راز ماندگاری شب‌های میدان

راز ماندگاری شب‌های میدان

وقتی حرکتی طی چندین ماه ادامه پیدا می‌کند و همچنان شاهد هستیم که با همان شور و شوق اولیه و با انگیزه‌ای بالا تداوم دارد، حقیقتا لازم است مطالعات جدی‌تری درباره این موضوع انجام شود که چه عواملی موجب شکل‌گیری و استمرار چنین وضعیتی شده‌اند. به نظر می‌رسد عواملی در تداوم حضور میدانی مردم تأثیرگذار بوده است.

محسن ردادی | عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

نخست این‌که خود تجمعات به منبع انرژی و انگیزه تبدیل شده‌اند. اگر این تجمعات صرفا ناشی از حوادث بهت‌آور و فضای احساسی روزهای ابتدایی جنگ به‌ویژه از دست دادن رهبر شهیدمان بود و تنها از فوران خشم و احساسات مردم سرچشمه می‌گرفت، طبیعتا این موج به‌سرعت فروکش می‌کرد. اما اکنون حدود هشت‌ماه از آغاز این تجمعات گذشته و همچنان شاهد تداوم آن هستیم. بنابراین، انرژی این حضور دیگر صرفا از خشم، تأثر و احساسات روزهای ابتدایی جنگ تأمین نمی‌شود، بلکه خود تجمعات به منبع انرژی تبدیل شده‌اند. مردم از طریق همین حضور میدانی می‌توانند انگیزه‌های خود را تقویت کنند و اراده‌شان را افزایش دهند. عامل دوم، روند عقلانی‌شدن حضور مردم است. به‌تدریج که از روزهای جنگ فاصله گرفته‌ایم و حدود ۲۵۰ شب از آغاز این تجمعات گذشته است، روند حضور مردم و رفتارهایی که از خود نشان می‌دهند، از یک کنش عمدتا احساسی به‌سمت نوعی عقلانیت آشکار حرکت کرده است. به این معنا که دیگر صرفا احساسات و داغ ناشی از حوادث جنگ نیست که مردم را به خیابان‌ها می‌آورد تا پرچم تکان دهند و وفاداری خود را به نظام، کشور و وطن ابراز کنند؛ بلکه نوعی عقلانیت نیز در این حضور شکل گرفته است. اما آنچه می‌تواند استمرار پیدا کند و یکی از عوامل تداوم این تجمعات است، همین عقلانی‌شدن حضور مردم است. مردم براساس یک استدلال عقلانی به این نتیجه رسیده‌اند که حضورشان در میدان‌ها و تجمعات شبانه می‌تواند به‌نحو مؤثری برای کشور بازدارندگی ایجاد کند. آنان احساس می‌کنند حضورشان موجب ایمن‌تر شدن کشور می‌شود و برای این حضور خود کارکرد و اثربخشی قائل هستند. این احساس اثربخشی و کارکردگرایی، بخشی از همان روند عقلانی‌شدن حضور مردم است.