نقد کتاب «سفر پرماجرا» در فرهنگسرای گلستان برگزار شد
بیهوشی موقت برای کسب تجربه
به گزارش قفسه کتاب، کتاب «سفر پرماجرا» نوشته لیلا دارابی که به همت نشر صاد منتشر شده، با حضور علی کاشفی خوانساری و تعدادی از نویسندگان کودک و نوجوان و مخاطبان نقد و بررسی شد.
در این مراسم سیدعلی کاشفی خوانساری گفت: وقتی رمان «تصویر آخر از پیدایش» اثر خانم دارابی را پیش از چاپ خواندم، شاهد تولد نویسندهای بااستعداد و حرفهای بودم. مطمئنا این کتاب نیز خوانندگان خودش را در میان قشر نوجوان پیدا کرده و شاهد موفقیتهای بیشتر این نویسنده خواهیم بود.
کاشفی سپس در توضیح اینکه کتاب «سفر پرماجرا» درواقع داستانِ کوتاهِ بلند است، گفت: خانم دارابی در این کتاب، داستان کوتاهی نوشته که موقعیتهای محدودی داشته و شخصیتها پیچیدگی رمان بلند را ندارند، اما صحنهها را با توصیف بیشتری نوشته و شخصیتها را در عین وحدت زمان و مکان، به خوبی شرح داده است.این نویسنده کودک و نوجوان، به گرهافکنی و گرهگشایی داستان اشاره کرد و گفت: نویسنده کتاب، بیهوشی، تمهید نویسنده برای کسب تجربه توسط نیماست، نیمایی که به علت لکنت زبان، از جمع فاصله میگیرد و نمیخواهد با دنیای بیرون تعامل داشته باشد. اما پس از رفتن به دل تاریخ و دوران شاهعباس صفوی، با تجربهای که از دل رویا به دست آورده، پذیرای نقطه ضعف خودش میشود.
کاشفی با ذکر این نکته که البته نویسنده میتوانست در دل سفر به تاریخ، علت تاریخی یک واقعه مربوط به همان زمان را هم برای بچهها بیان کند، افزود: اگر این اتفاق میافتاد، حتما کتاب به درجه عالیتری دست پیدا میکرد؛ هرچند به هرحال کتاب به خوبی توانسته به قشر نوجوان بفهماند، یک نقطه منفی یا نقطه ضعف در زندگی نباید مانع پیشرفت و تعامل او با دنیا شود.
کاشفی سپس در توضیح اینکه کتاب «سفر پرماجرا» درواقع داستانِ کوتاهِ بلند است، گفت: خانم دارابی در این کتاب، داستان کوتاهی نوشته که موقعیتهای محدودی داشته و شخصیتها پیچیدگی رمان بلند را ندارند، اما صحنهها را با توصیف بیشتری نوشته و شخصیتها را در عین وحدت زمان و مکان، به خوبی شرح داده است.این نویسنده کودک و نوجوان، به گرهافکنی و گرهگشایی داستان اشاره کرد و گفت: نویسنده کتاب، بیهوشی، تمهید نویسنده برای کسب تجربه توسط نیماست، نیمایی که به علت لکنت زبان، از جمع فاصله میگیرد و نمیخواهد با دنیای بیرون تعامل داشته باشد. اما پس از رفتن به دل تاریخ و دوران شاهعباس صفوی، با تجربهای که از دل رویا به دست آورده، پذیرای نقطه ضعف خودش میشود.
کاشفی با ذکر این نکته که البته نویسنده میتوانست در دل سفر به تاریخ، علت تاریخی یک واقعه مربوط به همان زمان را هم برای بچهها بیان کند، افزود: اگر این اتفاق میافتاد، حتما کتاب به درجه عالیتری دست پیدا میکرد؛ هرچند به هرحال کتاب به خوبی توانسته به قشر نوجوان بفهماند، یک نقطه منفی یا نقطه ضعف در زندگی نباید مانع پیشرفت و تعامل او با دنیا شود.




