خاموشی در میانه روضه
معصومه توکلی، متولد ۱۳۶۱ در تهران، یک زن معمولی نبود. او تحصیلکرده رشته اصلاح و تربیت بود و نفسهایش با مدح اهل بیت گره خورده بود.
صدای گیرا و دلدادگی خالصانهاش، او را به چهرهای آشنا در حوزه مقاومت ۱۰۴رضوان تبدیل کرده بود؛ آنقدر که همه او را با «تقوا، حیا و مظلومیت» میشناختند. اما نقطهعطف زندگی معصومه، ۱۰ اسفند1404 رقم خورد؛ روزی که او و ۱۲نفر از دوستانش، در مسیر برگزاری عزای رهبر شهید،جامه عزا بر تن و زبان روزه، به شهادت رسیدند.همسر شهیده توکلی در گفتوگو با ما میگوید: «در تمام سالهای زندگی مشترک، جز محبت و تقوا از او ندیدم. میدانستیم شهادت خواسته قلبی او بود اما قلبمان در آتش رفتنش میسوزد.»
نکته تکاندهنده برای خانواده، خداحافظی آن روز معصومه بود؛ گویی همه میدانستند رفتنی است. وقتی خبر شهادت را به خانوادهاش دادند، آنها با مرور همان لحظه خداحافظی، رفتن جانشان را مرور میکردند.
دختر ۱۳ سالهاش، محیا و پسر ۸ سالهاش، محمدمهدی حالا مادری را در خاطر دارند که هیچکس از او جز خوبی و مهربانی به یاد ندارد. روایت شهیده معصومه توکلی روایت زنی است که مرثیهخوان اهلبیت بود و خود، مرثیهای شد در دل آشنایان.
نکته تکاندهنده برای خانواده، خداحافظی آن روز معصومه بود؛ گویی همه میدانستند رفتنی است. وقتی خبر شهادت را به خانوادهاش دادند، آنها با مرور همان لحظه خداحافظی، رفتن جانشان را مرور میکردند.
دختر ۱۳ سالهاش، محیا و پسر ۸ سالهاش، محمدمهدی حالا مادری را در خاطر دارند که هیچکس از او جز خوبی و مهربانی به یاد ندارد. روایت شهیده معصومه توکلی روایت زنی است که مرثیهخوان اهلبیت بود و خود، مرثیهای شد در دل آشنایان.




