قصههای واقعی از صبر مادران شهدا
سریال «مادران» که تنها یک اپیزود آن به نام خواستگاری پخش شده است، هر جمعه ساعت 22 روی آنتن شبکه یک میرود. این سریال اپیزودیک که قرار است زندگی مادران شهدا را به تصویر بکشد، حالوهوای متفاوتی نسبت به دیگر آثار نمایشی در حوزه دفاعمقدس دارد.
امیر گودرزی - گروه رسانه
مسعود دهنوی، کارگردان مجموعه تلویزیونی مادران، در گفتوگو با جامجم درباره نحوه تولیداین سریال، انتخاب بازیگران، تنوع جغرافیایی لوکیشنها و میزان واقعگرایی قصهها، توضیح میدهد؛ توضیحاتی که نشان میدهد پشت این مجموعه، یک نگاه پژوهشی و عاطفی نسبت به مادران شهدا وجود دارد و هم تلاشی جدی برای تجربهگرایی در فرم و روایت.
کارگردان سریال مادران درباره ساختار این مجموعه تلویزیون میگوید هر قسمت اپیزودی و مستقل است، اما عنصر ثابتی که در همه اپیزودها حضور دارد شخصیت مادر شهید است. خانم رویا افشار این نقش را در همه قسمتها بازی میکند. او درباره دلیل این انتخاب نیز توضیح میدهد:معتقدیم همه مادران شهدادرواقع یک نفرهستند؛باوجود تفاوتهای جغرافیایی، مذهبی، اقتصادی و سبک زندگی، وجه اشتراک همه آنها این است که فرزندانشان برای میهن جان دادهاند و همین اشتراک، محور اصلی سریال را میسازد.
دلیل انتخاب رویا افشار
او در توضیح انتخاب رویا افشار برای نقش مادر شهید، چند معیار را برمیشمرد. به گفته دهنوی، گروه سازنده به دنبال بازیگری حرفهای بود که سابقه تئاتری جدی داشته باشد و بتواند در نماهای متنوع، از نظر بصری، چهرهای رنجدیده و سختیکشیده را باورپذیر نشان دهد. او تأکید میکند: مهمترین ویژگی رویا افشار، توانایی منحصربهفرد او در بازیگری است و همین توانایی باعث شده این نقش به او سپرده شود.
یکی از نکات مهم در طراحی این مجموعه، تنوع جغرافیایی و پرهیز از فضاهای تکراری شهری و آپارتمانی بوده است. دهنوی درباره این انتخاب توضیح میدهد که عوامل مجموعه، خود را بیش از آنکه صرفا یک گروه سریالسازی بدانند، مستندساز میدانند و به همین دلیل فضای آپارتمانی و شهری پایتخت را برای چنین مضمونی نمیپسندیدند. او میگوید: فضای پایتختی و آپارتمانی متعلق به بخش محدودی از جامعه است و برای ما مهم بود نشان دهیم مردم ایران با فرهنگها، عقاید و شرایط جغرافیایی مختلف در نقاط گوناگون کشور زندگی میکنند و همه آنها میتوانند مادر شهیدی باشند که فرزندش را برای این خاک داده است. به همین دلیل، از یک روستای کوهستانی در اردبیل تا روستایی کویری در حوالی مشهد بهعنوان لوکیشنهایی انتخاب شده که تنوع اقلیمی و فرهنگی را به تصویر میکشد.
او تأکید میکند: گروه تولید، آگاهانه سراغ کاری سخت رفته تا تصویری تازه از سریال تلویزیونی ارائه کند؛ تصویری که فراتر از تهران و آپارتمانهای معمولی باشد.
دهنوی درباره لوکیشنها و دشواری تولید بیشتر توضیح میدهد: ضبط سریال بسیار سخت بوده و در مجموع ۸۰ روز طول کشید. بخشی از تصویربرداری در دو شهر از استان اردبیل انجام شد، سپس در دو منطقه متفاوت تهران ادامه یافت. یکی از قسمتها به طور کامل در قطار ضبط شده و همه سکانسهای آن در همین فضای محدود شکلگرفته است. قسمت دیگر براساس قصه واقعی یک شهید ساخته شده که در جزیرهای در میانه سد لفور (مازندران، سوادکوه شمالی) دفن است.
او میافزاید: گروه سازنده برای حفظ اصالت فضا، همانجا فیلمبرداری را انجام داده است. بهعنوان مثال قسمت دیگری از سریال، در شهر مشهد میگذرد و بخشی هم در روستایی حوالی نیشابور فیلمبرداری شده است. بهاینترتیب، هم قصهها و هم لوکیشنها در هر اپیزود، رنگوبوی متفاوتی دارند.
دهنوی در پاسخ به این که داستانها تا چه میزان واقعی است، چنین میگوید: همه داستانهای سریال، اقتباس آزاد از قصههای واقعی هستند. حتی یکی از قسمتها براساس قصه عموی شهید خودم ساخته شده و دیگری نیز مربوط به مادربزرگ تهیهکننده همین سریال، که او هم مادر شهید است.
او درباره دیگر اپیزودها اشاره میکند که بخش مهمی از داستانها از کتابی با عنوان مادران الهامگرفته شده است. او توضیح میدهد گاهی یک خط کوتاه یا یکلحظه خاص در یک روایت مکتوب، الهامبخش تبدیلشدن به یک قصه کامل در سریال شده و گروه نویسندگان از همین خطوط ساده، داستانهای تلویزیونی را اقتباس کردهاند.
بازنویسی داستان و هماهنگی با شرایط جنگی
با وجودی که این سریال قبل از جنگ تحمیلی سوم ساخته شده؛ اما حالوهوای آن روزها را میتوان در برخی صحنهها احساس کرد. دهنوی در اینباره میگوید: کار ضبط سریال ۱۰ روز پیش از آغاز جنگ 12روزه به پایان رسیده بود اما همزمان شدن پخش یا تکمیل مراحل کار با وقوع این رخداد، گروه را به این سمت برده که یکی از قصهها را متناسب با شرایط جدید و نزدیک به زمان حال تنظیم کنند.
کارگردان سریال مادران درباره ساختار این مجموعه تلویزیون میگوید هر قسمت اپیزودی و مستقل است، اما عنصر ثابتی که در همه اپیزودها حضور دارد شخصیت مادر شهید است. خانم رویا افشار این نقش را در همه قسمتها بازی میکند. او درباره دلیل این انتخاب نیز توضیح میدهد:معتقدیم همه مادران شهدادرواقع یک نفرهستند؛باوجود تفاوتهای جغرافیایی، مذهبی، اقتصادی و سبک زندگی، وجه اشتراک همه آنها این است که فرزندانشان برای میهن جان دادهاند و همین اشتراک، محور اصلی سریال را میسازد.
دلیل انتخاب رویا افشار
او در توضیح انتخاب رویا افشار برای نقش مادر شهید، چند معیار را برمیشمرد. به گفته دهنوی، گروه سازنده به دنبال بازیگری حرفهای بود که سابقه تئاتری جدی داشته باشد و بتواند در نماهای متنوع، از نظر بصری، چهرهای رنجدیده و سختیکشیده را باورپذیر نشان دهد. او تأکید میکند: مهمترین ویژگی رویا افشار، توانایی منحصربهفرد او در بازیگری است و همین توانایی باعث شده این نقش به او سپرده شود.
یکی از نکات مهم در طراحی این مجموعه، تنوع جغرافیایی و پرهیز از فضاهای تکراری شهری و آپارتمانی بوده است. دهنوی درباره این انتخاب توضیح میدهد که عوامل مجموعه، خود را بیش از آنکه صرفا یک گروه سریالسازی بدانند، مستندساز میدانند و به همین دلیل فضای آپارتمانی و شهری پایتخت را برای چنین مضمونی نمیپسندیدند. او میگوید: فضای پایتختی و آپارتمانی متعلق به بخش محدودی از جامعه است و برای ما مهم بود نشان دهیم مردم ایران با فرهنگها، عقاید و شرایط جغرافیایی مختلف در نقاط گوناگون کشور زندگی میکنند و همه آنها میتوانند مادر شهیدی باشند که فرزندش را برای این خاک داده است. به همین دلیل، از یک روستای کوهستانی در اردبیل تا روستایی کویری در حوالی مشهد بهعنوان لوکیشنهایی انتخاب شده که تنوع اقلیمی و فرهنگی را به تصویر میکشد.
او تأکید میکند: گروه تولید، آگاهانه سراغ کاری سخت رفته تا تصویری تازه از سریال تلویزیونی ارائه کند؛ تصویری که فراتر از تهران و آپارتمانهای معمولی باشد.
دهنوی درباره لوکیشنها و دشواری تولید بیشتر توضیح میدهد: ضبط سریال بسیار سخت بوده و در مجموع ۸۰ روز طول کشید. بخشی از تصویربرداری در دو شهر از استان اردبیل انجام شد، سپس در دو منطقه متفاوت تهران ادامه یافت. یکی از قسمتها به طور کامل در قطار ضبط شده و همه سکانسهای آن در همین فضای محدود شکلگرفته است. قسمت دیگر براساس قصه واقعی یک شهید ساخته شده که در جزیرهای در میانه سد لفور (مازندران، سوادکوه شمالی) دفن است.
او میافزاید: گروه سازنده برای حفظ اصالت فضا، همانجا فیلمبرداری را انجام داده است. بهعنوان مثال قسمت دیگری از سریال، در شهر مشهد میگذرد و بخشی هم در روستایی حوالی نیشابور فیلمبرداری شده است. بهاینترتیب، هم قصهها و هم لوکیشنها در هر اپیزود، رنگوبوی متفاوتی دارند.
دهنوی در پاسخ به این که داستانها تا چه میزان واقعی است، چنین میگوید: همه داستانهای سریال، اقتباس آزاد از قصههای واقعی هستند. حتی یکی از قسمتها براساس قصه عموی شهید خودم ساخته شده و دیگری نیز مربوط به مادربزرگ تهیهکننده همین سریال، که او هم مادر شهید است.
او درباره دیگر اپیزودها اشاره میکند که بخش مهمی از داستانها از کتابی با عنوان مادران الهامگرفته شده است. او توضیح میدهد گاهی یک خط کوتاه یا یکلحظه خاص در یک روایت مکتوب، الهامبخش تبدیلشدن به یک قصه کامل در سریال شده و گروه نویسندگان از همین خطوط ساده، داستانهای تلویزیونی را اقتباس کردهاند.
بازنویسی داستان و هماهنگی با شرایط جنگی
با وجودی که این سریال قبل از جنگ تحمیلی سوم ساخته شده؛ اما حالوهوای آن روزها را میتوان در برخی صحنهها احساس کرد. دهنوی در اینباره میگوید: کار ضبط سریال ۱۰ روز پیش از آغاز جنگ 12روزه به پایان رسیده بود اما همزمان شدن پخش یا تکمیل مراحل کار با وقوع این رخداد، گروه را به این سمت برده که یکی از قصهها را متناسب با شرایط جدید و نزدیک به زمان حال تنظیم کنند.
تیتر خبرها
-
دشمن، نخبگان مردد میخواهد
-
ایران، فاتح نبرد هرمز
-
ناگفتههای شکار کرکس
-
دست پر تلویزیون از مستندهای جنگ تحمیلی سوم
-
شهیدی که تحمل فراق «آقا» را نداشت
-
قصههای واقعی از صبر مادران شهدا
-
ضربه سایبری به قلب اسرائیل
-
شکست را زیر فرش کُن!
-
حمله به جام در سرزمین فراعنه
-
شبهای پرچم و تجمعات مردمی
-
شهید لاریجانی تبلور عملی مکتب مطهری
-
فرصت یکماهه برای مرگ یا زندگی قاتل
-
اقتصاد جهان، قربانی جنگافروزی ترامپ




