فراتر از یک حضور ساده
در مواجهه با شرایط کنونی که از آن با عنوان جنگ ترکیبی یاد میکنیم، نباید دچار خطای محاسباتی شویم و این تصویر به وجود آید که میدان نبرد، صرفا در مرزهای نظامی خلاصه میشود.
مهدیه شادمانی | دکترای روابط بینالملل و عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان
این کارزار چندلایه، طیفی وسیع از حملات پهپادی و موشکی تا بمباران افکارعمومی و هدفگرفتن حوزههای مختلف قدرت نرم نظام اسلامی را در بر میگیرد و دقیقا از همین منظر است که بحث تجمعات مردمی، اهمیت و موضوعیت پیدا میکند. بررسی روند تجمعات در شبهای گذشته نشان میدهد که با وجود تنوع سلایق سیاسی و اجتماعی، یک اراده جمعی و هدف واحد بر همه آنها سایه انداخته است و آنهم حفظ نام و خاک ایران است. این حضور رنگارنگ و پرشکوه، ریشهای عمیقتر از یک شعار ساده دارد و نشان میدهد مردم با وجود تمامی اختلافنظرها، بر یک هسته مرکزی استراتژیک، یعنی صیانت از انسجام و پایداری ساختاری کشور توافق دارند؛ حقیقتی که نشان میدهد هدف اصلی دشمن برای ایجاد شکاف در همبستگی ملی، تا به امروز با شکست مواجه شده است. نقطه قوت اصلی این تجمعات، اتکا به سرمایه اجتماعی بهعنوان یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران است؛ قدرت نرمی که به ابزار رسانهای محدود نمیشود، بلکه در بستر اعتماد عمومی و پیوندهای اجتماعی معنا مییابد و هنگام بروز بحرانها، مانع از فروپاشی روانی و اجتماعی جامعه میشود. این سرمایه اجتماعی نقشههای دشمن را برای ایجاد گسست بین ملت بیاثر کرده است، چراکه حضور پرشور مردم، روایتگر اقتدار و پیروزی است و بهسادگی میتواند روایت ضعیف طرف مقابل را به حاشیه براند. درواقع، این تجمعات حمایتی، چیزی فراتر از حضور فیزیکی شهروندان با پرچم در دست است؛ این رویدادها مصداق بارز یک عملیات جهاد تبیین میدانی بهشمار میروند که با جنگ شناختی دشمن مقابله میکنند.




