پای صحبت جهادگران نجات انجیرستان
پویش نجات انجیرستان كه راه افتاد و نگاهها كه به سمت درختهای در گل مانده چرخید، نیروهای جهادگر مثل همیشه جزو اولین گروههایی بودند كه از راه رسیدند. بچههای قرارگاه مردمی شهید مدافع حرم مجید قربانخانی یكی از همین گروهها بودندكه از همان روز اول داوطلبانه پای كار آمدند و جهادی سبز را در فضای مجازی راه انداختند. حجتالاسلام محمد صدارت، مسؤول همین قرارگاه جهادی است كه به ما از حال و روز روستاییان و باغداران منطقه میگوید: «وقتی برای ارزیابی وضعیت روستاهای پلدختر به این روستاها رفتیم با یك بحران مواجه شدیم و دیدیم مردم منطقه اصلا حال و روز خوشی ندارند، چراكه باغات منطقه كه قطب تولید انجیر سیاه بودند، به خاطر سیل در
گلولای مدفون شده بودند. بعضیها از سر ناامیدی شروع كرده بودند به قطع درخت هایشان و عملا از انجیرستان قطع امید كرده بودند، ما همان موقع تصمیم گرفتیم این باغها را كه تنها منبع درآمد مردم روستاهای منطقه بودند احیا كنیم.»
دلیل این ناامیدی، خاك رسی بود كه همراه شن و ماسه با سیل دور درختها ریخته شده بود؛ خاكی مانده بود و سفت شده بود و مجالی برای نفس گرفتن به درخت نمیداد. صدارت برای ما از این ناامیدی یك تصویر میسازد؛ یك تصویر تلخ كه میتواند ته دل خیلیها را بلرزاند: «روز اول ما كف جادهای ایستادیم كه خودش به خاطر سیل یكمتر بالا آمده بود، از همانجا به باغها نگاه كردیم و دیدیم مثلا از یك درخت 12 ساله انجیر كه باید سه متر ارتفاع داشته باشد فقط یك متر بیرون مانده و بقیهاش زیر گل و لای مدفون شده بود؛ حالا شما فكر كنید خود باغدارها هم هر روز این صحنه را میدیدند و حق داشتند ناراحت بشوند.»
همین جا بود كه بچههای قرارگاه جهادی شهید قربانخانی تصمیم گرفتند، بمانند و درختها را نجات بدهند؛ تصمیمی كه حسین تیموری یكی دیگر از بچههای جهادگر این قرارگاه دربارهاش به ما میگوید: «حجم خسارات سیل در منطقه واقعا زیاد بود، اما دیدیم نجات این درختها حتی به ساخت خانه هم اولویت دارد چون تنها منبع درآمد مردم منطقه است و اگر این باغات زنده و سالم بمانند دوباره ثمر میدهند و چرخ زندگی این مردم را میچرخانند.»
حالا چیزی حدود یك ماه از استقرار این گروه جهادی در مسجد امام رضای روستای دمرود افرینه میگذرد و تصویر جهادگرهایی كه با بیل و كلنگ گل و لای دور درختها را پاكسازی میكنند، چند روزی است در فضای مجازی منتشر شده؛ جهادگرهایی كه دور درختها را به قطر یك متر از گل و لای خالی میكنند تا هوا به درخت برسد و امكان آبیاری وجود داشته باشد. تیموری در توضیح بیشتر به ما میگوید: «وقتی كار را شروع كردیم خیلیها ناامید بودند، اما یك هفته كه از فعالیت ما گذشت، سه كارشناس و متخصص باغداری از طرف جهاد كشاورزی برای بازدید آمدند و داخل چالههایی كه دور درختها كنده بودیم رفتند، ریشهها و ساقهها را بررسی كردند و گفتند این بهترین كاری بوده كه برای نجات درختها میشد انجام داد و همین موضوع باعث قوت قلبمان شد.»
«ما دو نوع سیلزده داریم؛ كسی كه خانهاش را سیل برده و كسی كه مزرعه و باغش را سیل برده و مشكل اینجاست كه در كمكرسانی عموما كسی را سیلزده حساب میكنند كه خانهاش را سیل برده و از اهمیت باغ و مزرعهای كه محل درآمد آنها بوده، غافل هستند.»
این را هم امیرحسین نظری به ما میگوید، یكی دیگر از بچههای جهادگر این قرارگاه، كسی كه معتقد است احیای كسب و كار مناطق سیلزده، از زمینهای كشاورزی و باغات گرفته تا مراتع و دامها و... از اولویتهایی است كه خیلیها به آن بیتوجهاند؛ همین ضرورت باعث میشود نظری از بقیه نیروهای جهادگر هم برای حضور در منطقه و احیای انجیرستان معمولان پلدختر دعوت كند و بگوید: «از سیل بیش از 45 روز گذشته و فرصت زیادی برای نجات درختها نمانده.» فرصتی كه اگر از دست برود به مرگ درختهای انجیر میرسد و مرگ كسب و كار در منطقه .
گلولای مدفون شده بودند. بعضیها از سر ناامیدی شروع كرده بودند به قطع درخت هایشان و عملا از انجیرستان قطع امید كرده بودند، ما همان موقع تصمیم گرفتیم این باغها را كه تنها منبع درآمد مردم روستاهای منطقه بودند احیا كنیم.»
دلیل این ناامیدی، خاك رسی بود كه همراه شن و ماسه با سیل دور درختها ریخته شده بود؛ خاكی مانده بود و سفت شده بود و مجالی برای نفس گرفتن به درخت نمیداد. صدارت برای ما از این ناامیدی یك تصویر میسازد؛ یك تصویر تلخ كه میتواند ته دل خیلیها را بلرزاند: «روز اول ما كف جادهای ایستادیم كه خودش به خاطر سیل یكمتر بالا آمده بود، از همانجا به باغها نگاه كردیم و دیدیم مثلا از یك درخت 12 ساله انجیر كه باید سه متر ارتفاع داشته باشد فقط یك متر بیرون مانده و بقیهاش زیر گل و لای مدفون شده بود؛ حالا شما فكر كنید خود باغدارها هم هر روز این صحنه را میدیدند و حق داشتند ناراحت بشوند.»
همین جا بود كه بچههای قرارگاه جهادی شهید قربانخانی تصمیم گرفتند، بمانند و درختها را نجات بدهند؛ تصمیمی كه حسین تیموری یكی دیگر از بچههای جهادگر این قرارگاه دربارهاش به ما میگوید: «حجم خسارات سیل در منطقه واقعا زیاد بود، اما دیدیم نجات این درختها حتی به ساخت خانه هم اولویت دارد چون تنها منبع درآمد مردم منطقه است و اگر این باغات زنده و سالم بمانند دوباره ثمر میدهند و چرخ زندگی این مردم را میچرخانند.»
حالا چیزی حدود یك ماه از استقرار این گروه جهادی در مسجد امام رضای روستای دمرود افرینه میگذرد و تصویر جهادگرهایی كه با بیل و كلنگ گل و لای دور درختها را پاكسازی میكنند، چند روزی است در فضای مجازی منتشر شده؛ جهادگرهایی كه دور درختها را به قطر یك متر از گل و لای خالی میكنند تا هوا به درخت برسد و امكان آبیاری وجود داشته باشد. تیموری در توضیح بیشتر به ما میگوید: «وقتی كار را شروع كردیم خیلیها ناامید بودند، اما یك هفته كه از فعالیت ما گذشت، سه كارشناس و متخصص باغداری از طرف جهاد كشاورزی برای بازدید آمدند و داخل چالههایی كه دور درختها كنده بودیم رفتند، ریشهها و ساقهها را بررسی كردند و گفتند این بهترین كاری بوده كه برای نجات درختها میشد انجام داد و همین موضوع باعث قوت قلبمان شد.»
«ما دو نوع سیلزده داریم؛ كسی كه خانهاش را سیل برده و كسی كه مزرعه و باغش را سیل برده و مشكل اینجاست كه در كمكرسانی عموما كسی را سیلزده حساب میكنند كه خانهاش را سیل برده و از اهمیت باغ و مزرعهای كه محل درآمد آنها بوده، غافل هستند.»
این را هم امیرحسین نظری به ما میگوید، یكی دیگر از بچههای جهادگر این قرارگاه، كسی كه معتقد است احیای كسب و كار مناطق سیلزده، از زمینهای كشاورزی و باغات گرفته تا مراتع و دامها و... از اولویتهایی است كه خیلیها به آن بیتوجهاند؛ همین ضرورت باعث میشود نظری از بقیه نیروهای جهادگر هم برای حضور در منطقه و احیای انجیرستان معمولان پلدختر دعوت كند و بگوید: «از سیل بیش از 45 روز گذشته و فرصت زیادی برای نجات درختها نمانده.» فرصتی كه اگر از دست برود به مرگ درختهای انجیر میرسد و مرگ كسب و كار در منطقه .




