خونه ندارا با خونه دارا ازدواج کنن
معضل اجارهنشینی بهقدری بحرانی است که انگار عنان کار از دست مسوولان این حوزه هم خارج شده اما تا شنیدن بوی بهبود اوضاع جهان، بدک نیست در نگاهی نمکین و خیالبافانه به مانیفست و جهانبینی حسین(حسین رضایی) در «زیر درختان زیتون» پناه ببریم و دل خوش کنیم؛ آنجا که پشت نیسان خاکیرنگ نشسته و در محضر یک گلدان شمعدانی با گلی صورتی، پیشنهاد کارگردان فیلم(محمدعلی کشاورز) برای ازدواج با دختر کولی را به دلیل بیسوادی او رد میکند، آن هم درحالیکه به قول کارگردان، طاهره(طاهره لادانیان) هم به دلیل اینکه حسین سواد ندارد، او را نمیخواهد.
حسین اما تحلیل منحصربهفرد خود را دارد: «من فکر میکنم اگه بخوان خونهدارا با خونهدارا ازدواج کنن، پولدارا با پولدارا، بیسوادا با بیسوادا، این زندگی نمیشه. بهتره که باسوادا با بیسوادا ازدواج کنن، پولدارا با پولندارا ازدواج کنن، خونهندارا هم با خونهدارا، که اینا همدیگرو بتونن روبهراه کنن. از نظر من این بهتره.» با اینکه کشاورز اینجا از حرفها و لحن بامزه رضایی خندهاش گرفته و سعی میکند با گرفتن دستش روی بینی و دهان، خندهاش را پنهان کند، حسین به حال خانههای خالی هم فکری میکند و حرفش باتوجه به امروز و وجود حدود دو و نیم میلیون خانه خالی در کشور - که از جمله علتهای معضل مسکن است- انگار تحلیل پیشگویانه و طنازانهای به نظر میرسد: «دو نفر اگه دو تا خونه داشته باشن، بخوان با هم ازدواج کنن، خب این که نمیشه سرشون رو بذارن تو این خونه، پاشون رو بذارن تو اون خونه! بد میگم آقا؟ میتونن؟»
خنده کارگردان داستان/ کشاورز اینجا علنی میشود و میگوید: «نمیدونم. ولی میتونن یه خونه رو پاشونو دراز بکنن، اون یکی رو هم اجاره بدن. نمیتونن؟» جالب است باوجود مخالفت نرم کارگردان با حسین و آچمزکردن این عاشق بیسواد و بیخانه، پیشنهاد اقامت در یک خانه و اجاره دادن آن خانه دیگر هم نسبت درستی با واقعیت موجود و امروز جامعه دارد و در فرامتن، تلاشی برای جلوگیری از بحران مسکن است. اگرچه حسین پیشنهاد کارگردان را برای ازدواج با دختر کولی رد میکند اما خودش در دنیای فیلمی که در جهان قصه زیر درختان زیتون با حضور او و طاهره ساخته میشود، سبک زندگی کولیواری دارد و برای زیستن با همسرش، قائل به خانه و مامنی ثابت نیست و در نقش بازیگر فیلم، همان فردای روز زلزله و باوجود از دست دادن25 و به عبارتی 65 نفر از اعضای خانواده و اقوام، زندگی مشترکش را زیر 20متر نایلون کشاورزی (به قول حسین: پالاستیک) شروع میکنند. همه حرف عباس کیارستمی در زندگی و دیگر هیچ و زیر درختان زیتون، همین تکیه بر عشق و تاکید بر زندگی با وجود نفس کشیدن در حضور نیستی و نداری است.
علی رستگار - گروه فرهنگ و هنر
خنده کارگردان داستان/ کشاورز اینجا علنی میشود و میگوید: «نمیدونم. ولی میتونن یه خونه رو پاشونو دراز بکنن، اون یکی رو هم اجاره بدن. نمیتونن؟» جالب است باوجود مخالفت نرم کارگردان با حسین و آچمزکردن این عاشق بیسواد و بیخانه، پیشنهاد اقامت در یک خانه و اجاره دادن آن خانه دیگر هم نسبت درستی با واقعیت موجود و امروز جامعه دارد و در فرامتن، تلاشی برای جلوگیری از بحران مسکن است. اگرچه حسین پیشنهاد کارگردان را برای ازدواج با دختر کولی رد میکند اما خودش در دنیای فیلمی که در جهان قصه زیر درختان زیتون با حضور او و طاهره ساخته میشود، سبک زندگی کولیواری دارد و برای زیستن با همسرش، قائل به خانه و مامنی ثابت نیست و در نقش بازیگر فیلم، همان فردای روز زلزله و باوجود از دست دادن25 و به عبارتی 65 نفر از اعضای خانواده و اقوام، زندگی مشترکش را زیر 20متر نایلون کشاورزی (به قول حسین: پالاستیک) شروع میکنند. همه حرف عباس کیارستمی در زندگی و دیگر هیچ و زیر درختان زیتون، همین تکیه بر عشق و تاکید بر زندگی با وجود نفس کشیدن در حضور نیستی و نداری است.
علی رستگار - گروه فرهنگ و هنر




