نسخه Pdf

ترسیم یک اتفاق واقعی با روایت خیال

گفت‌وگو با نویسنده «گروگانکشتگی»؛ قصه‌ای در بستر تاریخ

ترسیم یک اتفاق واقعی با روایت خیال

 لابه‌لای صفحات تاریخ، هستند صفحه‌هایی که در دل این داستان ادامه‌دار گم شده‌اند و خاک گرفته‌اند. تاریخ همواره مهم بوده و هست چرا که هویت ما را به دوش می‌کشد. بنابراین ورق زدن برگ‌های این کتاب پر قدمت و یافتن صفحات گمشده آن و افشای حوادثی که کمتر به آن پرداخته شده، می‌تواند در شناخت بهتر سرزمین و هویت خودمان ما را یاری دهد.   کتاب گروگانکشتگی به قلم نوید ظریف‌کریمی برگی از اتفاق تاریخی خاک‌خورده ما را ورق می‌زند. تفاوت این کتاب با دیگر آثار تاریخی این است که در این اثر، بعد داستانی و تخیل نویسنده بر مستندنگاری آن غالب است و نویسنده با یک ایده و طرح تاریخی، مخاطب را با داستانی از خود همراه می‌سازد. گروگانکشتگی، قصه گروگان‌های سفارت آمریکا در تهران است که از سوی دانشجویان پیرو خط امام به اسارت درآمدند. در پی این اتفاق، نیروی زمینی ایالات متحده در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ برای آزادسازی آمریکایی‌های گروگان گرفته‌شده با چند بالگرد و هواپیما وارد حریم هوایی ایران شد که درنهایت با شکست به کشور خودشان برگشتند. پس از شکست عملیات نیروهای آمریکایی، گروگان‌های آمریکایی به مکان‌های مختلفی برده شدند تا امکان انجام عملیات‌هایی از این دست در آینده دشوارتر شود. این گروگان‌ها به گفته نویسنده به شهرهای مختلفی انتقال داده می‌شوند. داستان کتاب هم درباره انتقال چند نفر از این گروگان‌ها به مشهد است. با نویسنده این اثر گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که پیش روی شماست:

 از کشف و پرداختن به ایده این داستان شروع کنیم؛ ماجرای گروگانکشتگی چه جذابیتی داشت که آن را دنبال کردید؟
ایده این داستان زمانی به ذهنم آمد که مشغول کار روی کتاب دیگرم بودم. اساس آن هم بر این بود که از برخی افراد دخیل در ماجرا مصاحبه‌ها و مستنداتی پیدا کردم و این باعث جرقه‌ای در ذهن من شد. ایده داستان، جذاب و بکر بود. من هم مانند دیگر نویسندگان به دنبال ایده‌های بکر هستم اما پیدا کردن ایده‌های بکر که روی آن بشود کار کرد، سخت است. خوشبختانه   این ایده همان چیزی است که باید نوشته شود. تحقیقاتی انجام دادم و دیدم در این زمینه کاری انجام نشده و من کار را شروع کردم.
 ترکیب واقعیت و تخیل باعث لطمه به واقعیت نشده است؟
در مورد این روایت شرح مستندی وجود ندارد. با افرادی هم که ارتباط گرفتم و گفت‌وگو کردم بسیار موجز سخن گفتند، چون از یادشان رفته بود. اگر هم منبع مستندی بود به تاریخ شفاهی تبدیل می‌شد. هر نویسنده با طرح داستانی و شخصیتی خود به دنبال رساندن مفهوم و پیامی است و می‌خواهد ماجرایی را شکل دهد که آن ماجرا و مضمون، مخصوص خود نویسنده است. با توجه به این که اطلاعاتی از آن ماجرا در دست نبود واگر هم بود، چندان مایل به استفاده زیاد از آن نبودم. حرفی که در کتاب زده می‌شود، مجموعه در هم تنیده وقایع و شخصیت‌هایی است که با ایده خلاقه نویسنده شکل گرفته. ایده داستان واقعی است اما خیلی از اتفاقات و شخصیت‌ها تخیلی‌ هستند.
 در واقع شما بیشتر از روایت تاریخ دنبال قصه گفتن بودید، درست است؟
دغدغه من نوشتن تاریخ شفاهی یا مستندنگاری نبوده است. من خواستم قصه‌ای در بستر تاریخ بنویسم وشخصیت‌هایی را به تاریخ بیاورم و به آنها نقش و مسؤولیت بدهم. در ادامه هم دوست دارم این‌گونه روایت کنم. کتاب بعدی من «گروگانگرفتگی» هم که قرار است منتشر شود به همین صورت است. آنجا هم بستر تاریخ است و شخصیت‌هایی که در جریان گروگانگیری سفارت بودند و اتفاقاتی را رقم می‌زنند.
 شخصیت‌ها و روایت‌ها بر چه اساسی انتخاب شدند؟
شخصیت‌هایی که انتخاب شدند، واقعی نیستند. نحوه انتخابش هم به دغدغه‌های من و مطالعاتی که داشتم، برمی‌گردد. آشنایی با شخصیت‌های آن دوره به من بسیار کمک کرد و آنها را بر اساس گرو‌ه‌های فعال آن زمان ساختم.
 نگران نبودید با وارد کردن تخیل به واقعیت اشخاص واقعی به آن ایراد وارد کنند؟
بله، شبیه راه رفتن روی لبه تیغ بود و حجم و شکل کار به نحوی است که می‌شد افراد واقعی در آن باشند. درمورد کتاب گروگانکشتگی، تعداد افراد واقعی بسیار کم است. به  صورت کنایی و غیرمستقیم اشاره شدند. دقیقا به همین دلیل که شما به آن اشاره کردید. افراد می‌توانند مدعی شوند واقعیت ماجرا این‌طور که روایت شده، نیست. این کمک می‌کند ما از واقعیت فاصله بگیریم و در عین حال به اتفاق تاریخی وفادار می‌مانیم. افراد و ماجراهای آنها را تغییر می‌دهیم و داستانی می‌کنیم.
 ترکیب واقعیت و غیرواقع چه چالشی برای شما داشت؟
ترکیب واقعیت و داستان سخت است. در بخش‌هایی از نوشتن باید یکی را انتخاب کنم. من ترجیحم این بود که  بعد داستانی پررنگ‌تر باشد و فرمی که برای رمان انتخاب شده‌است اولویت داستانی مرا بیشتر نشان دهد. فکر می‌کنم در بعد داستانی موفق بوده‌است. اگر به اندازه یک جمله، خرده روایت یا شخصیت اضافه‌تر پیش برویم ممکن است از قالب داستانی بیرون بیاییم. امیدوارم مردم کتاب را بخوانند. کتابی که درمورد یک اتفاق واقعی اما با روایت خیالی است و این بهانه‌ای شود که به دنبال مستندات آن بروند و اگر علاقه‌مند هستند پژوهش کنند و روایت تاریخی چیزی نباشد که در پستوهای دفاتر خاک بخورد و دیده نشود.

هانیه علی‌نژاد - خبرنگار