وارونگی؛ قضاوت علیه عدالت
دادگاهی که از ابتدا رسوا بود
امروز دادگاههای بینالمللی غربی باید بگویند چگونه اثبات جنایات منافقین علیه بشریت را در دادگاههای خودشان ندیده میگیرند و بنا به دستور فرعون و جنایتکار و شیطان بزرگ برخورد معکوس کرده و او را در مقام شاکی و دادخواه و دستیار دادستان و میداندار محاکمه مظلومان و جمهوری اسلامی و قربانیان تروریسم این سازمان به رسمیت میشناسند و با قضاوت ناعادلانه خود، گناه نشنودن فریاد مظلومان را به دوش میکشند و نمایشی از پستترین قضاوت علیه عدالت برپا میدارند؟
اسناد همکاری متعدد فرقه رجوی با صدام و حسنالمجید مشهور به علی شیمیایی و طی سرکوب وحشیانه کردها در عملیات انفال و در سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۸ و قتلعام کردها کاملا موجود است. کشتن کردها و با تانک و توپ و موشک جز جنایتی دیگر در این پرونده چه نام دارد؟ ویران کردن خانه مردم و کشتن صدها کرد سزاوار محاکمه نیست؟ اسناد جنایت علیه بشریت سازمان منافقین یکیدوتا هزارتا نیست. اسناد رسمی دستورالعملهای سازمان در روشهای نازیستی جنایت و ترور به تیمهای تروریست انکارناپذیر است.
سخنرانی صدام درباره عملیات جنایتبار فرقه رجوی و سخنرانی رجوی در آغاز عملیات موسوم به فروغجاویدان و دستورالعمل رسمی به زندانیانی که توبه کرده و به همین دلیل مشمول عفو و تخفیف مجازات اعدام شده بودند، برای آشوب و رفتن این فریبخوردگان به سر موضع و در نتیجه بیاعتبار شدن حکم قبلی و ... مسائلی است که دادگاههای عادل میتوانند بررسی کنند.
جنایات لشکر منافقان و کار بلاهتبارشان با پندار فتح تهران در دام مرصاد گرفتار و نابود شد. کارشان از نظر نظامی، حماقت و اوهام محض بود و شاید با پایان جنگ، از پس آن همه نیروی معترض داخل سازمان بر نمیآمدند و خود میخواستند با قربانی کردنشان با یک تیر چند نشان بزنند. هم از شرشان رها شوند و هم با کشتهشدنشان به لیست مقتولان راه شیطان و امکان چانهزنیشان در نوکری شیطان بزرگ بیفزایند. همین برنامه در زندان تکرار شد. باز آزاد گذاشته شدند تا آزمایش شوند و مشخص شود توبهکردههای حقیقی که دیگر مایل به کشتار مردم در جمهوری اسلامی نبودند و اهل نفاق چه کسانی هستند اما در این میان و در ارتباط با اقدامات جنایتبار اینان علیه انسانها و جنایاتشان طی حرکت ستون نظامی مستندات هولناکی وجود دارد.
منافقین طی این عملیات دست به تخریب شهرها و روستاهای ایران زدند و صحنههای تکاندهنده جنایتبار و رقتانگیزی بهوجود آوردند.
در خاطرههای منتشره برخی افرادی که در همان سالها به جرم عضویت در سازمان زندانی بوده و پس از توبه آزاد شده و بهعنوان اپوزیسیون علیه جمهوری اسلامی فعالیت میکنند (مانند ایرج مصداقی) نیز همین سخنان رجوی تایید شده که افراد تشکیلات ظاهرا توبه کرده از تروریسم و سازمان که به سبب محکومیت سازمان و عملیات تروریستی و مسلحانه مشمول عفو شده بودند، آمادگی لازم برای پیوستن به نیروهای این سازمان را داشتند.
در کتب منتشره اغلب این افراد، آمده که تشکیلات موجود در زندان با سازمان مجاهدین خلق در بیرون زندان ارتباط فعال داشته و از آن سازمان برای مقابله با نظام از درون زندان خط میگرفته است.
معنای وارونگی
حکم فقهی امام درباره منافقین ربطی به کارمند سادهای چون حمید نوری یا یک روحانی چون ناصریان ندارد و از مرجعیت بلامنازع انقلاب اسلامی و مرجع جهانی صادر شده بود و اگر جایی در شهری در این زمان فردی واقعا توبهکرده اعدام شده باشد، این تخطی از حکم امام و مستحق مجازات شرعی و نیز الهی در قیامت بهشمار میآید.
بههرحال توابین تاکتیکی در جریان عملیات مرصاد و کشف تشکیلات داخل زندان به دادگاه برده شده تا تکلیفشان را با سازمان روشن کنند و آنان که بنا به خط سازمان دوباره به موضع تروریستی برگشتند در وضع دشمن عملا و معترفا محارب مسلح و شریک جرائم فرقه رجوی شمرده شدند.
با این اوصاف جنایت علیه بشریت از سوی چه کسانی صورت گرفت، جمهوری اسلامی مظلوم یا فرقه رجوی که با حلقههای وصلی چون کشمیری فراتر از سازمان مأمور سیا بودند و با خشونت و جنایت و خیانت وحشیانه مردم را به جرم انقلاب آزادیبخش و استقلالطلبانه و عدالتخواه و خواهان حقوق برابر انسانی کشتار کردند؟
حال معنای هسته اصلی این مقاله وارونگی نسبت قضاوت با عدالت در زمان ما و در عمل مجسم و وقیحانه جهان مدرن و قدرت بیحیای جهانی روشن شده است؛ این نمایش عریان وارونگی در نظام جهانی قدرت شیطانی/ فرعونی حاکم و عصر ظلماتی غیبت و غیاب داوری حقیقتا عادلانه انسان کامل و در غیاب عدل موعود(عج) است.
بازی در سوئد
ولی ما بهیاد میآوریم این فرقه کیست و پرونده جنایاتش که باید بررسی شود، چیست؟ سوئد، آخرین صحنه نمایش این جابهجایی نیست که جای قاتل و قربانی و ظالم و مظلوم با پادویی یکی از همین اذناب جنایت، ایرج مصداقی که نوکر شیطان بزرگ در نمایش وقیخانه بوده است، عوض میکند. درباره ایرجمصداقی در فضای مجازی کسانی که او را میشناسند و شخصیت بیارزش و نقش پادوی بیحرمت بازی اغواگرانه و ضد امنیتی و مشکوکش سخنان فراوانی درج شده است. طبیعتا در آن موارد نمیتوانم داوری کنم اما در موردی که خود با آن سروکار داشتم، یقین به دروغگویی و رذالت و مأمور پلید با نیات بیشرمانهاش بودهام و در آن برخورد او را در نقش مزدوری یافتم که ارزش پاسخ ندارد اما از همان ویژگیهای تروریستهای بیرحم و ماموران شکنجهگر سازمان چون اصدقی برخوردار است،مصداقی و اصدقی اتفاقا شبیه نیستند!
اما حمید نوری بهانه او یک وانموده است. حقیقت آن است که من واقعا هیچ شناخت رویارو و عینی از ایشان در اوین و گوهردشت (رجاییشهر)، ندارم و هرگز با چشم باز به ایشان برنخورده یا اگر برخوردم، یادم نیست و نمیشناختمشان و در سالهای پس از آزادی هم، سال ۶۸ به بعد هم اصلا نمیدانم چه میکردهاند. البته اسم حمید عباسی را در زندان و بعد شنیدم که دستیار آقای ناصریان بودهاند و... همین. بدیهی است که در مقام رسمی قضایی، محاکمه ضد انقلاب وظیفه قانونی او بوده و این جرم نیست. از آن زمان تا امروز هم باز از کار و بار و اعتقاداتش بیاطلاعم! در اینجا مسأله من گیم و وانموده جنایتکاران به بهانه محاکمه اوست و نه گناه و بیگناهی او و صلاحیت نداشتن سوئد و منافقان در محاکمه او. نکته مهم این ماجرای دستگیری و محاکمه غیر قانونی او، وانموده دولت سوئد است که جزو درجه دوم و دنبالهرو نظام جهانی قدرت فرعونی و نظام ظالمانه وانمودههایش است. نمایش مفتضح دادگاه با پادویی جانیان و قاضیان ضدعدالت به اسم دفاع از حقوق بشر! نقطه ننگی به دامان سوئد است. رسوایی این دادگاه در همین قضاوتی است که جای مظلومانه انقلاب اسلامی و امام عادل و مقاوم و شجاعش را با ظالم جهانی و نوکر درنده و تروریستی به اسم سازمان تروریستی و قاتلی بهنام مجاهدین خلق، موسوم به منافقین عوض میکند و درندگان در آن، جامه دادخواهان و قاضیان میپوشند تا با تکرار یک وانموده طراحی شده، ظلم و بیداد را حق و حق را ناحق و داد را بیداد جلوه دهند. حقیقت آن است که طبق روشنگری و هدایت قرآن حکیم، جنگ کفر و شرک و نفاق با حق یگانه و توحید و شیاطین به ایمان مؤمنان، پایانی ندارد و دشمنی کافران محارب و منافقان دیوانه با امام و انقلاب، بیرحمانه باشد.
میراحمد میراحسان - شاعر و پژوهشگر
سخنرانی صدام درباره عملیات جنایتبار فرقه رجوی و سخنرانی رجوی در آغاز عملیات موسوم به فروغجاویدان و دستورالعمل رسمی به زندانیانی که توبه کرده و به همین دلیل مشمول عفو و تخفیف مجازات اعدام شده بودند، برای آشوب و رفتن این فریبخوردگان به سر موضع و در نتیجه بیاعتبار شدن حکم قبلی و ... مسائلی است که دادگاههای عادل میتوانند بررسی کنند.
جنایات لشکر منافقان و کار بلاهتبارشان با پندار فتح تهران در دام مرصاد گرفتار و نابود شد. کارشان از نظر نظامی، حماقت و اوهام محض بود و شاید با پایان جنگ، از پس آن همه نیروی معترض داخل سازمان بر نمیآمدند و خود میخواستند با قربانی کردنشان با یک تیر چند نشان بزنند. هم از شرشان رها شوند و هم با کشتهشدنشان به لیست مقتولان راه شیطان و امکان چانهزنیشان در نوکری شیطان بزرگ بیفزایند. همین برنامه در زندان تکرار شد. باز آزاد گذاشته شدند تا آزمایش شوند و مشخص شود توبهکردههای حقیقی که دیگر مایل به کشتار مردم در جمهوری اسلامی نبودند و اهل نفاق چه کسانی هستند اما در این میان و در ارتباط با اقدامات جنایتبار اینان علیه انسانها و جنایاتشان طی حرکت ستون نظامی مستندات هولناکی وجود دارد.
منافقین طی این عملیات دست به تخریب شهرها و روستاهای ایران زدند و صحنههای تکاندهنده جنایتبار و رقتانگیزی بهوجود آوردند.
در خاطرههای منتشره برخی افرادی که در همان سالها به جرم عضویت در سازمان زندانی بوده و پس از توبه آزاد شده و بهعنوان اپوزیسیون علیه جمهوری اسلامی فعالیت میکنند (مانند ایرج مصداقی) نیز همین سخنان رجوی تایید شده که افراد تشکیلات ظاهرا توبه کرده از تروریسم و سازمان که به سبب محکومیت سازمان و عملیات تروریستی و مسلحانه مشمول عفو شده بودند، آمادگی لازم برای پیوستن به نیروهای این سازمان را داشتند.
در کتب منتشره اغلب این افراد، آمده که تشکیلات موجود در زندان با سازمان مجاهدین خلق در بیرون زندان ارتباط فعال داشته و از آن سازمان برای مقابله با نظام از درون زندان خط میگرفته است.
معنای وارونگی
حکم فقهی امام درباره منافقین ربطی به کارمند سادهای چون حمید نوری یا یک روحانی چون ناصریان ندارد و از مرجعیت بلامنازع انقلاب اسلامی و مرجع جهانی صادر شده بود و اگر جایی در شهری در این زمان فردی واقعا توبهکرده اعدام شده باشد، این تخطی از حکم امام و مستحق مجازات شرعی و نیز الهی در قیامت بهشمار میآید.
بههرحال توابین تاکتیکی در جریان عملیات مرصاد و کشف تشکیلات داخل زندان به دادگاه برده شده تا تکلیفشان را با سازمان روشن کنند و آنان که بنا به خط سازمان دوباره به موضع تروریستی برگشتند در وضع دشمن عملا و معترفا محارب مسلح و شریک جرائم فرقه رجوی شمرده شدند.
با این اوصاف جنایت علیه بشریت از سوی چه کسانی صورت گرفت، جمهوری اسلامی مظلوم یا فرقه رجوی که با حلقههای وصلی چون کشمیری فراتر از سازمان مأمور سیا بودند و با خشونت و جنایت و خیانت وحشیانه مردم را به جرم انقلاب آزادیبخش و استقلالطلبانه و عدالتخواه و خواهان حقوق برابر انسانی کشتار کردند؟
حال معنای هسته اصلی این مقاله وارونگی نسبت قضاوت با عدالت در زمان ما و در عمل مجسم و وقیحانه جهان مدرن و قدرت بیحیای جهانی روشن شده است؛ این نمایش عریان وارونگی در نظام جهانی قدرت شیطانی/ فرعونی حاکم و عصر ظلماتی غیبت و غیاب داوری حقیقتا عادلانه انسان کامل و در غیاب عدل موعود(عج) است.
بازی در سوئد
ولی ما بهیاد میآوریم این فرقه کیست و پرونده جنایاتش که باید بررسی شود، چیست؟ سوئد، آخرین صحنه نمایش این جابهجایی نیست که جای قاتل و قربانی و ظالم و مظلوم با پادویی یکی از همین اذناب جنایت، ایرج مصداقی که نوکر شیطان بزرگ در نمایش وقیخانه بوده است، عوض میکند. درباره ایرجمصداقی در فضای مجازی کسانی که او را میشناسند و شخصیت بیارزش و نقش پادوی بیحرمت بازی اغواگرانه و ضد امنیتی و مشکوکش سخنان فراوانی درج شده است. طبیعتا در آن موارد نمیتوانم داوری کنم اما در موردی که خود با آن سروکار داشتم، یقین به دروغگویی و رذالت و مأمور پلید با نیات بیشرمانهاش بودهام و در آن برخورد او را در نقش مزدوری یافتم که ارزش پاسخ ندارد اما از همان ویژگیهای تروریستهای بیرحم و ماموران شکنجهگر سازمان چون اصدقی برخوردار است،مصداقی و اصدقی اتفاقا شبیه نیستند!
اما حمید نوری بهانه او یک وانموده است. حقیقت آن است که من واقعا هیچ شناخت رویارو و عینی از ایشان در اوین و گوهردشت (رجاییشهر)، ندارم و هرگز با چشم باز به ایشان برنخورده یا اگر برخوردم، یادم نیست و نمیشناختمشان و در سالهای پس از آزادی هم، سال ۶۸ به بعد هم اصلا نمیدانم چه میکردهاند. البته اسم حمید عباسی را در زندان و بعد شنیدم که دستیار آقای ناصریان بودهاند و... همین. بدیهی است که در مقام رسمی قضایی، محاکمه ضد انقلاب وظیفه قانونی او بوده و این جرم نیست. از آن زمان تا امروز هم باز از کار و بار و اعتقاداتش بیاطلاعم! در اینجا مسأله من گیم و وانموده جنایتکاران به بهانه محاکمه اوست و نه گناه و بیگناهی او و صلاحیت نداشتن سوئد و منافقان در محاکمه او. نکته مهم این ماجرای دستگیری و محاکمه غیر قانونی او، وانموده دولت سوئد است که جزو درجه دوم و دنبالهرو نظام جهانی قدرت فرعونی و نظام ظالمانه وانمودههایش است. نمایش مفتضح دادگاه با پادویی جانیان و قاضیان ضدعدالت به اسم دفاع از حقوق بشر! نقطه ننگی به دامان سوئد است. رسوایی این دادگاه در همین قضاوتی است که جای مظلومانه انقلاب اسلامی و امام عادل و مقاوم و شجاعش را با ظالم جهانی و نوکر درنده و تروریستی به اسم سازمان تروریستی و قاتلی بهنام مجاهدین خلق، موسوم به منافقین عوض میکند و درندگان در آن، جامه دادخواهان و قاضیان میپوشند تا با تکرار یک وانموده طراحی شده، ظلم و بیداد را حق و حق را ناحق و داد را بیداد جلوه دهند. حقیقت آن است که طبق روشنگری و هدایت قرآن حکیم، جنگ کفر و شرک و نفاق با حق یگانه و توحید و شیاطین به ایمان مؤمنان، پایانی ندارد و دشمنی کافران محارب و منافقان دیوانه با امام و انقلاب، بیرحمانه باشد.
میراحمد میراحسان - شاعر و پژوهشگر




