نسخه Pdf

خاطره‌های کودکی، شغل بزرگسالی

نگاهی به درآمدزایی از طریق پارچه‌بافی در گفت‌وگو با افسانه مدیرامانی

خاطره‌های کودکی، شغل بزرگسالی

شده محو گل‌های قالی یا شکوفه‌ها و بافت چادررنگی مادربزرگ‌تان و حتی پارچه‌های مختلف شوید؟ اصلا به تولد این نقاشی‌های پارچه‌ای فکر کرده‌اید؟ کارهایی که هر طرف می‌توانید آنها را ببینید و سال‌هاست خیلی‌ها را به دنیای خود دعوت کرده‌اند. امروز به لطف تار و پودها، افراد زیادی شده‌اند خالق دنیاهای پارچه‌ای و در کنار خلق هنر، از طریق آن درآمد هم کسب می‌کنند. 

پارچه‌بافی که قدمت چندین و چند ساله دارد، از هنرهایی است که امروز در دانشگاه هم تدریس می‌شود و در کنار آن خیلی از خانواده‌ها با یک چرخ پارچه‌بافی در شهرها و مناطق مختلف از طریق همین فضا روزگار می‌گذرانند. خلاصه که داستان نخ‌ها که بعد می‌شوند تار و پود و نقش و رنگ، از آن ماجراهای قدیمی است که امروز به عنوان یک هنر ویژه به آن نگاه می‌شود.
افسانه مدیرامانی، یکی از هنرمندان این حوزه است که بیشتر از 30 سال است به این تار و پودها زندگی می‌دهد. او درباره این‌که اصلا چه شد زندگی‌اش با این داستان گره خورد، در گپی که زدیم، بیان کرد: «مثل خیلی‌ها که می‌گویند من از بچگی با فلان هنر همراه بودم، من هم باید بگویم از زمانی که به یاد دارم، همیشه نقاشی می‌کردم از همان زمان به طرح لباس‌ها خیلی علاقه داشتم و آنها را ریز به ریز می‌کشیدم، از طرفی در خانه ما همیشه از هنرهای دستی چه در پوشش و چه در دکور استفاده می‌شد. من یادم است ما همیشه از آن جلیقه‌های دست‌دوزی را که برای مشهد بود، می‌پوشیدیم؛ لباس‌هایی که از جنس پشم و قلاب‌بافی بود. در کل این علاقه خیلی در خانواده من زیاد بود. مثلا خاله من به صورت حرفه‌ای قلاب‌بافی می‌کرد. او به مادرم یاد داد و من هم بعد یاد گرفتم. در واقع از همان کودکی با بافت آشنا شده‌بودم به همین دلیل نمی‌توانم بگویم از کجا شروع شد و همه اینها مجموعه‌ای است که به عوامل مختلفی برمی‌گردد. در ادامه وقتی رشته هنرهای دستی قبول شدم، خیلی تعجب کردم اما آن را ادامه دادم و از وقتی پارچه‌بافی را یاد گرفتم، دیگر نتوانستم نبافم. آن موقع خیلی دستگاه پارچه‌بافی نبود و دستگاه قدیمی را پیدا کردم و از همان سال‌ها شروع به کار کردم و این عشق را تا امروز ادامه دادم.»
مدیرامانی اما از بافندگی صرف فاصله گرفته و با طراحی‌هایش حس و حال دیگری به دنیای نخ‌های رنگارنگ داده است. شکل دادن این طراحی‌ها و فضایی که باعث می‌شود در نهایت آن اثر کاربردی یا هنری باشد، از موضوعاتی بود که او درباره‌اش گفت: «کار اصلی من طراحی و بافت پارچه است و درکنار آن طراحی فرش هم کار می‌کنم. به طور کلی در این فضا پارچه که بافته می‌شود، آن کاربردی که ما به آن می‌هیم، به کار معنا می‌دهد، مثل هر هنر کاربردی و هر فضای دیگری که در آن اثری خلق یا تولید می‌شود. شما می‌توانید یک ظرف بسازی و به عنوان لیوان یا کاسه از آن استفاده کنی؛ ولی اگر روی آن پوشیده شود، اثر نهایی تنها یک جسم و هنر تزئینی می‌شود. در واقع این ما هستیم که متناسب با هر ایده‌ای،کاربرد آن اثر را مشخص با توجه به ویژگی‌هایی که دارد، مشخص می‌کنیم.»
او افزود: «ذات کاری که من می‌کنم، پارچه است و در نهایت محصولی که از پارچه تولید می‌شود و بر مبنای کاربردی که دارد، معنا پیدا می‌کند. حالا یک‌سری از بافته‌های من ممکن است شال باشد یا گاهی پارچه‌های بلند و طولانی که به عنوان ملزومات لباس مورد استفاده قرار بگیرد؛ ولی طرحی که روی آن اجرا می‌شود، تکرار به شیوه معمول نیست. ما در طراحی پارچه یک طرح را در طول کار تکرار می‌کنیم اما من در شال‌ها این تکرار را می‌شکنم در نتیجه آن شال‌ها هم حالت هنری و تجسمی دارند اما در مصرف می‌توانند شال باشند.»
در آخر هم صحبت از ورود علاقه‌مندان به این حوزه شد، افرادی که خیلی از آنها از جوانان مستعد این عرصه‌اند و به فکر درآمدزایی از طریق این ماجرا هستند. مدیرامانی درباره این موضوع هم بیان کرد: «باید عرصه برای جوانانی که می‌آیند باز گذاشته شود. قاعدتا افرادی که کارخانه‌دار هستند، اصولا در ذهنشان ایده‌ها و تجربه‌هایی از بازار دارند؛ به همین دلیل زمانی که طراحان سراغ‌شان می‌روند، با چند جلسه گفت‌وگو و نمونه کار دیدن، متوجه می‌شوند که می‌توانند این همکاری را شکل دهند یا خیر؟ در این بین شما یک اعتماد اولیه می‌کنید اما نمی‌توانید انتظار داشته باشید در مدت خیلی کوتاهی آن شخص به شما کامل اعتماد کند. اتفاقی که حتی اگر خودتان هم سرمایه‌گذار باشید، به همین ترتیب است و طبیعتا محتاط‌تر برخورد می‌کنید. در این فضا زمانی که راه برای ورود طراحان جوان‌تر باز گذاشته می‌شود، آن آدم هم باید آنقدر تلاش کند که پاسخ این اعتماد را بدهد.»

فاطمه شهدوست - روزنامه‌نگار