خدمت در نقطه صفر مرزی برای آزادی زندانی بدهكار
درود سرباز
قهرمانی نه قد و هیكل و بر و بازوی پهلوانی میخواهد و نه انجام یك كار خیلی آنچنانی كه سروصدایش همه جا بپیچد. درست مثل حكایت رضا نوازش، مرد جوان 28 ساله كرمانشاهیكه تا همین 20 روز پیش، سرباز هنگ مرزی پاوه- مرز هیرویی- بود و هیچكس او را نمیشناخت، اما حالا خیلیها بهواسطه كاری كه انجام داد، او را میشناسند. رضا با جمع كردن حقوق ماهیانه دوران سربازیاش توانست یك زندانی جرایم غیرعمد را آزاد كند و او را دوباره به آغوش خانوادهاش برگرداند. بیشیلهپیله حرف زد و ساده. هرچه تلاش كردیم بدانیم چقدر پول جمع و پرداخت كرده، چیزی به ما نگفت. خیلی چیزها را در مورد آن زندانی نگفت. ته دلش از كاری كه انجام داده، راضی است و دوست دارد همه بدانند كه با جمع كردن كمترین مبالغ هم میتوان یك زندانی را آزاد و خانوادهای را شاد كرد.
چند روز است خدمت سربازیتان تمام شده؟
20 روز
چطور گذشت؟
خب دلتنگیهایی داشت. برای خانواده، پدر، مادر، دوستان. آدم كه سرباز باشد، دلتنگ میشود، دلش میگیرد. چون آنجا نقطه صفر مرزی است، دیگر نمیتوانستیم كنار خانوادهمان باشیم، دور بودیم. نمیشد تفریح و خوشگذرانی قبل را در لحظه خدمت داشته باشیم. محدودیتهایی بود كه تجربه میكردیم. چون مدت زیادی آنجا بودم، احساس میكردم شبیه زندان است. در واقع جرقه انجام این كار هم به خاطر همین حس زده شد. یك روز كه همراه با یكی از پرسنل كادر ورزش میكردیم، از دوران سربازیاش در زندان و شرایط زندان برایم تعریف كرد. وقتی صحبتهایش را با شرایط سربازی مقایسهكردم، دیدم نه؛ یك فرقهایی دارد و شرایط زندان و زندانیها خیلی سختتر است. برای همین تصمیم گرفتم اگر عمری بود و شرایطش فراهم شد، به یك زندانی كمككنم.
حقوق سربازیتان مگر چقدر بود كه بشود با آن زندانی آزاد كرد؟
حقوق سرباز عادی فكر میكنم بین 200 تا 300 هزار تومان باشد، اما حقوق سرباز مرز، بهخصوص اگر صفر مرزی باشد، بستگی دارد به پایه خدمت و قسمتی كه در آن خدمت میكند. اما یك میلیون تومان به بالا است و حقوق من هم به دلیل اینكه در صفر مرزی بودم، بیش از یك میلیون تومان بود. البته خودم هم همین فكر را میكردم كه آزاد كردن زندانی به مبالغ بالا نیاز دارد، اما وقتی با آقای پوریامین، رئیس اداره زندانهای كرمانشاه موضوع را در میان گذاشتم، خیلی استقبال كرد و گفت چنین چیزی نیست و ما ماه قبل با سه میلیون و 700 هزار تومان سه نفر را آزاد كردیم.
شما پول دوست ندارید؟
همه دوست دارند، بهخصوص در آن شرایط.
پس چطور از حقوق ماهانه سربازی گذشتید؟ حق شما بود و حلال. میتوانستید با آن تفریح كنید و خوش بگذرانید.
انشاءا... كه دوباره جایش پر میشود، ولی در آن شرایطیكه داشتم و خلوتی كه بود، شاید پول آخرین چیزی بود كه به آن فكر میكردم.
خودتان زندانی را انتخابكردید؟
نه، با اداره زندانها كه صحبتكردم، خودشانگفتند كه با چنین مبلغ و شرایطی چه كسی را میشود آزاد كرد. كسی كه درواقع جزو اولویتها و جرایم غیرعمد باشد.
او را میشناختید؟ از مبلغ بدهی خبر داشتید؟
نه نمیشناختم. نمیدانم هم چقدر بدهی داشت و پیگیر دانستن آن هم نبودم.
پولی كه جمعكردید، چقدر بود؟
مبلغ خیلی چشمگیری نبود. خدمت سربازی من، حدود 18 ماه بود. حالا فرضكنید با چند میلیون تومان میشود این كار راكرد. مهم این است كه هركسی حتی با پرداخت 500 هزار و یك میلیون تومان هم میتواند كمك كند.
آن زندانی چند سال در زندان بود؟
اطلاعی ندارم. فكرش را هم نمیكردم این كار تا این حد بازخورد و واكنش داشته باشد. نیت من فقط این بود كه پول را به حساب بریزم و پیگیر هم نبودم.
چند روز از آزادی آن زندانی میگذرد؟ از وضعیت خانوادگی او خبر داشتید؟
شاید 10 روز نه. چیزی از خانوادهاش نمیدانستم. همه چیز را سپردم به مسؤولان زندان و صلاحدید خود اداره زندانها.
خانوادهتان از اینكار اطلاع داشتند؟
ابتدا نه، اما بعد مطلع شدند. به قول آقای پوریامین، الگوسازی بود و لطف خدا هم شامل من شد.
همرستهایهایتان هم از موضوع باخبر شدند؟
بله و تماس گرفتند و تبریك گفتند و استقبال كردند.
تحصیلات شما چیست؟
كارشناسی مهندسی صنایع خواندهام.
شغل دارید؟
نه الان كه در حال استراحت پس از سربازی هستم.
الان كه بیكار هستید، نگران شغل نیستید؟ شما یك زندانی آزاد كردید، اما كسی به فكر بیكاری شما نیست.
نگرانكه نیستم، ولی به فكرش هستم. دشواریهای نقطه صفر مرزی این خوبی را داشت كه توانستم درك كنم از هیچكس نباید توقعی داشت. تنها خودم باید تلاشكنم و به فكر خودم باشم.




