بازگشت هوشمندانه یک کارآگاه به تلویزیون
هر سریالی که دنباله آن ساخته میشود، بهطور طبیعی با فصل نخست خود مورد مقایسه قرار میگیرد.
حسین سلطانمحمدی | منتقد تلویزیون
در چنین شرایطی، نخستین پرسشی که باید به آن پاسخ داد، ضرورت ساخت ادامه آن مجموعه است؛ اینکه اساسا چرا باید دوباره به سراغ یک شخصیت و جهان داستانی برویم و آیا امکان جذاب کردن آن برای مخاطب امروز وجود دارد یا خیر. این مقایسه بهویژه درباره «کارآگاه علوی» دشوارتر است؛ چراکه فصل نخست با حضور بازیگری حرفهای و پیشکسوت، شخصیت ویژهای را در ذهن مخاطبان ثبت کرده است. بنابراین سازندگان فصل جدید باید علاوهبر حفظ ویژگیهای شخصیت اصلی، بازیگری را انتخاب میکردند که بتواند یادآور آن کاراکتر باشد و در عین حال هویت مستقلی برای خودش خلق کند. در چنین دنبالهای، فقط استفاده از نام و شهرت فصل نخست کافی نیست. باید دید آیا فضای داستانی، مکثها، آرامش روایت، شیوه بررسی پروندهها و حتی حضور دستیاران کارآگاه توانستهاند ویژگیهای مجموعه قبلی را بازآفرینی کنند یا خیر. اینها پرسشهایی است که درباره هر فصل جدید و حتی فصلهای بعدی یک مجموعه قدیمی مطرح میشود. درباره بازی بهنام تشکر هم باید بگویم که او توانسته ویژگیهای شخصیت قبلی را به یاد مخاطب بیاورد. نوع راه رفتن، لباس پوشیدن، رفتار و خشکی خاصی که در شخصیتپردازی کارآگاه وجود داشته، ازجمله مؤلفههایی است که تشکر تلاش کرده در اجرای خود به آنها توجه کند. بهنام تشکر توانسته خودش را با این شخصیت هماهنگ کند و از این منظر، انتخاب او قابل توجه است. البته قرار نیست بازیگر جدید صرفا بدل بازیگر فصل نخست باشد؛ مهم این است که بتواند ضمن یادآوری شخصیت آشنا، کاراکتر خودش را نیز شکل دهد. در فصل جدید، چند کاراکتر با ویژگیهای کمیک و شیرین نیز حضور دارند که میتوانند به فضای داستان تنوع بدهند.




