تحقق شروط رهبری شرط پایان جنگ
یکی از نکات مهمی که در دیدار اخیر رهبر انقلاب با دبیر شورای عالی امنیت ملی مورد تأکید قرار گرفت، ضرورت پیگیری حقوق و منافع ملت ایران و جبهه مقاومت است. این موضوع نباید صرفا در حد موضعگیریهای سیاسی باقی بماند، بلکه باید بهصورت جدی در دستور کار دستگاههای مسئول قرار گیرد.
اسماعیل کوثری | عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس
با اینکه دادگاهها و نهادهای بینالمللی بهخصوص در شرایط فعلی قابل اعتماد نیستند و میدانیم که این نهادها همواره تحت تأثیر قدرتهای بزرگ قرار داشتهاند اما نباید از پیگیری حقوقی و طرح شکایت در مجامع بینالمللی صرفنظر کنیم. این پیگیریها از یکسو برای ثبت حقوق ملت ایران در تاریخ و از سوی دیگر برای افشای جنایتها و نقض قوانین بینالمللی از سوی طرف مقابل اهمیت دارد. باید جنایتکاران و ناقضان قانون را در برابر افکار عمومی جهان رسوا کرد و اجازه نداد اقدامات آنها بدون پاسخ و بدون ثبت در حافظه تاریخی جهان باقی بماند.
در این میان، نباید فراموش کنیم که طرف آمریکایی توافقی را امضا کرده و سپس خود آن را نقض کرده است. بنابراین، آمریکا باید در برابر این اقدام پاسخگو باشد. نمیتوان پذیرفت که کشوری توافقی را امضا کند، تعهدات خود را زیر پا بگذارد و در عین حال، از طرف مقابل انتظار داشته باشد که همچنان مطابق خواستههای او رفتار کند.
از سوی دیگر، شرایط راهبردی منطقه و اهمیت تنگه هرمز و امنیت انرژی، موقعیت ایران را بهگونهای قرار داده است که پیامدهای هرگونه تنش و بیثباتی صرفا به منطقه محدود نخواهد ماند. آمریکا، کشورهای اروپایی و حتی اقتصادهای شرق آسیا نیز از تحولات این منطقه بهشدت تأثیر خواهند پذیرفت. بنابراین، طرف مقابل باید بداند که نمیتواند بدون در نظر گرفتن منافع و حقوق ایران، برای آینده منطقه تصمیمگیری کند.
در موضوع مذاکرات هستهای نیز موضع ایران روشن است. ورود به مذاکرات و هرگونه گفتوگو درباره این موضوع باید پس از اجرای کامل هفت بند و تحقق شروط تعیینشده از سوی ایران صورت بگیرد. نمیتوان از ایران انتظار داشت که پیش از اجرای تعهدات طرف مقابل، بار دیگر وارد روندی شود که تجربه گذشته نشان داده ممکن است به نقض تعهدات و زیادهخواهیهای جدید
منجر شود.
مسأله مهم دیگر، پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» است. ادامه این وضعیت نمیتواند بهعنوان یک شرایط پایدار و مطلوب پذیرفته شود و باید برای آن راهحل و پیشنهاد مشخصی وجود داشته باشد.
در این میان، نباید فراموش کنیم که طرف آمریکایی توافقی را امضا کرده و سپس خود آن را نقض کرده است. بنابراین، آمریکا باید در برابر این اقدام پاسخگو باشد. نمیتوان پذیرفت که کشوری توافقی را امضا کند، تعهدات خود را زیر پا بگذارد و در عین حال، از طرف مقابل انتظار داشته باشد که همچنان مطابق خواستههای او رفتار کند.
از سوی دیگر، شرایط راهبردی منطقه و اهمیت تنگه هرمز و امنیت انرژی، موقعیت ایران را بهگونهای قرار داده است که پیامدهای هرگونه تنش و بیثباتی صرفا به منطقه محدود نخواهد ماند. آمریکا، کشورهای اروپایی و حتی اقتصادهای شرق آسیا نیز از تحولات این منطقه بهشدت تأثیر خواهند پذیرفت. بنابراین، طرف مقابل باید بداند که نمیتواند بدون در نظر گرفتن منافع و حقوق ایران، برای آینده منطقه تصمیمگیری کند.
در موضوع مذاکرات هستهای نیز موضع ایران روشن است. ورود به مذاکرات و هرگونه گفتوگو درباره این موضوع باید پس از اجرای کامل هفت بند و تحقق شروط تعیینشده از سوی ایران صورت بگیرد. نمیتوان از ایران انتظار داشت که پیش از اجرای تعهدات طرف مقابل، بار دیگر وارد روندی شود که تجربه گذشته نشان داده ممکن است به نقض تعهدات و زیادهخواهیهای جدید
منجر شود.
مسأله مهم دیگر، پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» است. ادامه این وضعیت نمیتواند بهعنوان یک شرایط پایدار و مطلوب پذیرفته شود و باید برای آن راهحل و پیشنهاد مشخصی وجود داشته باشد.




