اهمیت اقتدار علمی در نبرد تمدنی
شهادت ۱۸۰نفر از اساتید و دانشجویان صرفا یک رخداد تلخ انسانی نیست؛ پدیدهای است که جایگاه دانشگاه را در معادلات سیاسی، امنیتی و تمدنی کشور آشکار میسازد. این فاجعه نشان میدهد دانشگاه در تصور دشمن، نه نهادی حاشیهای بلکه کانون تولید قدرت ملی و پیشران توسعه علمی است.
دکتر جواد بخشی الموتی - عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان
در چنین شرایطی، پرسش بنیادین این است که دانشگاه در شرایطی که وزیر خارجه آمریکا ایران را تهدید موجودیتی میکند و به تاریخ کهن برای توجیه جنایت علیه ملت ایران بازمیگردد، چگونه میتواند ضمن پاسداشت میراث شهدای علمی، مسیر استقلال و پیشرفت ایران را پرقدرتتر ادامه دهد. در این یادداشت، پنج محور تحلیل میشود.
1. هدفگیری اقتدار علمی، راهبرد دشمن برای نابودی ایران است. دشمن بهدرستی دریافته اقتدار ایران بیش از آنکه بر منابع مادی استوار باشد، بر سرمایه انسانی، توان علمی و ظرفیت نوآوری تکیه دارد. ازاین رو دانشگاه را بهعنوان کانون زایش فناوری، تربیت نخبگان و تولید گفتمان مقاومت هدف گرفته است. ترور دانشمندان، تروریسم علمی و فشارهای هدفمند، همه در خدمت یک راهبرد کلانند: فروپاشی ستونهای علمی ایران. شهادت ۱۸۰استاد و دانشجو، گواهی بر این خصومت ساختاری است.
2. فشار اقتصادی، تحریم علمی و ترور، به بنبست رسیده است. تجربه چهار دهه اخیر نشان میدهد تحریمها اگرچه هزینهآفرین بودهاند اما به بومیسازی بسیاری از زنجیرههای فناوری انجامیدهاند. ترور دانشمندان نیز نتوانسته جریان علم را متوقف کند. زیرا نظام علمی ایران از ظرفیت جانشینسازی، بازتولید نخبگان و تداوم مکتبهای پژوهشی برخوردار است. دشمن میکوشد آینده علمی ایران را هدف قرار دهد اما هر شهید دانشگاهی، خود به منبعی برای انگیزه، همبستگی و جایگزینی نسل جدید تبدیل میشود. این توهم که ترور میتواند پیشرفت را متوقف کند، با واقعیتهای میدانی علم در ایران ناسازگار است.
3. دانشگاه در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» باید هم تبیینگر باشد و هم جهشآفرین. راهبرد دشمن در شرایط کنونی، فرسایش تدریجی قدرت ملی از طریق بحرانهای پیوسته است. در این وضعیت، دانشگاه دو وظیفه حیاتی دارد: نخست، تبیین دقیق و علمی وضعیت برای نخبگان و افکار عمومی و دوم، اقدام جدی برای جهش علمی.
انفعال، خیانت به خون شهداست. دانشگاه باید با پژوهش مسألهمحور، ارتباط نظاممند با صنعت، تقویت دیپلماسی علمی و تمرکز بر فناوریهای راهبردی، از بحران به فرصت عبور کند. جهش علمی، مؤثرترین پاسخ به راهبرد فرسایشی دشمن است.
1. هدفگیری اقتدار علمی، راهبرد دشمن برای نابودی ایران است. دشمن بهدرستی دریافته اقتدار ایران بیش از آنکه بر منابع مادی استوار باشد، بر سرمایه انسانی، توان علمی و ظرفیت نوآوری تکیه دارد. ازاین رو دانشگاه را بهعنوان کانون زایش فناوری، تربیت نخبگان و تولید گفتمان مقاومت هدف گرفته است. ترور دانشمندان، تروریسم علمی و فشارهای هدفمند، همه در خدمت یک راهبرد کلانند: فروپاشی ستونهای علمی ایران. شهادت ۱۸۰استاد و دانشجو، گواهی بر این خصومت ساختاری است.
2. فشار اقتصادی، تحریم علمی و ترور، به بنبست رسیده است. تجربه چهار دهه اخیر نشان میدهد تحریمها اگرچه هزینهآفرین بودهاند اما به بومیسازی بسیاری از زنجیرههای فناوری انجامیدهاند. ترور دانشمندان نیز نتوانسته جریان علم را متوقف کند. زیرا نظام علمی ایران از ظرفیت جانشینسازی، بازتولید نخبگان و تداوم مکتبهای پژوهشی برخوردار است. دشمن میکوشد آینده علمی ایران را هدف قرار دهد اما هر شهید دانشگاهی، خود به منبعی برای انگیزه، همبستگی و جایگزینی نسل جدید تبدیل میشود. این توهم که ترور میتواند پیشرفت را متوقف کند، با واقعیتهای میدانی علم در ایران ناسازگار است.
3. دانشگاه در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» باید هم تبیینگر باشد و هم جهشآفرین. راهبرد دشمن در شرایط کنونی، فرسایش تدریجی قدرت ملی از طریق بحرانهای پیوسته است. در این وضعیت، دانشگاه دو وظیفه حیاتی دارد: نخست، تبیین دقیق و علمی وضعیت برای نخبگان و افکار عمومی و دوم، اقدام جدی برای جهش علمی.
انفعال، خیانت به خون شهداست. دانشگاه باید با پژوهش مسألهمحور، ارتباط نظاممند با صنعت، تقویت دیپلماسی علمی و تمرکز بر فناوریهای راهبردی، از بحران به فرصت عبور کند. جهش علمی، مؤثرترین پاسخ به راهبرد فرسایشی دشمن است.




