با آدرس غرب به قهقرا نرویم!

با آدرس غرب به قهقرا نرویم!

عده‌ای به بهانه تجدد و مقتضیات زمانه و الگوبرداری از غرب، پیشرو بودن آنها در تکنولوژی و فناوری را به سایر جنبه‌های انسانی مرتبط کرده و با این توجیه که «آنهایی که از ما پیشرفته‌ترند حجاب ندارند» به مبارزه با حجاب  پرداخته‌اند و مسأله حجاب را در پیشرفت جامعه نه‌تنها بی‌تاثیر می‌دانند، بلکه  معتقدند حجاب اجباری بی‌اعتنایی به حق آزادی، اهانت به حیثیت انسان، نشانه تحجر و ظلم مسلم به حق انتخاب زن است و رسما با خودآرایی و خودنمایی‌های افراطی به شعله‌ورتر کردن این آتش پرداخته‌اند.

معتقدند منع و  تحریم باعث تحریک حس کنجکاوی می‌شود، پس حریم حجاب و روابط و سایر ممنوعیت‌های اخلاقی را برداریم تا در سایه آن به رهایی از هر قید و بندی برسیم، فارغ از نوع پوشش و ظاهر رسواکننده‌ای که گوی سبقت را از اروپا و آمریکا ربوده است و رسما باعث تهییج نسل جوان جامعه می‌شود. این گمان باطلی است، زیرا نتیجه چیزی جز از بین رفتن امنیت،  اضطراب، تلاطم و جنایات ناشی از بیداری و تهییج این غریزه و نهایتا نابودی بنیان خانوادگی نخواهد بود. الگوبرداری از  تجارب شکست‌خورده غرب برای ما تاوان سنگینی درپی خواهد داشت  . فروید، ناکامی‌های حاصل از قیودات اجتماعی را عامل بسیاری از اختلالات روانی می‌داند و معتقد است با آزادسازی غرایز، عوارض ناشی از ناکامی‌ها  تعدیل می‌یابد. این فرمول چندین دهه در غرب اجرا شد و  منجر به رواج روابط بی‌قید و بند، تزلزل و فروپاشی بنیان خانوادگی و آسیب‌های روانی، عاطفی و اجتماعی بسیاری شد که دامنه گسترش اختلالات روانی را افزایش داد . درست است که ناکامی‌ها عوارض ناگواری درپی دارند اما نه در رابطه با هر نوع نیاز و غریزه‌ای. به عنوان مثال در رابطه با غرایز مربوط به جنس مخالف،  هرچه عرضه و تهییج بیشتر باشد، تقاضا هم افزایش می‌یابد زیرا این غریزه بسیار سرکش، سیری‌ناپذیر و طغیانگر است و به‌علت کمال‌گرایی و بی‌نهایت‌طلبی انسان همواره به‌دنبال نوع دیگری از تقاضاست و به سهولت انسانیت انسان را به سخره درمی‌آورد.
از لحاظ روانی و ذاتی جنس مونث  تمایل به خودآرایی و خودنمایی  دارد و این رفتار او همواره مورد توجه جنس مذکر بوده است. خداوند این میل را برای تحکیم بنیان  خانواده در وجود هر یک قرار داده و با مطرح کردن مسأله حجاب و پوشش از انحراف آن پیشگیری کرده  است. از بین رفتن حریم بین زن و مرد و تعاملات بی‌قید و بند مفسده‌های بسیاری به‌بار آورده است. چراکه این دست از  بی‌قیدی‌ها  تمایل به ازدواج را کاهش می‌دهد و با تحت‌الشعاع قرار دادن جامعه، منجر به  اختلال در روابط زوجین می‌شود . زن ایرانی همیشه الهام‌بخش، نیرودهنده و مکمل مردانگی، مردان بوده است. نقش سازندگی او در گرو رفتار، اخلاق و دوری او از ابتذال است اما  وضعیتی که به اسم آزادی در جامعه امروز  رواج یافته، گوی سبقت را از اروپا و آمریکا ربوده است و عده‌ای خواسته یا ناخواسته با آن همسو شده‌اند که منجر به تضعیف قدرت سازندگی زنان و مردان شده است. زنان با الگوبرداری از غرب و خودآرایی‌های افراطی خود را همچون کالای دلفریبی در سطح جامعه عرضه می‌کنند و فی‌الواقع تبدیل به نیروی کار رایگانی  شده‌اند که ناآگاهانه با صرف وقت و هزینه‌های گزاف در راستای اهداف استعمارگرایانه  منجر به اختلال در سیستم کاری و اجتماعی جامعه شده‌اند . زن با از دست دادن حیا، عفت و از دست دادن حریم ارزشمندش به ابتذال کشیده می‌شود و در این راستا کل جامعه را با خود به قهقرا می‌کشاند اما خودش به علت به خطر انداختن کانون خانوادگی بیشتر متضرر می‌شود. ‌وقتی  زن به سهولت در دسترس باشد، به جای این‌که بنیان خانوادگی بر مبنای عشق باشد هر یک از زوجین به دیگری به‌عنوان عامل سلب‌کننده آزادی می‌نگرد و دیگری را زندانبان خود می‌داند  واضح است که روابط خانوادگی در چنین سیستمی سرد و غیرقابل اطمینان است . لذا برای این‌که کانون خانوادگی بتواند صمیمی‌ترین و پاک‌ترین عواطف را بین زوجین برای تربیت نسل آینده  ایجاد کند و جامعه‌ای متمرکز و قدرتمند داشته باشیم، رعایت عفت و حریم بین زن و مرد و  ممنوعیت  روابط بی‌قید و بند را توصیه می‌کنیم که چنین دستاورد مهمی جز در سایه همکاری همه اعضای جامعه امکان‌پذیر نخواهد بود. 

معصومه صبور روح وحید - کارشناس ارشد مشاوره