جست‌وجوی یکی از هزاران رمز زیبایی

در ستایش خوشنویسی

جست‌وجوی یکی از هزاران رمز زیبایی

در جهانی پر از دغدغه، هنر است که می‌تواند در امتداد زندگی به سوی نور جریان داشته باشد. هنر اصیل خوشنویسی مستلزم جدیت و قوه بصری ا‌ست، چراکه تمرکز خوشنویس را به تمام و کمال می‌طلبد. هرچه دقت بیشتر باشد، نتیجه‌ حاصل باعث شگفتی خواهد شد و اگر کمترین تمرکز را داشته باشی، خط را دچار ناهمگونی می‌کند. در واقع تمام احساسات خوشنویس از شادی تا غم در خطش می‌تواند مشهود باشد. خوشنویسی برایم سراسر عشق و آرامش، ثروتی درونی و حقیقی به همراه دارد؛ همان ثروتی که روح را صیقل می‌دهد و با هیچ چیز دیگری قابل‌قیاس نیست. سیر صعود در مسیر تکامل خوشنویسی برای هر فردی متفاوت است. بر این عقیده‌ام خوشنویسی بستگی به هوش هیجانی بالا و ذهنی پویا دارد و در نهایت هماهنگ‌بودن ذهن، چشم و دست بر کاغذ می‌تواند خط و اثری زیبا را ممکن سازد.

پایبندی به زمان مشخصی در خوشنویسی وجود ندارد. این‌که در روز، در هفته، باید چه میزان نوشت، مسلما هرچه بیشتر با دقت تمام تحریر داشت و با خط‌های قبلی قیاس کرد و به تحلیل‌ها اتصال و مفرد پرداخت، خط دارای پختگی و کیفیت بالا می‌شود. صعود و نزول مفردات اندازه‌ کشیده‌ها و دوایر نسبت‌های طلایی، رانش قلم، قلم‌گذاری صحیح، مرکب‌برداری به‌اندازه و تراش قلم و ترکیب‌بندی ازجمله تکنیک‌ها و قاعده‌هاست. همچنین قالب‌ها، شیوه معاصر و قدما اساس خط و خوشنویسی است. شیوه‌ معاصر مانند استاد غلامحسین امیرخانی و شیوه‌ قدما مانند استادان میرعماد حسنی‌قزوینی و میرزا غلامرضا اصفهانی. خوشنویسی دوره‌ مقدماتی تا درجه استادی و دکترای هنری را شامل می‌شود. 
به نظرم خوشنویسی انسانی مستعد و علاقه‌مند می‌طلبد. همان‌گونه که خداوند خالق زیبایی‌هاست و زیبایی را در وجود هر شخصی قرار داده، هنرمند نیز با اثری که می‌آفریند، به بازتولید شگفتی و تجلی می‌انجامد. هنر خطاطی و خوشنویسی پر از رمز و راز است. اگر خود به این رمز و رموز دست یابیم، بیش از پیش خوشنویسی برای‌مان لذت‌بخش می‌شود؛ به گونه‌ای که مدام در جست‌وجوی یک از هزاران رمز آن می‌شویم. به عقیده‌ نگارنده، با کشف همین رموز است که می‌توان زیبا نوشت.
همیشه چنان غرق در نوشتن می‌شوم که زمان از دست و خاطرم می‌رود؛ زمانی که صرف صیقل‌دادن روح، ذهن، چشم و دست شده است. هنر خوشنویسی آن‌قدر شگرف است که هر روز برای‌تان حرفی نو، رمزی جدید و ساختاری تازه و اشتیاقی غیرقابل‌وصف دارد. تنها علاقه و اراده است که باعث می‌شود رغبتی پیدا کرد و مفردات را با دقت بارها نوشت؛ نه برای آن‌که صرفا تمرین باشد، بلکه نمی‌توان لحظه‌ای از این حس شورانگیز و علاقه دست برداشت تا آنچه باید تحریر شود، مسحورکننده و بی‌نقص باشد. 
به قول استاد هوشنگ ابتهاج: «بر آستان تو چون سایه سر نهم همه‌ عمر/ که هرکه پیش تو راه یافت باز پس نرود» که مصداق مشابه‌ علاقه‌ام در خوشنویسی است. در میان اسباب کتابت، قلم‌نی را وقتی تراش می‌زنم انگار زلف‌هایش را برچیده و سر و سامانی داده تا جلوه‌نمایی کند. موقع قط‌‌‌زدن قلم هیچ نمی‌گوید که چرا با من چنین کردی! آخر همه‌شب با یکدیگر گفت‌وگویی ز اسرار دل داریم. آن‌گاه که قلم را درون دریای سیاه و تاریکی از غم فرومی‌برم، همان دریا که در دل خود تار و پود بسیار دارد، قلم تار و پودش را به‌هم‌می‌ریزد، مثال موج‌هایی مشوش مرکب را پرتلاطم می‌کند، قلم غرق و آغشته می‌شود در مرکب؛ هر دو به هم آمیخته‌شده، آویخته‌اند و دیگر جدایی‌شان ممکن نیست. قلم و مرکب دو دلداده‌اند که به خط با دستانی مستعد، پر از عشق و خلوص جان می‌بخشند و لوح سیمین را به زر مانند می‌کنند.

ندا قزوینه - خوشنویس