اهمیت آگاهی کودکان نسبت به احساسات
ما همواره احساسات مختلف و گاه متضادی را تجربه میکنیم و ممکن است این تجربه با اضطراب همراه شود. یکی از دلایل اضطراب، نداشتن شناخت کافی نسبت به چرایی و کارکرد آن احساس است که خود این نداشتن شناخت به اضطراب فزاینده و در نتیجه تجربه احساسات منفی بیشتری منجر میشود که درنهایت چرخه معیوبی را تشکیل خواهد داد. شناخت و پذیرش احساسات یکی از مهمترین عوامل سلامت روان است که باید از کودکی آموخته شود. متاسفانه مشاهدات بالینی نشان میدهد این نداشتن شناخت احساسات تا سنین بالا و حتی سالمندی ادامه پیدا میکند و کار به جایی میرسد که فرد میگوید: «دلشوره دارم و نمیدانم چرا اینطور هستم؛ هیچ اتفاق خاصی رخ نداده اما حال خوبی ندارم.» واقعیت این است که حال خوب یکباره حاصل نمیشود بلکه همانطور که حال بد نیازمند سبکزندگی نامناسب و تفکرات معیوب است(در صورت نبود تروما) حال خوب نیز با توجهکردن به روان و تامین نیازهای آن به مرور زمان حاصل میشود. کودک احساسات مختلف اعم از شادی، غم، خشم، ترس، شرم، تعجب، رضایت، امنیت و... را تجربه میکند و به دلیل نبود آموزشهای لازم دراینخصوص ممکن است بعضی از احساسات موجب افسردگی و اضطراباش شود زیرا این احساسات برای آنها گنگ، جدید و حتی شرمآور است. متاسفانه علاوه بر نبودآموزش این احساسات، فرهنگها و قوانینی که در سطح جامعه به صورت هشیار و ناهشیار به کودک تحمیل میشود این شرایط را دشوارتر میکند. جملاتی همچون مرد که گریه نمیکند، دختر بلند نمیخندد و... علاوه بر آسیبی که به کودک وارد میکند در بزرگسالی به جمله «آدم ضعیف گریه نمیکند» تبدیل میشود. شاید گمان کنید دیگر این نوع جملات و افکار در فرهنگ و جامعه ما جایی ندارد اما واقعیت این است حتی اگر دقیقا همین جملات هم استفاده نشود، چنین مفاهیمی با درجات مختلف به کودکان تحمیل میشود و در بزرگسالی شاهد مشکلات بیشتری هستیم.
علاوه بر این که کودکان باید نسبت به احساسات خود آگاه باشند، والدین نیز باید شناخت کافی از نیازهای روانی، عاطفی و احساسات دوران کودکی فرزند خود داشته باشند. کودکان اضطراب و ناراحتی خود را مانند بزرگسالان نشان نمیدهند و نیاز است مراقبان اصلی کودک، شناخت کافی نسبت به احساسات و رفتارهای کودکان و نوجوانان کسب کنند. حال خوب به تلاش نیاز دارد!




