یک خاطره بازی گرم و شیرین!

یک خاطره بازی گرم و شیرین!

جشنواره فیلم فجر را دوست داشته باشیم یا نه، موفق بدانیمش یا ناموفق و راهبردی بخوانیمش یا مستقل برای اهالی سینما بیش از یک رویداد فرهنگی «عید» است. در کنار شوق تماشای آثار تازه، دیدار با دیگرانی است که جشنواره را به یک میعاد ثابت سالانه تبدیل می‌کند.

آنها که دل در گرو این جشنواره دارند، می‌دانند که جشنواره فیلم فجر برای آنها به نوعی یک مبدأ شناختی است؛ یک مبدأ یادآوری دیگر اتفاقات زندگی هر کدام ما،نه یک جور تقویم و نه حتی یک جور تاریخ! به این معنا که حالا ما می‌دانیم فارغ‌التحصیلی دانشگاه‌مان را با یکی از جشنواره‌ها به یاد می‌آوریم، عاشقیت در جوانی‌مان را با دوره دیگری از این جشنواره و حتی سوگ و فقدان عزیزی را با برگزاری دوره دیگری از آن به یاد می‌آوریم. اگر قرار است به یاد بیاوریم چه سالی بود که مادربزرگ یا پدربزرگی جان عزیزش را از دست داد به یاد می‌آوریم که در سوز سرمای بهمن آن سال نشستیم به تماشای فیلم «مادر» علی حاتمی، همین‌طور این فیلم شاید ما را وصل می‌کند به فقدان عزیزمان! همین است که جشنواره برای آنها که دلبسته واقعی سینمای ایران هستند یک نوستالژی تاریخی است. با اتفاق‌هایش به یاد آورده می‌شود، با سوز همیشگی سرمایش، با صف‌های تنیده و شلوغ گذشته‌اش که حالا این سال‌ها آب رفته است، با دیدار آشنایان، دوستان، نویسندگان و سینماگران در آن، با نشست‌های همیشه داغش،گاف‌های مجری‌ها  و شیرینی بحث‌های پس از تماشای اول آثار! جشنواره فیلم فجر بیش از آن‌که یک رویداد در تقویم فرهنگی وزارت ارشاد باشد برای ما یک خاطره بازی گرم و شیرین به اندازه خاطره مشترک  چند نسل از جامعه ایرانی است. 

میثم اسماعیلی -  گروه فرهنگ و هنر