در شب یلدا و در مهمانیهای طولانیترین شب سال بیایید گپ بزنیم و ببینیم از كجا معلوم به ما دروغ نگفته باشند؛ شاید زمین تخت باشد!
خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید ...
«زمین نهتنها كروی نیست بلكه كاملا مسطح به نظر میرسد. دلایل زیادی برای زیر سؤالبردن كروی بودن زمین وجود دارد. میتوانیم خورشید را هر روز درحال چرخش به دور زمین ببینیم. سیارهها، ستارهها و دركل همه اجرام آسمانی به دور ما در حال چرخش به نظر میرسند و هیچ حركتی از زمین احساس نمیكنیم. اینها چند مثال ساده از حسهایی است كه به ما میگوید روی یك زمین كروی و درحال چرخش به دور خورشید زندگی نمیكنیم. بلكه این زمین است که ساكن بوده و هر چیزی در ماورای زمین به دور آن میگردد. به این روش رویكرد تجربی (مبنی بر تجربه) نیز میگویند كه تكیه بر اطلاعات بهدست آمده از احساسمان دارد.» به گیرندههایتان دست نزنید! درست خواندید! شما در حال خواندن مطلبی هستید كه نویسندهاش معتقد است زمین مسطح است. شاید تعجب كنید كه در این روزگار مگر چنین آدمهایی هم پیدا میشوند. ولی بد نیست بدانید یكی دو نفر در دنیا نیستند كه اینطور فكر میكنند. گروهی از مردم حتی در میان تحصیلكردههای دانشگاهی كه گروه «زمین تختگرایان» را تشكیل دادهاند در اینترنت و شبكههای اجتماعی میگویند «به ما دروغ گفتهاند كه زمین گرد است و كلی دلیل وجود دارد برای تخت و مسطح بودن زمین!» تعجب كردهاید؟ بیایید ببینیم حرف حساب اینها چیست!منابع: Live Science، curiosity.com و newsypeople.com
(on the heavens) با ارائه شواهدی گوناگون ادعا كرد كه زمین باید شكلی كروی داشته باشد. برای مثال او عنوان كرد كه شما میتوانید سایه زمین را روی قرص ماه به هنگام ماهگرفتگی ببینید و از آنجا كه این سایه همواره گرد است شما میتوانید بفهمید كه زمین كروی است!
دلیل دیگر ارسطو این بود كه موقعیت ستارهها در آسمان با توجه به موقعیت ما روی زمین تغییر میكند. برخی ستارههایی كه در جهت جنوب آسمان در مصر دیده میشدند از جزیره قبرس كه حدود 1000 كیلومتر با آن فاصله داشت، دیده نمیشد. او در كتابش نوشت: «این نشان میدهد نهتنها زمین كروی شكل است، بلكه اندازه بزرگی هم ندارد. وگرنه اثر تغییر ناچیز مكان به سرعت ظاهر نمیشد. اگر زمین خیلی بزرگ بود برای اینكه منظره متفاوتی از آسمان را ببینیم باید مسافت طولانیتری را طی میكردیم.»
مدتی بعد دانشمند دیگری به نام اراتوستن حتی توانست محیط زمین را هم به شیوهای ساده اندازه بگیرد؛ اندازهای كه به مقدار امروزی بسیار نزدیك است و بسیاری از دانشآموزان بهعنوان پروژهای آسان از پس انجامش بر میآیند. با این حال ارسطو این فرض را داشت كه زمین در مركز عالم واقع شده است.
نظریه زمین مرکزی و مطالعات علمی
آریستارخوس اولین دانشمند یونان باستان است كه حدود 310 سال پیش از میلاد مسیح به نادرست بودن نظریه زمین مركزی پی برد و مدلی ارائه داد كه در آن خورشید در مركز عالم قرار داشت. او باور داشت شاید ستارهها هم اجرامی مانند خورشید باشند. اما اغلب دیدگاههای او با نظریههای ارسطو و بعد از آن بطلمیوس رد میشد. بطلمیوس از فیلسوفان و اخترشناسان شهیر یونان باستان است كه در سال 150 میلادی در كتاب المجسطی پدیدههایی را بررسی میكند كه بستگی به كرویت زمین دارند. سپس مدل زمین مركزی را برای توصیف گردش اجرام در آسمان طرحریزی كرد كه تا 1500 سال بعد مورد پذیرش عموم بود. تا اینكه حدود پنج قرن پیش نیكلاس كپرنیك توانست نظریه خورشید مركزی را گسترش دهد و به صورت علمی درآورد.
برتری اصلی مدل خورشید مركزی، سادگی و نظم بیشتری بود كه در محاسبات و توضیح پدیدهها ازخود نشان میداد. بعدها گالیله با اختراع تلسكوپ شواهدی رصدی برای آنچه كپرنیك میگفت، پیدا كرد. در نهایت با تلاش كپلر این نظریه بسیار معقولتر و علمیتر شد.
در دوران دبیرستان حتما با قوانین نیوتن آشنا شدهاید. الكساندر پوپ در ستایش عظمت كار نیوتن در دنیای علم این جمله كه بر مزار نیوتن حك شده است را سروده است:
«طبیعت وقوانین طبیعت در تاریكی نهان بود. خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید... و همه روشن شد»
پذیرش نهایی نظریه مركزیت خورشید صد سال بعد از انتشار كتاب كوپرنیك، با مطرحشدن نظریه گرانش و قوانین حركت نیوتن اتفاق افتاد! با این حال زمانی كه اتحادیه جماهیر شوروی سابق ماهواره اسپوتنیك 1 را در 12 مهر 1336 پرتاب كرد، با عكسهایی كه این ماهواره و ماهوارههای پس از آن به زمین مخابره كردند، كروی بودن زمین به طرز غیرقابلانكاری تایید شد.
چرا زمین تخت نیست؟
دیوید استیونسون (David Stevenson) دانشمند علوم سیارهای در دانشگاه كلتك (Caltech) در پاسدانای كالیفرنیا میگوید: برای اینكه بتوانیم یك جرم كیهانی را به یك صفحه مسطح تبدیل كنیم باید آن را با سرعت بچرخانیم. متاسفانه این چرخش سریع، سیاره را نابود و به ذرات ریز تبدیل میكند. در دهه 1230شمسی/ 1850میلادی، اخترشناسی به نام جیمز كلارك ماكسول تحقیقاتی روی حلقههای زحل انجام داد و نشان داد با توجه به قوانین فیزیك یك جسم جامد نمیتواند در قالب یك صفحه وضعیت پایداری در عالم داشته باشد. تحقیقات علمی ماكسول پیشبینی كرد احتمالا حلقههای زحل ـ كه با تلسكوپ به شكل صفحه مسطحی دیده میشود ـ از تعداد زیادی ذرات كوچك و جدا از هم تشكیل شده باشد. این چیزی است كه با یافتههای اخیر فضاپیمای كاسینی در نزدیكی زحل مطابقت دارد. بنابراین برای حفظ زمین مسطح بدون هیچ گردشی نیاز به نیرویی جادویی وجود خواهد داشت. زمین مسطح طبق قوانین فیزیك برای مدت طولانی دوام نخواهد آورد و ظرف چند ساعت فشار نیروی گرانش سیاره را مجبور میكند تا به شكل كروی درآید. گرانش نیرویی است كه از همه جهتها بهطور مساوی وارد میشود و به این دلیل است كه تمام سیارهها كروی شكل یا نزدیك به آن هستند. بنابراین ریاضیات ماكسول نشان داد ایده مسطحبودن زمین تحت شرایط واقعی گرانش پایدار نمیماند. به محض اینكه از نیروی گرانش رها شویم، هر آنچه در سیاره ما وجود دارد جور دیگری خواهد بود!
برای مثال جو از بین خواهد رفت. چون با نیروی گرانش است كه مولكولهای موجود در جو در اطراف زمین باقی میمانند. جزرومد دریاها و اقیانوسها هم از بین خواهد رفت؛ زیرا ناشی از نیروی كشش گرانشی ماه هستند و هر توضیحی راجع به دلیل وجود ماه در آسمان و سقوط نكردنش روی زمین به گرانش وابسته است. در اكثر فرضیههای پذیرفته شده، ماه زمانی شكل گرفت كه سیارك عظیمی به زمین اولیه برخورد كرد و باقیمانده ذرات حاصل از این برخورد تحت تسلط گرانش زمین درآمد و ماه امروزی را ساخت. در دیگر سناریوها هم ماه در زمان شكلگیری زمین باز هم به لطف گرانش شكل گرفت. یا گرانش قوی زمین بوده است كه این جرم بزرگ فضایی را جذب زمین كرد.
گرانش همچنین مسوول ساختار لایهای زمین است. چگالترین مواد در هسته زمین قرا گرفتهاند و مواد سبكتر گوشته و سبكترین مواد پوسته زمین را تشكیل دادهاند. بدون این ساختار لایهای، زمین كاملا به شكل متفاوتی حركت میكرد. بخش بیرونی هسته مایع است و مانند یك آهنربای عظیم و پویا، میدان مغناطیسی زمین را میسازد. میدان مغناطیسی به حفظ جو زمین كمك میكند. وجود همین جو است كه زمین را از بمباران با بادهای خورشیدی در امان نگه میدارد. بادهای خورشیدی ذراتی پرانرژی هستند كه از طرف خورشید به فضا در تمام جهات پرتاب میشود. از بین رفتن میدان مغناطیسی مریخ در چهار میلیارد سال پیش سبب شد بادهای خورشیدی جو مریخ را از بین ببرند.
زمین تختگرایان برای توضیح این مشاهدات تعابیر دیگری دارند كه بر ریاضی و فیزیك مبتنی نیست. بر اساس بهكار بردن دانش عمومی از نیروی گرانش و نیروهایی مانند گشتاور بود كه ماكسول پیشبینی كرد حلقههای زحل از تعداد زیادی ذره تشكیل شدهاند. مسائل او بر پایه معادلات ریاضیای بود كه نظریههای زمین مركزی و مسطحبودن زمین بر اساس این روش كار نمیكنند!
گرانش؟ كدام گرانش؟!
اگر كنجكاوید بدانید كه زمینتختگرایان برای ادعاهای خود چه پاسخهایی مطرح میكنند بهتر است به اختصار با چند نمونه از آنها مواجه شوید. ماهگرفتگی زمانی رخ میدهد كه زمین و ماه و خورشید در یك راستا قرار میگیرد و سایه زمین روی ماه میافتد. با این حال زمینتختگرایان میگویند ماهگرفتگی زمانی اتفاق میافتد كه خورشید و ماه در یك امتداد باشند، در این زمان سایه شیئی كه از قمرهای خورشید است روی ماه میافتد و نزدیكی زیاد این شی به خورشید موجب میشود برای ما از روی زمین قابل دیدن نباشد! در مورد میدان مغناطیسی، زمینتختگرایان باور دارند زمین یك آهنربای حلقوی دارد. یك قطب آهنربا در مركز و بقیه در تمام نقاط لبهها قرار دارند! گرانش؟ زمینتختگرایان خوب میدانند نباید مدل گرانشی زمین كروی را وارد مدل زمین مسطح كنند، وگرنه اوضاع خراب میشود! مدلهای زیادی برای توصیف گرانش وجود دارد و باید از مدل دیگری برای توجیه مسطحبودن زمین استفاده كنند. میگویند چون زمین شتاب ثابتی دارد ما آن را به شكل گرانش حس میكنیم. اگر به دنبال شواهد تجربی یا منطقی برای این ادعا باشید باید بگویم قابل پیگیری نیست؛ فقط باید بپذیرید!
همانطور كه در چند نمونه عنوان كردیم جهانبینی زمین تختگرایان شامل توضیحات گوناگون برای پدیدههای مختلف است. برای ما گردش زمین و ماه به یك دلیل یكسان صورت میگیرد: گرانش! ولی آنها مجبورند توضیحات مستقلی برای هر پدیده عنوان كنند كه معمولا با توضیحات دیگر در تناقض است. به این دلیل است كه نظریههای علمی برای زمینتختگرایان كار نمیكند. اگر بتوانیم فرایند رخ دادن هزاران پدیده را با یك مساله توضیح دهیم منطقیتر است یا اینكه برای هر پدیده توضیح مختلف و گاه متناقضی داشته باشیم؟
ایلان ماسك، موسس و مدیرعامل شركت اسپیس ایكس در توئیتی نوشته است: «چرا هیچ انجمنی برای مسطحپنداشتن مریخ وجود ندارد؟» زمین تختگرایان هم در حساب كاربری اصلیشان در توئیتر پاسخ دادند: «براساس مشاهدهها سیاره مریخ كروی است. اینكه چرا تمام اجرامی كه مشاهده میكنیم كروی هستند و فقط زمین تخت است پاسخ عجیبی دارد: زمین هیچ ارتباطی با سیارات ندارد. فرض كنید یك زمین فوتبال دارید. همگی میدانیم كه زمین فوتبال صاف است و توپی كه در آن زمین استفاده میشود كروی است. آیا با دیدن یك توپ فوتبال بر روی زمین فوتبال نتیجه میگیریم كه زمین فوتبال نیز باید كروی باشد؟»
همه این موارد را هم اگر كنار بگذاریم، این سؤال بزرگ مطرح است كه اگر زمین واقعا تخت و مسطح است، چرا دانشمندان زیادی در قرون مختلف تاریخ در توطئه بزرگی با هم متحد شدهاند تا زمین را به ما كروی نشان دهند؟!
زمین تخت چه شكلی است؟!
اگر بخواهیم از دیدگاه زمین تختگرایان ماجرا را نگاه كنیم، همان طور كه در شكل پیداست زمین یك صفحه تخت است كه قطب شمال در مركز آن قرار دارد و دیواری یخی در اطراف آن دیده میشود كه اقیانوسها را محدود كرده و از ریزش آب اقیانوسها جلوگیری میكند! این دیوار یخی همان دیواری است كه كاشفانش آن را به نام قطب جنوب نامگذاری كردهاند. آنچه كه در آن سوی دیوار یخ است چیزی است كه بسیار مورد علاقه جامعه زمین تختگرایان است. تا آنجا كه میدانیم كسی از دیوار یخی عبور نكرده است و همچنین كسی از این منطقه بازنگشته است تا چیزی فراتر از آن به ما بگوید! سازماندهندگان كنفرانس سالانه زمینتختگرایان در تدارك سفری دریایی هستند تا با سفر به این منطقه در سال 2020 پاسخ این سؤالات را پیدا كنند!




