و ماسک مشکی وارد شده و چند ساعت بعد آنجا را ترک کرده است.
تصاویر دوربینها به سرنخ تعیینکننده پرونده تبدیل شد. یکی از همسایهها مرد نقابدار را هنگام خروج از ویلا شناسایی کرد و مشخص شد او سهراب، داماد خانواده، است. با دستگیری مرد ۳۳ ساله، تحقیقات وارد مرحله تازهای شد.
سهراب در تحقیقات اولیه به درگیری با مادرزنش و مرگ او اعتراف کرد اما گفت همسرش در این ماجرا نقشی نداشته است. با این حال، بررسی تماسها، رفتوآمدها و سایر سرنخهای پرونده باعث شد بازپرس جنایی، دختر بزرگ مقتول را نیز به اتهام معاونت در قتل تحت تعقیب قرار دهد و برای او قرار جلب به دادرسی صادر شود. در جلسه رسیدگی که در شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد، سهراب درباره حضورش در ویلای لواسان توضیح داد و گفت قصد کشتن مادرزنش را نداشته است.
او درباره نقشه خود گفت: «دو روز قبل از حادثه با همسرم به شمال رفتم اما مخفیانه به تهران برگشتم. برای اینکه شناسایی نشوم، تغییر چهره دادم و حتی موهای بدنم را تراشیدم تا اثری از من باقی نماند. میخواستم فقط مادرزنم را بترسانم تا از من حساب ببرد اما درگیری بالا گرفت و او جانش را از دست داد.»
اما اولیایدم این روایت را نپذیرفتند. پدر مقتول و دیگر اعضای خانواده بر عمدی بودن قتل تأکید کردند و همراه داشتن شوکر، گریم حرفهای و تراشیدن موهای بدن را از نشانههای طراحی قبلی برای جنایت دانستند.
سمیرا، دختر مقتول و همسر سهراب نیز در دادگاه اتهام معاونت در قتل را نپذیرفت و گفت از نقشه همسرش برای قتل مادرش اطلاعی نداشته است.
پس از پایان دفاعیات متهمان، قضات شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران وارد شور شدند و در نهایت سهراب را به قصاص و همسرش را به حبس طولانیمدت محکوم کردند. با اعتراض متهمان پرونده در دیوان عالی کشور بررسی و حکم مجازات متهمان تأیید شد.
به گزارش خبرنگار جامجم، این پرونده از ۲۹ مهر سال گذشته کلید خورد؛ زمانی که دختر یک زن میانسال به پلیس خبر داد مادرش به شکل مرموزی ناپدید شده است. زن جوان گفت مادرش بدون آنکه به کسی اطلاع دهد خانه را ترک کرده و خودروی ال۹۰ او نیز همراهش نیست. بیخبری از زن میانسال در حالی ادامه داشت که خانواده میدانستند چنین رفتاری از او سابقه نداشته و احتمال میدادند حادثهای برایش رخ داده باشد. تحقیقات برای پیدا کردن زن آغاز شد و پنج روز بعد، کارآگاهان با کشف جسد او در سونای ویلا، روند رسیدگی به پرونده را تغییر دادند. سونا محل رفتوآمد اعضای خانواده نبود و بیشتر از آن بهعنوان انباری استفاده میشد. از سوی دیگر، بررسی خانه نشان داد خودروی ال۹۰، طلاها و سگ مقتول نیز ناپدید شدهاند.کارآگاهان جنایی پس از حضور در ویلا، بررسیهای تخصصی صحنه را آغاز کردند. با وجود آنکه آثار بههمریختگی گستردهای در خانه وجود نداشت، شواهد بهدست آمده و تصاویر دوربینهای اطراف ویلا نشان داد فردی با پوشش و ماسک مشکی وارد شده و چند ساعت بعد آنجا را ترک کرده است.
تصاویر دوربینها به سرنخ تعیینکننده پرونده تبدیل شد. یکی از همسایهها مرد نقابدار را هنگام خروج از ویلا شناسایی کرد و مشخص شد او سهراب، داماد خانواده، است. با دستگیری مرد ۳۳ ساله، تحقیقات وارد مرحله تازهای شد.
سهراب در تحقیقات اولیه به درگیری با مادرزنش و مرگ او اعتراف کرد اما گفت همسرش در این ماجرا نقشی نداشته است. با این حال، بررسی تماسها، رفتوآمدها و سایر سرنخهای پرونده باعث شد بازپرس جنایی، دختر بزرگ مقتول را نیز به اتهام معاونت در قتل تحت تعقیب قرار دهد و برای او قرار جلب به دادرسی صادر شود. در جلسه رسیدگی که در شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد، سهراب درباره حضورش در ویلای لواسان توضیح داد و گفت قصد کشتن مادرزنش را نداشته است.
او درباره نقشه خود گفت: «دو روز قبل از حادثه با همسرم به شمال رفتم اما مخفیانه به تهران برگشتم. برای اینکه شناسایی نشوم، تغییر چهره دادم و حتی موهای بدنم را تراشیدم تا اثری از من باقی نماند. میخواستم فقط مادرزنم را بترسانم تا از من حساب ببرد اما درگیری بالا گرفت و او جانش را از دست داد.»
اما اولیایدم این روایت را نپذیرفتند. پدر مقتول و دیگر اعضای خانواده بر عمدی بودن قتل تأکید کردند و همراه داشتن شوکر، گریم حرفهای و تراشیدن موهای بدن را از نشانههای طراحی قبلی برای جنایت دانستند.
سمیرا، دختر مقتول و همسر سهراب نیز در دادگاه اتهام معاونت در قتل را نپذیرفت و گفت از نقشه همسرش برای قتل مادرش اطلاعی نداشته است.
پس از پایان دفاعیات متهمان، قضات شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران وارد شور شدند و در نهایت سهراب را به قصاص و همسرش را به حبس طولانیمدت محکوم کردند. با اعتراض متهمان پرونده در دیوان عالی کشور بررسی و حکم مجازات متهمان تأیید شد.




