نویسندگان معروف چه عادتهای شخصی برای نوشتن دارند؟
راز نوشتن
نوشتن آدابی دارد، بسیاری از دوستداران ادبیات که درپی ثبت اثری از خود هستند و رویای نویسنده شدن در سر میپرورانند به دنبال فرمول نویسندگی میگردند، نویسندگان مشهوری هم در این میان با انتشار آثاری در رابطه با نویسندگی این تشنگان نوشتن را سیراب میکنند اما برای خود همان شیفتگان نوشتن هم عیان و آشکار بود که نوشتن فرمولی کلی ندارد، شاید شیوهنامههایی برای بهتر نوشتن وجود داشته باشد اما هرکسی به قریحه شخصی خود توان نوشتن مییابد. در این میان نویسندگان بسیاری هستند که برای نوشتن آداب و عاداتی شخصی دارند، رفتارهایی که برای هر دوستدار ادبیاتی گاه عجیب مینماید. نویسنده معروفی که تنها در زمان صبحگاه میتواند بنویسد یا کسی که حتما پیش از نوشتن باید مسیری قابل توجه را بدود یا فردی که تنها در زیر نور شمع باید قصهاش را روایت کند. هر چند در این میان رفتارهای ثابتی هم وجود دارد. کوتاه آمدن، پشت گوش انداختن و راه دادن به کمالگرایی نتیجهای جز شکست به همراه ندارد. به جلو حرکت کردن و نوشتن منظم، تنها راه رسیدن به موفقیت است. شاید خواندن و الگوبرداری از عادات روزانه و روش کار چند نویسنده بزرگ، برای کسانی قوت قلب باشد که سودای نوشتن در سر دارند و فکر میکنند زمان را از دست داده و فرصتی ندارند.
کاپوتی سال ۱۹۵۷ در گفتوگو با مجله پاریسریویو گفت: «من یک نویسنده کاملا افقیام. تا روی تخت دراز نکشیده باشم یا روی کاناپه ولو نشده باشم و سیگار و قهوه هم دمدستم نباشد، نمیتوانم فکر کنم. باید دائم پک بزنم و مزهمزه کنم. هرچه به سمت غروب میرویم، از قهوه به چای نعناع میرسم.» نوشتن در بستر، کوچکترین جزء از مجموعه خرافاتی بود که کاپوتی به آنها باور داشت. او نمیگذاشت همزمان سه تا ته سیگار در زیرسیگاری بماند تا اینکه زیرسیگاری را پر کند. هیچ کاری را در روز جمعه شروع یا تمام نمیکرد. ارقام را با وسواس در سرش جمع میزد و اگر حاصل جمع را خوشیمن نمیدید، قید آن شماره تلفن یا اتاق هتل را میزد. خودش جایی گفته بود: «کارهایی که نمیتوانم یا نمیخواهم انجام دهم، بیشمارند. اما با پیروی از این مفاهیم بدوی، آرامشی غریب مییابم.»
هاروکی موراکامی
وقتی موراکامی مشغول نوشتن رمانی است، ساعت 4 صبح بیدار میشود و پنج شش ساعت بیوقفه کار میکند. بعدازظهرها را به دویدن یا شنا میگذراند، به کارهایش میرسد، مطالعه میکند و به موسیقی گوش میدهد. ساعت 9شب هم به بستر میرود. در سال۲۰۰۴ به مجله پاریسریویو گفت: «بیهیچ تغییری به این برنامه روزانه پایبندم. آنچه اهمیت دارد، تکرار این کار است، یک جور هیپنوتیزم. خودم را هیپنوتیزم میکنم تا بر ژرفای ذهنم بیفزایم.» او سال ۲۰۰۸ در مقالهای اعتراف کرد تنها اشکال برنامه روزانهاش این است که جای چندانی برای معاشرت با دیگران باقی نمیگذارد. او مینویسد: «وقتی مدام دعوت دوستان را رد کنی، از تو میرنجند.» اما او پی برد ارتباطی هرگز نمیتواند ترک کند، ارتباط با خوانندگانش است.
وودی آلن
او در طول سالها دریافته هر تغییر آنی انفجار انرژی ذهنی منجر به میشود. پس اگر توی این اتاق باشم و به آن یکی اتاق بروم. به خلاقیتم کمک میکند. اگر به خیابان بروم که عالی است. البته اگر بروم بالا و دوشی بگیرم هم بدک نیست. برای همین گاهی در روز چند بار دوش میگیرم. این پایین در اتاق نشیمن نشستهام وبه بنبست میخورم. چیزی که کمکم میکند این است که بروم طبقه بالا و دوش بگیرم. روال را به هم میزند و آرامم میکند. دوش گرفتن، بهویژه در هوای سرد، چیزی خوبی است. احمقانه به نظر میرسد اما لباس پوشیده و آماده، همینطور که الان هستم، کار میکنم و تصمیم میگیرم برای تقویت خلاقیتم دوش بگیرم.
استیون کینگ
او هر روز و بدون استثنا مینویسد. تقریبا هیچوقت پیش از آنکه سهمیه روزانه 2000 کلمهایاش را بنویسد، دست از کار نمیکشد. حوالی ساعت 8 صبح شروع به کار میکند. بعضی روزها تا ساعت 11، 2000 کلمه را مینویسد. اما اغلب باید تا ساعت یک و 30 دقیقه کار کند تا سهمیه روزانه تکمیل شود. عصرها و شبها آزاد است که چرتی بزند، نامههایش را بخواند، مطالعهای بکند، کنار اعضای خانواده باشد و تلویزیون تماشا کند.
کینگ معتقد است، اتاق کار هم باید مثل اتاقخواب خصوصی باشد. برنامه روزانه را باید هر روز در وقت ثابتی شروع کرد و تنها وقتی دست از کار کشید که 1000 کلمهات را روی کاغذ آورده یا تایپ کرده باشی.




