آیا عمر روزنامههای چاپی در عصر کنونی به پایان رسیدهاست؟
ما هنوز زنــدهایم
سکانس آخر فیلم ماندگار «پاپیون»، جایی که زندانی فراری از محبس هولناک واقع در جزیرهای، روی قایق کوچک دستسازش حیران روی آبها است با یک دیالوگ ماندگار همراه است؛ دیالوگی که شاید شبیهسازی آن با وضعیت کنونی روزنامهها بیراه نباشد. داستین هافمن با آن عینک بندزده رو به دوربین فریاد میزند: «ما هنوز زندهایم!» نمیدانیم شانس زندهماندن آنها در موجهای خروشان دریا چقدر است، همینطور نمیدانیم آزادی احتمالی یا رهاییشان از آن زندان خوفناک همراه با زندهماندنشان است یا نه اما خوب میدانیم همین زندهماندن بزرگترین دستاورد آنها در رهایی است. شرایط کنونی روزنامههای چاپی با گرانی افسارگسیخته قیمت کاغذ، معیشت سخت مردمان امروز و پرکشیدن روزنامهها از سبد خانوار و البته آوار رقیب قدرقدرتی به نام شبکههای اجتماعی بیشباهت به زندان فیلم پاپیون نیست. شرایط روزنامهها هم شبیه شخصیت اول آن فیلم نیست، بنابراین با همه اینها، حالا فریاد میزنیم: «ما هنوز زندهایم». با همه این مخاطرات فهرستشده چقدر باید امیدوار باشیم که هنوز هم روزنامههای چاپی نفس میکشند؟ چقدر در این شرایط هنوز روزنامهها توانستهاند مرجعیت خود را در سطح جامعه حفظ کنند و چقدر هنوز در این مناسبات تاثیرگذارند؟ این سوالی است که از استادان روزنامهنگاری و کارشناسان ارتباطات پرسیدهایم.
عمر رسانههای چاپی به پایان نرسیدهاست. اساسا در دنیای رسانه، هر تکنولوژی جدیدی که ظهور میکند رسانههای دیگر را عقب نمیزند، بلکه بیان خودش را پیدا میکند. اولین و قدیمیترین رسانه جهان، روزنامهها بودند. پس از آن بود که رادیوها آمدند اما با همین شرایط روزنامهها همچنان تاثیرگذاری و مخاطبان خود را داشتند. تلویزیون، سینما و اینترنت هم از پس آن آمدند اما روزنامهها همچنان برقرار بودند چرا که هرکدام از این رسانهها کارکرد خود را پیدا کردند و در کنار هم به راه خود ادامه دادند. بنابراین نباید تصور کرد رسانههای الکترونیک که بر بستر اینترنت بنا شدهاند میتوانند جایگزین روزنامهها و نشریات چاپی شوند. تجربیات جهانی، گواه این موضوع است و شاهد این هستیم که روزنامهها همچنان به فعالیت کاری خود ادامه میدهند اما اینکه در ایران، نشریات چاپی، وضعیت نزاری دارند ارتباطی با فراگیری شبکههای اجتماعی ندارد بلکه معطوف به انواع تنگناهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این نشریات است. با همه این اوصاف درحالحاضر میزان تاثیرگذاری رسانههای رسمی در جامعه ایران کاهش پیدا کردهاست اما روزنامهها همچنان در جامعه صاحب اعتبار هستند. به این معنا که ممکن است شمارگان نداشتهباشند اما اعتبار دارند. به این معنا که مطالب روزنامهها بیاثر نیست اما میزان تاثیرگذاریشان رو به کاهش است.
کامبیز نوروزی
کارشناس حقوق رسانه
ناگزیر به تغییر
روزنامههای چاپی با شرایط کنونی احتمالا دارند نفسهای آخر را میکشند. به این معنا که روزنامهها را شاید باد بردهباشد اما روزنامهنگاری همچنان زنده است. روزنامهنگاری همچنان شمایل میانجی خودش را در جامعه خواهد داشت هرچند باور دارم این حضور با تغییر شکل همراه خواهد بود. روزنامههای مکتوب، ناگزیر به این تغییر خواهند بود چرا که اگر نخواهند از این قافله عقب بمانند طبیعتا خودشان را باید با سرعت با محتوای حاکم بر فضای دیجیتال و البته تنوع دسترسی گفتمانی تطبیق دهند و هماهنگ کنند. اگر این اتفاق نیفتد یا بهدرستی صورت نگیرد به نوعی این نشریات از قافله جهش ارتباطات در عصر کنونی عقب میمانند و روند تاثیرگذاری این رسانهها در فضای پیرامونی جامعه کاهش پیدا خواهد کرد. اتفاقی که هنوز در رسانههای مکتوب یا رسانههای رسمی وجود دارد، مرجع بودن آنهاست اما باید به این گزاره مهم فکر کنیم و باور داشتهباشیم که اگر این دگردیسی در رسانههای مکتوب رخ ندهد مرجعیت رسانههای رسمی هم در جامعه بهسرعت از بین خواهد رفت.
بهارک محمودی
استاد ارتباطات دانشگاه علامه
عبور از بزنگاه تاریخی
در مقابل فضای تکنولوژیزده کنونی بهویژه در فضای رسانه من مخالف پایان عمر رسانههای چاپی هستم. به این معنا که نهتنها معتقدم روزنامههای چاپی از بین نخواهند رفت بلکه باور دارم هیچ زمان هم نباید متصور باشیم توسعه اخبار در فضای وب میتواند روزنامههای چاپی را از میدان بهدر کند. روزنامهها هم در ایران و جهان هنوز مخاطبان خود را دارند. هرچند شرایط در جامعه ایران تفاوتهای آشکار بسیاری با دیگر جوامع دارد و از این منظر محدودیتهای بیشتری شامل حال روزنامههای مکتوب است اما هنوز ارجاع به روزنامهها نزد بسیاری از اعتبار بالاتری نسبت به دیگر رسانهها برخوردار است. هرچند باید قبول کنیم که بسیاری از روزنامهها به جذب آگهیها وابستهاند و گسترش شبکههای اجتماعی این تنها محل درآمد بسیاری از آنها را به نوعی سلب کردهاست اما باور دارم روزنامهها از این بزنگاه هم عبور خواهند کرد. وقتی به این باور اصرار داریم که بدانیم منبع تغذیه بسیاری از همین شبکههای اجتماعی بر فضای وب هم همین روزنامههای مکتوب هستند، به این معناست که عمر و محبوبیت بسیاری از این شبکههای اجتماعی هم به پایداری روزنامهها وابسته است. روزنامههای رسمی همچون یک سند قابل استناد برای شهروندان عمل میکنند و با وجود تیراژ احتمالی پایین آنها اما همچنان مرجعیت خود را حفظ کردهاند. مصداق درست این باور، زندهبودن نشریات دانشجویی است که هنوز مرجعیت بالاتری نسبت به مهمترین رسانههای اجتماعی دارند. خود کاغذها به نوعی یک سندیت به محتوا میدهد؛ چیزی که هنوز در رابطه با دیگر رسانهها مصداق ندارد.
عباس اسدی
مدیرگروه ارتباطات دانشگاه علامه
استناد به اعتماد
لذتی که ما همچنان از تورق کتاب یا روزنامهها و نشریات میبریم قابل مقایسه با گشتوگذار در فضای شبکههای مجازی نیست. هنوز یک ذهنیتی غالب است که برای شهروندان، روزنامهها به واقعیت پیرامونی ما نزدیکتر از رسانههای مجازی هستند. این مجاورت باعث میشود همچنان روزنامههای چاپی و نشریات کاغذی به حیات خود ادامه دهند هرچند ممکن است مخاطب رسانههای الکترونیکی به دلیل بالا بودن ضریب نفوذ اینترنت در ایران بالاتر باشد. اساسا وسایل ارتباطجمعی از بین نمیروند بلکه همدیگر را تکمیل میکنند. در دسترس بودن مطبوعات کاغذی و امکان آرشیو و مراجعه به آن، باعث افزایش اعتبار آنها در بدنه جامعه میشود و همین موضوع، دلیلی است که بدانیم روزنامهها همچنان در میان مردم از اعتبار بالاتری برخوردارند. به این معنا که ارجاع شهروندان به صحت یک موضوع به روزنامهها مطمئنتر از این ارجاع به شبکههای مجازی است. به این مفهوم که اگر روزنامهای صحت یک موضوع را تایید کند آن موضوع اعتبار بیشتری مییابد. شاید مهمترین این ویژگی مربوط به ماندگاری محتوای منتشرشده در روزنامهها باشد؛ چیزی که هنوز در رسانههای دیگر از جمله رادیو و تلویزیون دیده نمیشود. به نظر میرسد همچنان برای درک و فهم واقعیت اجتماعی به روزنامههای منتشرشده استناد کنیم.
امیدعلی مسعودی
رئیس دانشکده
فرهنگ و ارتباطات دانشگاه سوره




