تابلوهایی انسانی از رنج جنگ

مجموعه یادداشت‌های سفر به لبنان/ بخش پایانی

تابلوهایی انسانی از رنج جنگ

محمد را از سفر چند سال قبلم به لبنان می‌شناختم. سال‌ها پیش به لبنان آمده و کار و زندگی‌اش اینجا بود. وقتی در روزهای اوج‌‌ بحران وارد لبنان شدم، با او تماس گرفتم تا ببینمش.ولی به دلیل آمدن دوست و آشناهای زیادی که مجبور به ترک خانه‌هایشان در جنوب شده بودند، خیلی سرش شلوغ بود!

خانه محمد درمنطقه‌ای خارج ازضاحیه بود و همین امنیت نسبی باعث شده بود خیلی از آشنایان به آنجا بروند. بالاخره بعد از چند روز با محمد قرار گذاشتم. گفت می‌خواهند برای منازحین (‌آواره‌های جنگ‌) غذا درست کنند.ما هم بعد از یکی دو پیگیری اداری، رفتیم پیش محمد. در یک آشپزخانه متعلق به یکی از مجموعه‌های ایرانی، همراه چند نفر دیگرمشغول درست کردن کباب و جوجه بودند. من و فرهاد هم چند ساعتی کنارشان بودیم، هم دیداری تازه کردیم و هم درباره اوضاع و احوال منطقه و جنگ حرف زدیم. 
بعد از تمام شدن کار، غذاها را بار ماشین کردیم. محل مورد نظر محمد، مدرسه‌ای بود در محله‌ای شیعه‌نشین در مرکز شهر بیروت که از ضاحیه خیلی فاصله داشت. محله‌ای بسیار شلوغ بود. می‌گفتند در این یک هفته که بمباران‌ها شدت گرفته، جمعیت منطقه سه برابر شده است.اوضاع اقتصادی لبنان چند سالی می‌شود که خیلی به هم ریخته و افت ارزش پول ملی و تورم شدید، مردم را خیلی اذیت می‌کند. در این شرایط و بدون داشتن پشتوانه مالی، تحمل این آوارگی خیلی سخت‌ترمی‌شود. البته خیلی زود خود مردم لبنان دست به کار شده بودند.هرچه نباشد دراینجا همه تجربه چند جنگ و ازدست دادن خانه وزندگی را دارند.تلاش می‌کنند از این روزها صبورانه عبور کنند و مثل چند بار قبل، دوباره خانه‌ها و مزارع‌شان را بسازند.حتی شنیدم درمناطق مسیحی‌نشین هم بعضی رهبران مذهبی امکانات و مکان‌های خودشان را دراختیاراین مردم قرارداده بودند.بعضی ازاین مردم به سمت سوریه راه افتاده بودند.طوری که موقع برگشت و در مرز لبنان و سوریه، ترافیک چند کیلومتری ماشین‌ها برای خروج از لبنان، تصویری عجیب و آخرالزمانی به.وجود آورده بود.جنگ هرچه که باشد،باهمه تلخی‌هاومصیبت‌هایش، محل ظهوروبروز صفات عالی انسانی هم هست. آدم‌هایی که نان‌شان را با کسی که نمی‌شناسند قسمت می‌کنند،اتاقی ازخانه رادراختیارشان می‌گذارند وداوطلبانه رنجی رابه جان می‌خرند تا کمی از رنج و ملال دیگری کم کنند! جنگ پر است ازاین تابلوهای زیباکه تلخی وسیاهی‌های جنگ را قابل تحمل می‌کند!

امير داسارگر | کارگردان تلويزيون و سينما