نسخه آزمایشی رباتهای خانوادگی
تلفیق تکنولوژی و زندگی روزمره، آن هم در بستر یک اثر کمدی، میتواند ترکیبی را خلق کند که مخاطب با آن ارتباط برقرار کند؛ تجربهای که اینبار در سریال «نسخه آزمایشی» به نویسندگی پیمان جزینی رنگ واقعیت به خود گرفته است. این مجموعه که داستان آن حول محور یک دانشمند ایرانی و رباتهای ساختهشدهاش میچرخد، تلاشی برای به تصویر کشیدن مرز میان شبیهسازی رفتارهای انسانی و تجربه واقعی احساسات است. پیمان جزینی در گفتوگویی از پشتصحنه این اثر و از روزهای سخت پیشتولید میگوید. او روایت میکند که چگونه ایده اولیه از یک طرح متفاوت با رباتهای همشکل در شرایط خاص شکل گرفت و در نهایت به روایت آشنای خانوادهای ایرانی و دغدغههای روزمرهشان تبدیل شد. نسخه آزمایشی تلاشی است برای فراتررفتن از سرگرمی صرف و گره زدن مفاهیمی چون روابط خانوادگی، مسئولیتها و چالشهای زیستمدرن با دنیای صفر و یک؛ جهانی که قواعد آن در دل پرالتهاب تولید و نگارش توسط سازندگانش از صفر تا 100 تدوین و آزموده شده است.
به روایت هوش مصنوعی
پیمان جزینی، نویسنده سریال نسخه آزمایشی، با اشاره به نگارش این مجموعه به جامجم گفت: تلاش کردیم قصه را حول محور دانشمندی ایرانی شکل دهیم که هوش مصنوعیهایی میسازد و میکوشد تواناییهایی شبیه به رفتارهای انسانی را در آنها پرورش دهد.
وی همچنین درباره شکلگیری ایده اولیه این مجموعه، چالشهای نگارش، خلق موقعیتهای کمدی و تأثیر شرایط تولید بر نتیجه نهایی اثر توضیح داد.
این نویسنده با اشاره به اینکه ایده اولیه سریال با طرحی متفاوت از نسخه فعلی آغاز شده بود، اظهار کرد: مرداد سال گذشته، پس از تماس آقای محمدی با همکارم، آقای زندی، جلسهای برگزار کردیم و در جریان آن مشخص شد طرح اولیهای که خانم عربامیری در دوران جنگ ۱۲روزه ارائه کرده بود، به تصویب تلویزیون رسیده است. در آن طرح، خانوادهها وارد خانهای شده و با رباتهایی مواجه میشدند که از نظر ظاهری شبیه خودشان بودند. با اینحال، اجرای چنین ایدهای با دشواریهای فنی و اجرایی متعددی همراه بود و امکان تولید آن به شکل اولیه
وجود نداشت. جزینی ادامه داد: پس از بررسی طرح، به این نتیجه رسیدیم که برای پیشبرد کار باید تغییراتی در آن ایجاد کنیم. با هماهنگی عوامل و در شرایطی که فرصت چندانی برای پیشتولید و نگارش متن نداشتیم، کار را آغاز کردیم. از زمانی که پروژه به ما پیشنهاد شد تا نگارش قسمت نخست، حدود ۱۰ روز فرصت داشتیم و همین مسأله امکان بررسی و آزمودن ایدههای مختلف را
محدود میکرد.
مرز میان شبیهسازی و احساس انسانی
این نویسنده درباره محور اصلی داستان و جایگاه هوش مصنوعی در شکلگیری روایت، بیان کرد: یکی از موضوعاتی که تلویزیون بر حضور آن در داستان تأکید داشت، هوش مصنوعی بود. بر همین اساس، تلاش کردیم قصه را حول محور دانشمندی ایرانی شکل دهیم که هوش مصنوعیهایی میسازد و میکوشد تواناییهایی شبیه به رفتارهای انسانی را در آنها پرورش دهد.
جزینی با اشاره به تفاوت میان شبیهسازی احساسات و تجربه واقعی آنها افزود: از نظر من، هوش مصنوعی میتواند برخی رفتارها و واکنشهای انسانی را شبیهسازی کند اما این مسأله لزوما به معنای برخورداری از احساسات انسانی نیست. در شکلگیری قصه نیز تلاش کردیم به این محدوده نزدیک شویم، بدون اینکه الزاما ادعا کنیم رباتها واقعا احساسات انسانی را تجربه میکنند. وی درباره عنوان سریال نیز توضیح داد: نسخه آزمایشی به نسخهای اشاره دارد که پیش از رسیدن به محصول نهایی ساخته میشود و مورد آزمایش قرار میگیرد. در داستان نیز نسخههای متعددی پیش از این رباتها ساخته شدهاند که عملکردشان رضایتبخش نبوده و کنار گذاشته شدهاند. رباتهای فعلی نیز در موقعیت آزمایشی قرار دارند و هنوز مشخص نیست که آیا میتوانند آنچه را از انسانها انتظار میرود، یاد بگیرند یا خیر. این مفهوم در شکلگیری عنوان سریال و موقعیت اصلی داستان نقش دارد.
نویسنده سریال نسخه آزمایشی با اشاره به تلاش برای نزدیک کردن شخصیتها به زندگی روزمره مخاطبان، گفت: از ابتدا میخواستیم خانوادهای را وارد داستان کنیم که مخاطب بتواند نمونههایی از آن را در اطراف خود ببیند و با اعضای آن ارتباط برقرار کند. هدف این بود که شخصیتها و موقعیتهای داستان برای بیننده آشنا باشد و قصه بتواند او را با خود همراه کند. وی با اشاره به طولانی بودن مجموعه و لوکیشنها، افزود: سریال در ۹۰ قسمت تولید شده و بخش عمدهای از اتفاقات آن در فضای خانه میگذرد. به نظرم در یک مجموعه کمدی، تنوع موقعیتها و فضاها میتواند به خلق موقعیتهای تازه کمک کند. این نویسنده با بیان اینکه فاصله میان نگارش، تولید و پخش میتواند بر ارتباط داستان با مسائل روز جامعه اثر بگذارد، گفت: در برخی مجموعهها، نویسنده میتواند اتفاقات روزمره جامعه را وارد قصه کند. برای مثال اگر مسألهای درباره آلودگی هوا یا طرح ترافیک مطرح میشود، ممکن است در فاصله کوتاهی به یکی از موقعیتهای داستانی تبدیل شود. ما در نسخه آزمایشی باید داستان را در فضایی مستقل از زمان و اتفاقات روز طراحی میکردیم؛ زیرا زمان دقیق پخش مشخص نبود.
پرداختن به دغدغههای روزمره خانوادهها
جزینی درباره محتوای داستان و تلاش برای حفظ مضمون در کنار جنبه سرگرمکننده سریال، بیان کرد: برای ما مهم بود که مجموعه صرفا به سرگرمی محدود نشود و هر قسمت حرفی برای گفتن داشته باشد. تلاش کردیم موضوعاتی را مطرح کنیم که بخشی از زندگی و دغدغههای روزمره مردم باشد؛ از اهمیت توجه به پدر و مادر و قدر دانستن سلامتی گرفته تا روابط میان اعضای خانواده و مسئولیتهایی که هر یک از آنها برعهده دارند. وی افزود: برای مثال در بخشی از داستان، پدر خانواده علاقه بیشتری به پسرش نشان میدهد و برای تهیه موتور مورد علاقه او تلاش میکند. چنین موقعیتهایی میتوانند زمینهای برای پرداختن به روابط خانوادگی و رفتارهای آشنای اجتماعی باشند. البته نمیتوانم با قطعیت بگویم تا چه اندازه در رسیدن به هدفمان موفق بودهایم اما تلاش کردیم مجموعه از محتوا خالی نباشد و مخاطب در کنار موقعیتهای کمدی، با موضوعاتی از زندگی واقعی نیز مواجه شود.
به روایت هوش مصنوعی
پیمان جزینی، نویسنده سریال نسخه آزمایشی، با اشاره به نگارش این مجموعه به جامجم گفت: تلاش کردیم قصه را حول محور دانشمندی ایرانی شکل دهیم که هوش مصنوعیهایی میسازد و میکوشد تواناییهایی شبیه به رفتارهای انسانی را در آنها پرورش دهد.
وی همچنین درباره شکلگیری ایده اولیه این مجموعه، چالشهای نگارش، خلق موقعیتهای کمدی و تأثیر شرایط تولید بر نتیجه نهایی اثر توضیح داد.
این نویسنده با اشاره به اینکه ایده اولیه سریال با طرحی متفاوت از نسخه فعلی آغاز شده بود، اظهار کرد: مرداد سال گذشته، پس از تماس آقای محمدی با همکارم، آقای زندی، جلسهای برگزار کردیم و در جریان آن مشخص شد طرح اولیهای که خانم عربامیری در دوران جنگ ۱۲روزه ارائه کرده بود، به تصویب تلویزیون رسیده است. در آن طرح، خانوادهها وارد خانهای شده و با رباتهایی مواجه میشدند که از نظر ظاهری شبیه خودشان بودند. با اینحال، اجرای چنین ایدهای با دشواریهای فنی و اجرایی متعددی همراه بود و امکان تولید آن به شکل اولیه
وجود نداشت. جزینی ادامه داد: پس از بررسی طرح، به این نتیجه رسیدیم که برای پیشبرد کار باید تغییراتی در آن ایجاد کنیم. با هماهنگی عوامل و در شرایطی که فرصت چندانی برای پیشتولید و نگارش متن نداشتیم، کار را آغاز کردیم. از زمانی که پروژه به ما پیشنهاد شد تا نگارش قسمت نخست، حدود ۱۰ روز فرصت داشتیم و همین مسأله امکان بررسی و آزمودن ایدههای مختلف را
محدود میکرد.
مرز میان شبیهسازی و احساس انسانی
این نویسنده درباره محور اصلی داستان و جایگاه هوش مصنوعی در شکلگیری روایت، بیان کرد: یکی از موضوعاتی که تلویزیون بر حضور آن در داستان تأکید داشت، هوش مصنوعی بود. بر همین اساس، تلاش کردیم قصه را حول محور دانشمندی ایرانی شکل دهیم که هوش مصنوعیهایی میسازد و میکوشد تواناییهایی شبیه به رفتارهای انسانی را در آنها پرورش دهد.
جزینی با اشاره به تفاوت میان شبیهسازی احساسات و تجربه واقعی آنها افزود: از نظر من، هوش مصنوعی میتواند برخی رفتارها و واکنشهای انسانی را شبیهسازی کند اما این مسأله لزوما به معنای برخورداری از احساسات انسانی نیست. در شکلگیری قصه نیز تلاش کردیم به این محدوده نزدیک شویم، بدون اینکه الزاما ادعا کنیم رباتها واقعا احساسات انسانی را تجربه میکنند. وی درباره عنوان سریال نیز توضیح داد: نسخه آزمایشی به نسخهای اشاره دارد که پیش از رسیدن به محصول نهایی ساخته میشود و مورد آزمایش قرار میگیرد. در داستان نیز نسخههای متعددی پیش از این رباتها ساخته شدهاند که عملکردشان رضایتبخش نبوده و کنار گذاشته شدهاند. رباتهای فعلی نیز در موقعیت آزمایشی قرار دارند و هنوز مشخص نیست که آیا میتوانند آنچه را از انسانها انتظار میرود، یاد بگیرند یا خیر. این مفهوم در شکلگیری عنوان سریال و موقعیت اصلی داستان نقش دارد.
نویسنده سریال نسخه آزمایشی با اشاره به تلاش برای نزدیک کردن شخصیتها به زندگی روزمره مخاطبان، گفت: از ابتدا میخواستیم خانوادهای را وارد داستان کنیم که مخاطب بتواند نمونههایی از آن را در اطراف خود ببیند و با اعضای آن ارتباط برقرار کند. هدف این بود که شخصیتها و موقعیتهای داستان برای بیننده آشنا باشد و قصه بتواند او را با خود همراه کند. وی با اشاره به طولانی بودن مجموعه و لوکیشنها، افزود: سریال در ۹۰ قسمت تولید شده و بخش عمدهای از اتفاقات آن در فضای خانه میگذرد. به نظرم در یک مجموعه کمدی، تنوع موقعیتها و فضاها میتواند به خلق موقعیتهای تازه کمک کند. این نویسنده با بیان اینکه فاصله میان نگارش، تولید و پخش میتواند بر ارتباط داستان با مسائل روز جامعه اثر بگذارد، گفت: در برخی مجموعهها، نویسنده میتواند اتفاقات روزمره جامعه را وارد قصه کند. برای مثال اگر مسألهای درباره آلودگی هوا یا طرح ترافیک مطرح میشود، ممکن است در فاصله کوتاهی به یکی از موقعیتهای داستانی تبدیل شود. ما در نسخه آزمایشی باید داستان را در فضایی مستقل از زمان و اتفاقات روز طراحی میکردیم؛ زیرا زمان دقیق پخش مشخص نبود.
پرداختن به دغدغههای روزمره خانوادهها
جزینی درباره محتوای داستان و تلاش برای حفظ مضمون در کنار جنبه سرگرمکننده سریال، بیان کرد: برای ما مهم بود که مجموعه صرفا به سرگرمی محدود نشود و هر قسمت حرفی برای گفتن داشته باشد. تلاش کردیم موضوعاتی را مطرح کنیم که بخشی از زندگی و دغدغههای روزمره مردم باشد؛ از اهمیت توجه به پدر و مادر و قدر دانستن سلامتی گرفته تا روابط میان اعضای خانواده و مسئولیتهایی که هر یک از آنها برعهده دارند. وی افزود: برای مثال در بخشی از داستان، پدر خانواده علاقه بیشتری به پسرش نشان میدهد و برای تهیه موتور مورد علاقه او تلاش میکند. چنین موقعیتهایی میتوانند زمینهای برای پرداختن به روابط خانوادگی و رفتارهای آشنای اجتماعی باشند. البته نمیتوانم با قطعیت بگویم تا چه اندازه در رسیدن به هدفمان موفق بودهایم اما تلاش کردیم مجموعه از محتوا خالی نباشد و مخاطب در کنار موقعیتهای کمدی، با موضوعاتی از زندگی واقعی نیز مواجه شود.




