همسر بزرگوار امام شهید؛ نقش مغفول یک بانوی صبور در تداوم نهضت
در روزهایی که جامعه در سوگ فقدانهای سنگین این ایام بهسر میبرد، بهنظر میرسد جای یک نکته مهم در بسیاری از سخنرانیها، برنامهها و روایتها خالی مانده؛ و آن توجه به مصیبت و جایگاه همسر بزرگوار امام شهید است.
دکتر محمدهادی فلاحزاده - رئیس دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی
در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب نیز بر حسینی بودن این نهضت و پیوند آن با الهام از قیام امام حسین(ع) تاکید شد. اگر این نهضت در امتداد آن راه معنا پیدا میکند، طبیعی است در کنار یادکرد از مردان میدان، باید به نقش زنان بزرگ و استوار این مسیر نیز توجهی درخور داشت؛ زنانی که در همراهی، صبر، پایداری و تداومبخشی به راه حق نقشی تعیینکننده داشتهاند.
بیآنکه بخواهیم دست به همانندسازی بزنیم، میتوان از برخی شباهتهای معنادار میان صحنههای بزرگ تاریخ اسلام و حوادث این روزها سخن گفت. در نهضت عاشورا، نقش حضرت زینب(س) در همراهی با امام، تحمل مصائب، حفظ حقیقت و تداوم پیام قیام، نقشی برجسته و بیبدیل بود. در این ایام نیز همسر بزرگوار امام شهید، در جایگاه بانویی صبور، مومن و اثرگذار شایسته آن است که مورد توجه، تکریم و تسلیت قرار گیرد. ایشان نهتنها همسر پیشوای خود بودند بلکه در تمام سالهای دشوار مبارزه، آوارگی، تبعید، فشارها و رنجها، همراه و همگام با ایشان ماندند و بار سنگین زندگی و خانواده را با صلابت بر دوش کشیدند.
نقش این بانوی بزرگ تنها به همراهی با همسر محدود نمیشود. در سالهایی که امام شهید درگیر مبارزه، زندان و مسئولیتهای سنگین بودند، تربیت فرزندانی شایسته، مومن، متقی و اثرگذار برعهده ایشان بود؛ فرزندانی که امروز جامعه بیش از گذشته با فضایل، زهد، تقوا و آثار حضورشان آشنا میشود. بیتردید شکلگیری چنین خانوادهای جز با صبر، درایت، ایمان و استقامت مادری بزرگ ممکن نبود. از همین منظر، باید از نقش محوری ایشان در حفظ آرامش خانه، پشتیبانی معنوی از همسر و استوار نگهداشتن کانون خانواده نیز سخن گفت؛ نقشی که در فرهنگ ایرانی و اسلامی، همواره یکی از پایههای اصلی موفقیت مردان بزرگ در میدانهای دشوار بوده است.
سنگینی مصیبتهایی که در این ایام بر این بانوی بزرگوار وارد شده نیز خود نیازمند توجهی ویژه است. ایشان در این حادثه، تنها داغ همسر ندیدهاند بلکه عزیزان متعدد دیگری از اعضای خانواده خود را نیز از دست دادهاند و این اندوه عظیم را در شرایط بیماری و نقاهت تحمل میکنند. از دست دادن فرزند، نوه، داماد، عروس و دیگر وابستگان مصیبتی نیست که بتوان به آسانی از کنار آن گذشت. همین واقعیت، ضرورت همدردی عمومی و یادکرد شایسته از صبر و استقامت ایشان را دوچندان میکند. نکته تأملبرانگیز آن است که با وجود این همه مجالس، برنامهها، تشییعها، گفتوگوها و مرثیهخوانیها کمتر دیده شد که بهصورت مستقیم و شایسته به این بعد مهم پرداخته شود. شاید یکی از دلایل این غفلت، ابهامهایی بود که در روزهای نخست درباره سرنوشت ایشان مطرح شد اما پس از روشن شدن وضعیت، انتظار میرفت رسانهها، خطبا، مداحان، مجریان و فعالان فرهنگی بیش از این به جایگاه و مصیبت ایشان بپردازند.
بیآنکه بخواهیم دست به همانندسازی بزنیم، میتوان از برخی شباهتهای معنادار میان صحنههای بزرگ تاریخ اسلام و حوادث این روزها سخن گفت. در نهضت عاشورا، نقش حضرت زینب(س) در همراهی با امام، تحمل مصائب، حفظ حقیقت و تداوم پیام قیام، نقشی برجسته و بیبدیل بود. در این ایام نیز همسر بزرگوار امام شهید، در جایگاه بانویی صبور، مومن و اثرگذار شایسته آن است که مورد توجه، تکریم و تسلیت قرار گیرد. ایشان نهتنها همسر پیشوای خود بودند بلکه در تمام سالهای دشوار مبارزه، آوارگی، تبعید، فشارها و رنجها، همراه و همگام با ایشان ماندند و بار سنگین زندگی و خانواده را با صلابت بر دوش کشیدند.
نقش این بانوی بزرگ تنها به همراهی با همسر محدود نمیشود. در سالهایی که امام شهید درگیر مبارزه، زندان و مسئولیتهای سنگین بودند، تربیت فرزندانی شایسته، مومن، متقی و اثرگذار برعهده ایشان بود؛ فرزندانی که امروز جامعه بیش از گذشته با فضایل، زهد، تقوا و آثار حضورشان آشنا میشود. بیتردید شکلگیری چنین خانوادهای جز با صبر، درایت، ایمان و استقامت مادری بزرگ ممکن نبود. از همین منظر، باید از نقش محوری ایشان در حفظ آرامش خانه، پشتیبانی معنوی از همسر و استوار نگهداشتن کانون خانواده نیز سخن گفت؛ نقشی که در فرهنگ ایرانی و اسلامی، همواره یکی از پایههای اصلی موفقیت مردان بزرگ در میدانهای دشوار بوده است.
سنگینی مصیبتهایی که در این ایام بر این بانوی بزرگوار وارد شده نیز خود نیازمند توجهی ویژه است. ایشان در این حادثه، تنها داغ همسر ندیدهاند بلکه عزیزان متعدد دیگری از اعضای خانواده خود را نیز از دست دادهاند و این اندوه عظیم را در شرایط بیماری و نقاهت تحمل میکنند. از دست دادن فرزند، نوه، داماد، عروس و دیگر وابستگان مصیبتی نیست که بتوان به آسانی از کنار آن گذشت. همین واقعیت، ضرورت همدردی عمومی و یادکرد شایسته از صبر و استقامت ایشان را دوچندان میکند. نکته تأملبرانگیز آن است که با وجود این همه مجالس، برنامهها، تشییعها، گفتوگوها و مرثیهخوانیها کمتر دیده شد که بهصورت مستقیم و شایسته به این بعد مهم پرداخته شود. شاید یکی از دلایل این غفلت، ابهامهایی بود که در روزهای نخست درباره سرنوشت ایشان مطرح شد اما پس از روشن شدن وضعیت، انتظار میرفت رسانهها، خطبا، مداحان، مجریان و فعالان فرهنگی بیش از این به جایگاه و مصیبت ایشان بپردازند.




