نتوانستیم همه واقعیت را نشان بدهیم

گفت‌و‌گو با کارگردان مستند «پنجشنبه‌سوری» که به ماجرای فروریختن و آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو می‌پردازد

نتوانستیم همه واقعیت را نشان بدهیم

درست پنج سال قبل، ساختمان قدیمی پلاسکو پس از سه ساعت و نیم درگیری با آتش بالاخره تسلیم شد و بر سر ۲۲ نفر (۱۶ آتش‌نشان و شش شهروند معمولی) فرو ریخت و مستند «پنجشنبه‌سوری» روایتی است از همین آوار، از همین دردی که کهنه نمی‌شود و از تمام ناگفته‌های پلاسکو. محمدحسن فردوسی‌زاده که پیشتر با کارگردانی فیلم و برنامه هنری و البته تدریس در دانشگاه شناخته می‌شد با ساخت مستند جسورانه «پنجشنبه‌سوری» نام خود را تا مدت‌ها بر سر زبان‌ها انداخت. او برای ساخت این مستند تحقیقات و فراز‌و‌نشیب‌های بسیاری را طی کرد تا نه‌تنها این مستند به پخش در تلویزیون رسید بلکه در جشنواره حقیقت هم به نمایش درآمد و در حاشیه اکران آن از خانواده‌های بسیاری از این شهدا تجلیل به عمل آمد. به بهانه سالروز این حادثه دلخراش و ضمن گرامیداشت یاد و خاطره آتش‌نشانان دلیر تهرانی با فردوسی‌زاده گفت‌و گویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

 سوژه ساخت مستند «پنجشنبه‌سوری» را از مطبوعات و اخبار وام گرفتید یا این‌که خودتان آن روز از نزدیک در این حادثه حضور داشتید و در جریان آن بودید؟
پنجشنبه 30 دی 1395 مشغول پیش‌تولید مستند دیگری بودیم اما تمام اخبار مربوط به آتش‌سوزی و ریزش ساختمان پلاسکو را دقیقه به دقیقه دنبال می‌کردیم. اتفاق بسیار تلخی بود که از ابتدا تا انتهایش خیلی به درازا نکشید و نمی‌شد راجع به آن واکنشی نداشت. متاسفانه در وقایعی که در کشورمان رخ می‌دهد بعضا نگرش‌های سیاسی به قدری بر اصل جریان غلبه پیدا می‌کند که مردم از اصل ماجرا غافل می‌شوند! این نگرش درباره حادثه پلاسکو هم رخ داد و پلاسکو در غباری از شایعات و حواشی نامرتبط قرار گرفت. زمانی که ساخت این مستند را آغاز کردیم در وهله اول به‌عنوان پژوهشگر وارد این قضیه شدیم و آتش‌نشانی همکاری بسیار خوبی با ما داشت که ماحصلش را در این مستند، می‌بینید.
 پنجشنبه‌سوری را می‌توان از شاخص‌ترین و کم‌نظیرترین آثاری دانست که به آتش‌سوزی و ریزش ساختمان پلاسکو می‌پردازد و بی‌شک ساخت چنین مستندی سختی‌های بسیاری را برای کارگردان به همراه داشت.
من همیشه از منظر دیگری به این قضیه نگاه کردم. در قیاس با اتفاقی که برای آتش‌نشانان رخ داد مسائل و مشکلاتی که ما تجربه کردیم سخت نبود. همان‌طور که در این مستند می‌بینید ما با آخرین نفری که از این ساختمان بیرون می‌آید صحبت کردیم یا با کسانی که دوستان صمیمی خودشان را در این حادثه از دست داده‌اند یا برای مصاحبه از یکی از آتش‌نشانان خواهش کردیم تا با لباس آتش‌نشانی جلوی دوربین بنشیند و او بسیار متأثر شد. چرا که به‌گفته خودش آن لباس را از همان روز پنجشنبه 30 دی از خودروی خود بیرون نیاورده بود و خاک و گلی که روی لباس مانده‌بود دقیقا به‌جا مانده از همان روز بود. این واقعه برای تک‌تک ما و به‌خصوص برای کسانی که از نزدیک با آن مواجه شدند بسیار سهمگین بود اما آن زمان برای ساخت این مستند با افراد بسیاری مصاحبه کردیم و به نظر می‌رسید واقعیت خیلی صریح و راحت روشن می‌شود ولی آن زمان یک‌سری لج‌و‌لجبازی‌های نانوشته‌ای از سمت دولت وقت و گرایش‌هایی که به دولت وقت نزدیک بودند، وجود داشت که انگار حتما ‌باید کسی در این جریان مقصر شناخته شود.
 مثالی برای این سوگیری یا جهتگیری دارید؟
در همان ساعات اولیه این اتفاق ما با هشتگ استعفای شهردار در فضای مجازی مواجه شدیم که برایمان عجیب بود که مگر چیزی مشخص شده که مردم حکم استعفا می‌دهند! از نظر من به‌عنوان یک مستندساز این اتفاقات عجیب و جهت‌دهی داده شده بود.
‌به نظرتان از کجا جهت‌دهی داده شده بود؟
منظورم جهتگیری از سمت یک کانون خاص نیست، بلکه منظورم جهت‌دهی از سمت یک تفکر خاص است. اگر خاطرتان باشد به فاصله کمی از حادثه پلاسکو، برج گرنفل در لندن دچار آتش‌سوزی شد و در حالی‌که انسان‌های بی‌شماری در آن حریق سوختند، آتش‌نشانان در بیرون ساختمان به تماشا ایستاده بودند. زمان حادثه پلاسکو انتقادات بسیاری از جمله این‌که چرا از هلیکوپتر آبپاش برای اطفای حریق استفاده نشد، چرا سازمان آتش‌نشانی نردبان بلند ندارد و... مطرح شد و ما با کارشناسان بسیاری پیرو این انتقادات صحبت کردیم که همگی متفق‌القول بر این نظر بودند که کاری بیشتر از آنچه انجام شد، میسر نبود. اما در زمان حادثه پلاسکو وقتی با هشتگ استعفای مدیران و مسؤولان وقت مواجه شدیم که این ساختمان هنوز فرو نریخته بود. متاسفانه انگار برای کسی مهم نیست ساختمان‌های غیراستاندارد در سطح تهران بسیار زیادند اما زمانی‌که قطب‌بندی سیاسی پشت جریانی شکل گرفت موضعگیری‌ها هم آغاز می‌شود.    
‌البته اگر مدیر یا مسؤولی مرتکب قصوری شود باید مواخذه شود‌.
قطعا، هیچ شکی نیست در هر واقعه‌ای اگر کسی مرتکب قصوری شود باید محاکمه شود اما این محاکمه باید از پس عقلانیت بیاید، نه از پس احساساتی ناشی از جریاناتی که در حواشی واقعه اصلی رخ می‌دهد. اگر محاکمه از پس عقلانیت شکل نگیرد مساله اصلی هیچ‌وقت حل نمی‌شود. الان مسیر محل کارم به شکلی است که زیاد از خیابان جمهوری عبور می‌کنم و بارها ماشین آتش‌نشانی را دیده‌ام که آژیرکشان از آن خیابان رد می‌شود و هر بار به این فکر می‌کنم که شاید اتفاقی مشابه پلاسکو در یک ساختمان دیگر رخ داده باشد. به هر حال مناطق مرکزی تهران بافت متمرکز و فرسوده‌ای دارند و وقتی برخورد ما با وقایع برخوردی عقلانی و علمی نیست هیچ مشکلی از ریشه حل نمی‌شود. من چند بار پیگیر ایمن‌سازی ساختمان‌ها در آن مناطق تهران شدم اما هیچ اتفاق معناداری انجام نشده است.
‌گویا مستند «پنجشنبه‌سوری» نسخه طولانی‌تر هم دارد.
بله. در نسخه اصلی این مستند که دست خودمان است واکاوی دقیق‌تر و جامع‌تری نسبت به ماجرای پلاسکو داشتیم.
‌چرا آن نسخه را منتشر نکردید؟
به این علت که نگران بودم به سوگیری از بعضی افراد و قطب‌ها متهم شویم. در نسخه‌ای که امروز پیش روی مخاطبان قرار گرفته تمرکز بر روایت آتش‌نشانان از حادثه پلاسکو و واکاوی خود ماجراست. چرا که واقعیت این است خیلی از مردم هنوز روایت صحیح را از این حادثه نمی‌دانند. مثلا مردم نمی‌دانند در صبح همان روز دو ریزش در داخل ساختمان داشتیم یا خیلی‌ها فکر می‌کنند آتش‌نشانانی که درون ساختمان ماندند از شدت و عظمت آتش‌سوزی بی‌اطلاع بودند. در صورتی‌که اصلا این‌طور نیست و شرح جز به جز ماوقع از ابتدایی که زنگ آتش‌نشانی به صدا درمی‌آید تا ریزش ساختمان در مستند آورده شده است.
‌اتفاقا پرسش بعدی‌ام در همین مورد است. در این مستند خیلی از آتش‌نشان‌ها برای نخستین‌بار جلوی دوربین نشستند و اطلاعاتی را از آن روز و چگونگی حادثه بیان کردند. بی‌شک پیش از هر چیز این آتش‌نشانان باید به شما اعتماد می‌کردند، چگونه توانستید این اعتماد را به دست آورید؟
آتش‌نشان‌هایی که روز حادثه آنجا حضور داشتند خودشان داغدار بودند و هر چند سخت اما علاقه‌مند بودند راجع به آن واقعه صحبت کنند. دوستان در آتش‌نشانی و شهرداری وقتی صداقت ما را در انجام این کار دیدند همکاری بسیار خوبی با ما داشتند.
‌در انتخاب نام مستند پنجشنبه‌سوری چه نکاتی را لحاظ کردید؟
ساختمان پلاسکو روز پنجشنبه ۳۰دی ۱۳۹۵ پس از ۵۴سال از ساخت بر اثر آتش‌سوزی فرو ریخت اما بیشترین نکته‌ای که در انتخاب این نام در ذهنم متبادر شد، اتفاقی است که هر سال در چهارشنبه سوری رخ‌می‌دهد. هر سال در چهارشنبه آخر سال بسیاری از مردم در عین شادی کردن موجبات آسیب دیدن خود و بقیه را فراهم می‌کنند! و انگار نه انگار کردن که بارها در چنین شبی شاهد مرگ‌ها و نقص عضوها بودیم.
در مورد پلاسکو هم چیزی مشابه همین اتفاق رخ داد. آن ساختمان مملو از جنس بود و هیچ نکته ایمنی در آن رعایت نشده بود! نه راه پله اضافی داشت، نه به تعداد کافی آسانسور داشت و.... متاسفانه ما در موارد بسیاری با شوخی و سهل‌انگاری از کنار چنین مسائلی می‌گذریم که در نهایت منجر به فاجعه می‌شود.
  در مجموع فکر می‌کنید حق مطلب چه در حوزه سینمای داستانی و چه مستند درباره حادثه پلاسکو ادا شده است؟
خیر. حادثه پلاسکو به عنوان اتفاقی که 16 شهید آتش‌نشان بر جا گذاشته بسیار پر اهمیت است اما مساله فقط پلاسکو نیست. مساله رویکرد ما نسبت به این حوادث است. رویکردی احساسی که در روزهای اول طوفانی به پا می‌کند و بعد حتی اصل جریان فراموش می‌شود. این رویکرد عمومی نیاز به اصلاح و نگرش مجدد دارد. کما این‌که امروز بعد از گذشت 5 سال از واقعه تغییر چشمگیری در ساختمان‌های غیرایمن نمی‌بینیم! در واقع هدف من هم از ساخت این مستند صرفا ثبت و شرح وقوع حادثه پلاسکو نبود بلکه موضوع بی‌توجهی به مسائل ایمنی، رعایت بعضی از قوانین و تحقیق و کاوش درباره چرایی این مساله برایم مهم بود. البته در یک اثر داستانی که نام نمی‌برم به این حادثه پرداخته شده که لازم است در اینجا ذکر کنم که این اثر دارای چند غلط نسبت به اصل واقعه است اما در دنیای آثار داستانی و مستندسازی، اثری که دارای یک رابطه رفت و برگشتی نسبت به وقایع جامعه باشد، به این معنا که هم تاثیر بگذارد و هم تاثیر بپذیرد در مورد حادثه پلاسکو انجام نشده.
به نظر شما پرداختن به واقعیت در مستند از جذابیت‌های آن نزد مخاطب نمی‌کاهد و کلا تا چه حد جذابیت در مستند باید در‌نظر گرفته شود؟
مبحث واقعیت در سینما و مستند بسیار گسترده است و نظریه‌پردازان متفاوتی در این خصوص صحبت کردند. مستندساز در وقایع‌نگاری بر لبه بسیار باریکی حرکت می‌کند و می‌بایست در عین حفظ جذابیت تمام سعی‌اش را بکند تا دچار تحریف معنا نشود. هر چند معنا و واقعیت خودشان تعریف دارد. یعنی واقعیت از زاویه دید من ممکن است با واقعیت از دید شما متفاوت باشد اما مستندساز تمام تلاشش را می‌کند صادقانه و بی‌هیچ جانبداری آنچه را که به عنوان واقعیت دریافت کرده پیش روی مخاطب قرار دهد. وقایعی مانند حادثه پلاسکو به خودی خود عناصری که باعث جذب مخاطب می‌شود مثل حادثه محرک، نقطه عطف، نقطه اوج و... را دارند. بنابراین طبیعتا نمایش لحظات هولناک این حادثه به دلیل جنس کار آتش‌نشان‌ها و روایتی که آنها به عنوان تنها شاهدان عینی از این فاجعه داشتند، برای مخاطب از جذابیت بالایی برخوردار بود. البته باید در نظر بگیریم که هر آنچه ما درون قاب تصویر جا می‌دهیم به یک معنا به زبان تصویر ترجمه می‌شود. باید درک کنیم که لزوما آنچه در قاب تصویر قرار می‌گیرد منطبق جزء به جزء با واقعیت نیست اما این حالت به جهت اخلاقی تا زمانی مجاز است که مستندساز در دریافت خودش نسبت به واقعیت صداقت به خرج دهد. یعنی مخاطب بعد از تماشای اثر همان برداشتی را بکند که مستندساز به دنبال آن بوده.
‌بعد از تماشای این فیلم بازخورد مخاطبان و حتی خانواده‌های آتش‌نشانان چطور بود؟
زمان اکران این مستند در جشنواره سینما حقیقت استقبال خوبی از آن شد و خاطرم است در زمان پخش این مستند حتی جا برای نشستن روی زمین نبود. در تلویزیون به غیر از شبکه مستند، شبکه تهران هم «پنجشنبه‌سوری» را پخش کرد که استقبال خوبی از آن شد اما پیرو سؤال شما خاطره‌ای فراموش‌نشدنی دارم. روزی سوار یک تاکسی اینترنتی شدم و با راننده مشغول گفت‌و‌گو شدیم. در این بین ایشان از من پرسید که شما کجا مشغول کار هستید؟ برایشان توضیح دادم که در دانشگاه تدریس می‌کنم و در جواب من که شغل ایشان را پرسیدم، گفتند که آتش‌نشان هستند. به او گفتم که من مستند «پنجشنبه‌سوری» را درباره آتش‌نشانان پلاسکو ساختم و ایشان بسیار متعجب و متاثر شد. چون این مستند را دیده بود و بسیار از آن تعریف کرد. البته این تعریف را من به عنوان لطف ایشان تلقی می‌کنم اما احساسی که این آتش‌نشان بعد از چند سالی که از تماشای این مستند همچنان در درونش زنده بود برایم جالب بود. آتش‌نشان‌ها قشر بسیار بی‌ادعا، ایثارگر و فداکاری هستند. آنها هر روز با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند و همین امر باعث خلوص باطن‌شان شده است. بارها شنیده‌ام که در کشورهای مختلف آتش‌نشان‌ها جان‌شان را برای نجات جان مردم به خطر می‌اندازند اما آتش‌نشان‌ها در ایران جان‌شان را نه‌تنها برای نجات جان مردم بلکه برای مال مردم هم به خطر می‌اندازند. به همین خاطر بر مسؤولان و متولیان امر واجب است که به آتش‌نشانان توجه ویژه‌ای داشته باشند. آنها در حوزه‌ای فعالیت می‌کنند که در جامعه تاثیرگذار هستند و به قولی قهرمان ساز.