قدرت و غیرت  دختر ایرانـی

ریحانه کریمی با کسب اولین مدال وزنه‌برداری بانوان ایران در بازی‌های آسیایی تاریخ‌ساز شد

قدرت و غیرت دختر ایرانـی

گاهی فاصله شکست تا تاریخ‌سازی فقط چند سال نیست؛ چند کیلوگرم آهن است، هزاران ساعت تمرین و دختری که تصمیم گرفته دیگر تسلیم نشود.

رضا پورعالی - گروه ورزش

ریحانه کریمی این فاصله را طی کرد؛ از روزی که در دوره قبلی بازی‌های آسیایی با سه خطا در یک‌ضرب از جدول مسابقات کنار رفت، تا روزی در ناگویا که وزنه ۱۳۶ کیلوگرمی را بالای سر برد، آن را محکم نگه داشت و کاری کرد که پیش از او هیچ زن وزنه‌بردار ایرانی موفق به انجامش نشده بود؛ ریحانه، نخستین مدال تاریخ وزنه‌برداری زنان ایران در بازی‌های آسیایی را به دست آورد. مدالی از جنس برنز، با ارزشی بسیار فراتر از رنگش. نماینده ایران در دسته ۷۷ کیلوگرم، مسابقه را با یک خطا آغاز کرد. وزنه ۱۰۳ کیلوگرمی در نخستین حرکت یک‌ضرب مهار نشد؛ لحظه‌ای که شاید می‌توانست خاطره تلخ دوره قبل را دوباره زنده کند. اما این بار داستان قرار نبود مثل گذشته تمام شود. کریمی دوباره مقابل همان وزنه ایستاد، ۱۰۳ کیلو را بالای سر برد و سپس در سومین حرکت، ۱۰۷ کیلوگرم را هم مهار کرد. در دوضرب، ماجرا جدی‌تر شد. ریحانه ابتدا ۱۳۱ و سپس ۱۳۶ کیلوگرم را ثبت کرد. تلاش آخر او برای مهار ۱۴۰ کیلو موفق نبود، اما دیگر کار انجام شده بود؛ ۱۰۷ کیلوگرم یک‌ضرب، ۱۳۶ کیلوگرم دوضرب و مجموع ۲۴۳ کیلوگرم؛ اعدادی که یک صفحه تازه به تاریخ ورزش زنان ایران اضافه کردند. اما شاید برای فهمیدن بزرگی کاری که این دختر ایرانی در ناگویا انجام داد، فقط نگاه کردن به عدد ۲۴۳ کافی نباشد. کریمی در این مسابقه مجموع رکوردهای شخصی‌اش را ۲۶ کیلوگرم ارتقا داد؛ جهشی که نشان می‌دهد پشت آن چند دقیقه حضور روی تخته، چه ماه‌ها و سال‌هایی از تمرین، فشار، درد و سماجت پنهان بوده است. او پیش از این در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ دو مدال برنز جوانان آسیا را گرفته بود؛ نشانه‌هایی از ظهور یک استعداد، اما ناگویا جایی بود که آن استعداد به یک تاریخ‌سازی بزرگ رسید. رقیب مستقیم او برای برنز هم وزنه‌برداری معمولی نبود. کیم ایسول از کره‌جنوبی، دارنده مدال برنز رقابت‌های جهانی بزرگسالان در سال ۲۰۲۱، برای ایستادن روی سکوی سوم می‌جنگید. اما این بار دختر ایرانی بود که بالاتر ایستاد؛ ریحانه از رقیبی با سابقه سکوی جهانی عبور کرد و جای خود را میان سه نفر برتر آسیا گرفت. شاید زیباترین بخش این قصه همین باشد؛ دختری که یک بار در بازی‌های آسیایی با سه خطا حذف شده بود، به خانه نرفت تا آن شکست را بهانه کند. برگشت، تمرین کرد، قوی‌تر شد و وقتی دوباره فرصت رسید، ۲۶ کیلوگرم بهتر از خودش بود. این همان نقطه‌ای است که مدال ریحانه کریمی از یک نتیجه ورزشی فراتر می‌رود. وزنه‌برداری زنان ایران هنوز تاریخ بلندی ندارد. دختران این نسل برخلاف بسیاری از رقبای آسیایی خود، وارث دهه‌ها حضور و تجربه بین‌المللی نیستند. آنها بخشی از مسیر را خودشان می‌سازند؛ رکوردها را جابه‌جا می‌کنند، مرزها را عقب می‌برند و هر بار سقفی را می‌شکنند که تا همین چند سال پیش دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید. این مدال، قصه قدرت دختر ایرانی است؛ قدرتی که همیشه در عضلات خلاصه نمی‌شود. گاهی قدرت یعنی بعد از سه چراغ قرمز دوباره به همان صحنه برگردی. یعنی شکست را فراموش کنی و اجازه ندهی آینده‌ات را تعریف کند. یعنی چهار سال بعد مقابل وزنه بایستی، دست‌هایت را دور میله قفل کنی و این بار، تاریخ را بالای سرت ببری. وقتی کار تمام شد و مدال قطعی شد، ریحانه به سجده افتاد؛ سجده شکر دختری که می‌دانست برای رسیدن به این چند ثانیه چه راهی را پشت سر گذاشته است. سال‌ها بعد شاید اعداد و رکوردهای ناگویا شکسته شوند؛ شاید دختران دیگری بیایند و وزنه‌هایی سنگین‌تر از ۲۴۳ کیلوگرم را مهار کنند. اما یک رکورد برای همیشه دست‌نخورده باقی خواهد ماند.
 نخستین نفر بودن.
و در تاریخ وزنه‌برداری زنان ایران، کنار نخستین مدال بازی‌های آسیایی برای همیشه یک نام نوشته شده است: ریحانه کریمی؛ دختری که شکست خورد، برگشت، ۲۶ کیلوگرم قوی‌تر شد و تاریخ را بالای سر برد.

مدال تاریخی تقدیم به آقا امام رضا
ریحانه کریمی وزنه‌بردار مشهدی تیم ملی پس از تاریخ‌سازی در بازی‌های آسیایی با بیان این‌که کار سخت و بزرگی را انجام داد، گفت:«واقعا خیلی خوشحالم که توانستم اولین دختری باشم که مدال بازی‌های آسیایی برای ایران می‌گیرم. مدالم را مدیون مربیانم و انوشیروانی هستم. واقعا حمایتم کردند و ممنون همه آنها هستم. تشکر ویژه‌ای هم می‌کنم از پدر و مادرم که همیشه پشتم بودند و دست‌شان را می‌بوسم.» کریمی ادامه داد:«مدالم را تقدیم می‌کنم به امام رضا(ع).خدا را خیلی شکر می‌کنم، هر چه دارم از خداست. من از مردم عزیز ایران هم تشکر می‌کنم؛ شرمنده‌شان نشدم و قول می‌دهم با مدال‌های بهتر و خوشرنگ‌تر دل همه آنها را شاد کنم.»