دستان خالی منتقدان حکم آپارات
هر بار که صحبت از مسائلی پیرامون رسانه ملی میشود، رصد کردن برخی جریانهای خاص و خبررسانی آنها، معانی جالبی را به مخاطب نشان میدهد.
پرونده محکوم شدن آپارات هم از این دست مسائل است که تنها یک رصد کوتاه از جریانهای فوق، میتواند نشان دهد حتی دست جریانهای مخالف برای نقد رسانه ملی هم پر نیست.
در این میان، رسانههای بسیاری در چند روز گذشته اقدام به انتشار گزارشهای یک سویه علیه رسانه ملی کردهاند. اما نگاهی به همین گزارشها، حاوی نکات جالبی است.
یک روزنامه نزدیک به جریان اصلاحطلب با فردی که او را تهیهکننده برنامههای حوزه فناوری و استارتاپها و کسب و کارهای دیجیتال معرفی کرد به گفتوگو پرداخت تا با تأکید بر چند نکته به این نتیجه دلخواه برسد و بگوید صداوسیما نباید از آپارات شکایت میکرد! اگر همه دلایل او و دیگر منتقدان به حکم محکومیت آپارات را مرور کنیم، به این سه کلیدواژه برمیخوریم: کاربرمحور، کالای عمومی و جریمه نجومی. مصاحبهشونده این روزنامه رأی دادگاه را زیر سؤال نبرد و تنها به مبلغ آن انتقاد داشت و گفت: جریمههایی در مقیاس چند هزار میلیارد تومان برای یک کسب و کار خصوصی فعال در حوزه دیجیتال، بهویژه در شرایط فعلی اقتصاد ایران بسیار سنگین بهنظر میرسد.
کارشناس کسب و کارهای مجازی در مجال این مصاحبه نتوانست ایراد حقوقی وارد کند یا حتی به شاکی خردهای بگیرد و تنها گفت: یکی از مشکلات جدی سالهای اخیر در حوزه فناوری ایران، نبود قوانین شفاف، بهروز و متناسب با مدلهای جدید کسب و کار دیجیتال بوده است. بسیاری از پلتفرمها در شرایطی فعالیت میکنند که قانون دقیق و روشنی درباره حدود مسئولیت آنها وجود ندارد و مرز میان مسئولیت کاربر و پلتفرم کاملا شفاف نیست. همین مسأله باعث شده کسب و کارها دائما با نااطمینانی حقوقی و اقتصادی مواجه باشند.
حتما او میداند آنچه میگوید ارتباطی به دعوای حقوقی مطرح شده ندارد و با این حال از محدودیتهای اینترنت و مشکلات کسب و کارهای مجازی گفت. از سوی دیگر یکی از خبرگزاریها در گفتوگو با یک کارشناس حقوقی نوشت: سازوکار تولید توسط بنگاههایی چون صداوسیما متفاوت از تولیدات مردمی است. همانطور که در آپارات آثار فیلیمو را منتشر نمیکنند و در یوتیوب آثار نتفلیکس را، نمیشود در آپارات هم آثار صداوسیما را منتشر کرد. به گفته او مطالعات سازمان جهانی مالکیت فکری نشان میدهد عدم توجه به مالکیت معنوی آثار کیفیت آن را بهشدت پایین آورده و مخاطب را سرگردان میکند.
این درحالی است که منتقدان حرفی از مالکیت فکری و معنوی نمیزنند و حتی در یکی از سایتهای منتقد به این رأی نوشتند: صداوسیما باید از خدایش باشد تولیداتش را افراد بیشتری ببینند و مخاطبانش افزوده شود.
گسترش و افزایش مخاطبان صداوسیما از دلایلی است که منتقدان آن را مطرح میکنند و میگویند چرا صداوسیما از بالا رفتن آمار مخاطبان خود باید ناراحت باشد؟!
اما واقعیت این است که با بازنشر تولیدات تلویزیون در آپارات، مخاطبان صداوسیما افزوده نمیشوند و آن مخاطبان آپارات است که افزایش مییابد. بدون شک اگر هدف این بود مخاطبان تلویزیون افزوده شود بخشی از تولیدات در آپارات منتشر میشد و مخاطب را برای دیدن کامل آن تولیدات به تلویزیون و سایتهای متعلق به صداوسیما هدایت کند.
کارشناسان باور دارند بازنشر تمام و کمال تولیدات صداوسیما در آپارات نهتنها به افزایش مخاطبان تلویزیون منجر نمیشود بلکه نتیجهای عکس دارد. مخاطب سیما بهجای تماشای برنامه مورد علاقهاش در تلویزیون به هر دلیلی ممکن است آن را از آپارات تماشا کند و این یعنی کاهش مخاطبان رسانه ملی و افزایش مخاطبان آن پلتفرم. درواقع آپارات با تولیدات آماده تلویزیون مخاطبان خود را افزایش داده است. در این فرآیند نه برنامهسازی و تولید اتفاق افتاده و نه هزینهای صرف شده است. منتقدان به رأی محکومیت آپارات، آن را سدی بر رشد پلتفرمهای داخلی میدانند ولی بسیاری از کارشناسان بر این باورند اگر قرار است سکوهای داخلی با استفاده غیرقانونی و برداشتن محصولات دیگران رشد کنند، همان بهتر که درجا بزنند؛ درجازدنی که بسیاری آن را فریب اقتصادی میدانند که بیتردید در آیندهای نهچندان دور به تخریب اکوسیستمهای تولید محتوا میانجامد.
بسیاری از کارشناسان معتقدند ایستادن پای حکمی که حالا به تصمیم دادگاه صادر شده، اهمیت بسیاری دارد چرا که اگر قرار باشد در مورد این پرونده کوتاهی یا قصوری انجام شود، دیگر نمیتوان به حکم دادگاه مطمئن بود.
بسیاری از صاحبنظران معتقدند اگر قرار است براساس سرعت رشد فناوری حرکت کنیم، باید قانون را نیز برمبنای آن بهروز کرده و نسبت به آن استوار قدم برداریم.
مسأله آپارات این روزها آزمونی است که حتی دست برخی جریانهای رسانهای را نیز در این خصوص بیشتر از قبل باز کرده است.
در این میان، رسانههای بسیاری در چند روز گذشته اقدام به انتشار گزارشهای یک سویه علیه رسانه ملی کردهاند. اما نگاهی به همین گزارشها، حاوی نکات جالبی است.
یک روزنامه نزدیک به جریان اصلاحطلب با فردی که او را تهیهکننده برنامههای حوزه فناوری و استارتاپها و کسب و کارهای دیجیتال معرفی کرد به گفتوگو پرداخت تا با تأکید بر چند نکته به این نتیجه دلخواه برسد و بگوید صداوسیما نباید از آپارات شکایت میکرد! اگر همه دلایل او و دیگر منتقدان به حکم محکومیت آپارات را مرور کنیم، به این سه کلیدواژه برمیخوریم: کاربرمحور، کالای عمومی و جریمه نجومی. مصاحبهشونده این روزنامه رأی دادگاه را زیر سؤال نبرد و تنها به مبلغ آن انتقاد داشت و گفت: جریمههایی در مقیاس چند هزار میلیارد تومان برای یک کسب و کار خصوصی فعال در حوزه دیجیتال، بهویژه در شرایط فعلی اقتصاد ایران بسیار سنگین بهنظر میرسد.
کارشناس کسب و کارهای مجازی در مجال این مصاحبه نتوانست ایراد حقوقی وارد کند یا حتی به شاکی خردهای بگیرد و تنها گفت: یکی از مشکلات جدی سالهای اخیر در حوزه فناوری ایران، نبود قوانین شفاف، بهروز و متناسب با مدلهای جدید کسب و کار دیجیتال بوده است. بسیاری از پلتفرمها در شرایطی فعالیت میکنند که قانون دقیق و روشنی درباره حدود مسئولیت آنها وجود ندارد و مرز میان مسئولیت کاربر و پلتفرم کاملا شفاف نیست. همین مسأله باعث شده کسب و کارها دائما با نااطمینانی حقوقی و اقتصادی مواجه باشند.
حتما او میداند آنچه میگوید ارتباطی به دعوای حقوقی مطرح شده ندارد و با این حال از محدودیتهای اینترنت و مشکلات کسب و کارهای مجازی گفت. از سوی دیگر یکی از خبرگزاریها در گفتوگو با یک کارشناس حقوقی نوشت: سازوکار تولید توسط بنگاههایی چون صداوسیما متفاوت از تولیدات مردمی است. همانطور که در آپارات آثار فیلیمو را منتشر نمیکنند و در یوتیوب آثار نتفلیکس را، نمیشود در آپارات هم آثار صداوسیما را منتشر کرد. به گفته او مطالعات سازمان جهانی مالکیت فکری نشان میدهد عدم توجه به مالکیت معنوی آثار کیفیت آن را بهشدت پایین آورده و مخاطب را سرگردان میکند.
این درحالی است که منتقدان حرفی از مالکیت فکری و معنوی نمیزنند و حتی در یکی از سایتهای منتقد به این رأی نوشتند: صداوسیما باید از خدایش باشد تولیداتش را افراد بیشتری ببینند و مخاطبانش افزوده شود.
گسترش و افزایش مخاطبان صداوسیما از دلایلی است که منتقدان آن را مطرح میکنند و میگویند چرا صداوسیما از بالا رفتن آمار مخاطبان خود باید ناراحت باشد؟!
اما واقعیت این است که با بازنشر تولیدات تلویزیون در آپارات، مخاطبان صداوسیما افزوده نمیشوند و آن مخاطبان آپارات است که افزایش مییابد. بدون شک اگر هدف این بود مخاطبان تلویزیون افزوده شود بخشی از تولیدات در آپارات منتشر میشد و مخاطب را برای دیدن کامل آن تولیدات به تلویزیون و سایتهای متعلق به صداوسیما هدایت کند.
کارشناسان باور دارند بازنشر تمام و کمال تولیدات صداوسیما در آپارات نهتنها به افزایش مخاطبان تلویزیون منجر نمیشود بلکه نتیجهای عکس دارد. مخاطب سیما بهجای تماشای برنامه مورد علاقهاش در تلویزیون به هر دلیلی ممکن است آن را از آپارات تماشا کند و این یعنی کاهش مخاطبان رسانه ملی و افزایش مخاطبان آن پلتفرم. درواقع آپارات با تولیدات آماده تلویزیون مخاطبان خود را افزایش داده است. در این فرآیند نه برنامهسازی و تولید اتفاق افتاده و نه هزینهای صرف شده است. منتقدان به رأی محکومیت آپارات، آن را سدی بر رشد پلتفرمهای داخلی میدانند ولی بسیاری از کارشناسان بر این باورند اگر قرار است سکوهای داخلی با استفاده غیرقانونی و برداشتن محصولات دیگران رشد کنند، همان بهتر که درجا بزنند؛ درجازدنی که بسیاری آن را فریب اقتصادی میدانند که بیتردید در آیندهای نهچندان دور به تخریب اکوسیستمهای تولید محتوا میانجامد.
بسیاری از کارشناسان معتقدند ایستادن پای حکمی که حالا به تصمیم دادگاه صادر شده، اهمیت بسیاری دارد چرا که اگر قرار باشد در مورد این پرونده کوتاهی یا قصوری انجام شود، دیگر نمیتوان به حکم دادگاه مطمئن بود.
بسیاری از صاحبنظران معتقدند اگر قرار است براساس سرعت رشد فناوری حرکت کنیم، باید قانون را نیز برمبنای آن بهروز کرده و نسبت به آن استوار قدم برداریم.
مسأله آپارات این روزها آزمونی است که حتی دست برخی جریانهای رسانهای را نیز در این خصوص بیشتر از قبل باز کرده است.
تیتر خبرها




