بررسی جنگ در سپهر علوم انسانی 

بررسی جنگ در سپهر علوم انسانی 

جنگ پدیده‌ای نظامی نیست. ورای تصور رایج، رخدادی پیچیده و چندلایه است که ابعاد زیست انسان و جامعه را دربرمی‌گیرد.

دکتر یحیی فوزی - عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی

از همین رو، پیوند جنگ و علوم انسانی ناگسستنی است. تقویت یا تضعیف روحیه نیروها، تاب‌آوری جامعه، مدیریت ترس و تروماهای پساجنگ _ که شاید تا یک نسل ادامه یابد_ به روان‌شناسی جنگ شکل می‌دهد. جنگ ساختار جامعه و انسجام اجتماعی را با همبستگی یا گسست‌های گوناگون قومی، مذهبی و ملی که در جامعه‌شناسی جنگ بررسی می‌شود متحول می‌کند و در بخش رسانه‌ای با پرداختن به ذهن و شناخت افراد با «جنگ شناختی» می‌کوشد ذهن‌ها را دگرگون کند. 
«جنگ روایت‌ها» همسو شدن با اهداف خودی یا دشمن را پی ‌می‌گیرد اما قواعد درگیری، رفتار با اسرا، غیرنظامیان و کودکان و تنظیم قراردادها و توافق‌نامه‌ها نیازمند حقوقدانی است. سیاست جنگ‌ها را شکل می‌دهد، تداوم می‌بخشد یا به پایان می‌رساند. دیپلماسی و گفت‌وگو از فرآیندهای جنگ است. به‌عبارتی پیوند علوم انسانی و جنگ ناگسستنی است. علوم انسانی می‌توانند از طریق سیاست به پیشگیری یا ترغیب به جنگ کمک کنند. از طریق علوم اجتماعی، روان‌شناسی و حقوق به مدیریت شرایط جنگی بپردازند و از طریق تاریخ و ادبیات، جنگ را روایت کنند. پژوهشگران علوم اجتماعی پیش از جنگ به اقدامات پیشگیرانه می‌اندیشند، در جنگ به هدایت و پشتیبانی فکری می‌پردازند و پس از جنگ با تحکیم صلح، در جهت ترمیم جامعه و روایتگری جنگ نقش‌آفرینی می‌کنند و در نهایت الگوهایی برای دوران پساجنگ و جلوگیری از نبردهای آتی ارائه می‌دهند و راهبردهای آینده را طراحی می‌کنند. 
علوم انسانی در جنگ عراق علیه ایران، مسائل مهمی را فراروی محققان دانشگاهی در جامعه ایران مطرح کرد. تصویری که یک کشور از خودش به جهان نشان می‌دهد، در حفظ امنیت و بازدارندگی کارآمدی آشکاری دارد. ارائه تصویر تحلیلی از تحولات ایران پس از انقلاب شروع شد. 
تجهیزات مدرن آمریکایی برگشته بودند و گروه‌های چپ و نیروهای مخالف برای سرنگونی جمهوری اسلامی به شکاف‌های قومی و مذهبی دامن می‌زدند. لذا تجزیه‌طلبی را در کردها، ترک‌ها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و واگرایی را در اهل سنت تشدید کردند. 
اختلافات حاکمیتی از جمله در دولت موقت همچنین بین نهادهای انقلابی وجود داشت. مثلا رئیس‌جمهور (بنی‌صدر) با نخست‌وزیر سازگاری نداشت. این اختلافات سیاسی از قدرت تصمیم‌گیری حکومت می‌کاست همچنان که در تنظیم روابط خارجی نارسایی داشت. چالش‌های بین‌المللی، تصرف سفارت آمریکا در تهران، منازعه با کشورهای خلیج فارس، و بالاخره اقدامات آمریکا که می‌کوشیدند دوباره وضعیت پیشین خود را در ایران احیا کنند از آن جمله‌اند. 
با قوام‌ یافتن حاکمیت، پیروزی‌ها در جنگ رقم خورد و گروه‌های تجزیه‌طلب و تروریست به حاشیه رانده شدند. این وحدت سیاسی باعث شد به فتح خرمشهر برسیم. 
از پدیده‌های انسانی جنگ می‌توان به اجتماعی شدن جنگ اشاره کرد. از سال ۶۳ به بعد که ارتش عراق زمینگیر شد ایران در موقعیت برتر قرار گرفت و از مرزها عبور کرد و بر تنبیه متجاوز تاکید داشت.