تقلب، زرنگی نیست
انتشار خبر تقلب گسترده در کنکور سال گذشته، درست همزمان با آغاز کنکور امسال و در کنار آن حاشیههای بیپایان تقلبهای عجیب در کنکور امسال و البته دستپاچگی شگفت سازمان سنجش در این میان، یک گزاره عجیب را پیش روی ما میگذارد. یک گزاره پیچیده شده در یک پرسش تردیدآمیز که آیا تقلب در جامعه بیشتر شده است؟
این سؤال پیوستهای مهمتری هم دارد؛ یکی اینکه اگر قائل به افزایش احتمالی تقلب در جامعه باشیم، این موضوع به معنای افول اخلاقیات در این جامعه است؟ یا حتی مهمتر از آن اینکه علاوه بر افزایش احتمالی تقلب در جامعه، آیا متقلبان به این کار خود افتخار میکنند؟ چشم چشم که کنیم و نگاهی بیندازیم به روایتهای شنیده شده معمول روزمرهمان، احتمالا میتوانیم نمونههای متنوع و بسیار دیگری هم از قصه تقلب بشنویم. شاید بارها شنیدهایم از افراد اطرافمان که از تجربیاتشان برای فرار از چشم پلیس راهنمایی و رانندگی گفتهاند یا از مخدوش کردن پلاک خودرویشان برای ورود به طرح ترافیک فاتحانه سخنرانی کردهاند، بدون نوبت و اسمنویسی واکسن زدهاند، در اوج کمبود برخی از اقلام، آنها اما کیسهکیسه این اقلام را خریدهاند، با تقلب در آزمونهای ورودی علمی قبول شدهاند، با دستکاری کارت بنزین توانستهاند چند لیتر بدون هزینه باکشان را پر کنند و.... تقلب یا تخلف یک موضوع است و موضوع تفاخر به آن ماجرایی تلختر. تحریف یا دگردیسی مفاهیم در یک جامعه پیام نامناسبی برای وضعیت اخلاقی آن دارد؛ اینکه برای جمعیت قابلتوجهی از شهروندان تخلف در یک حوزه با تحریف معنایی آن تبدیل به یک ارزشی به نام زرنگی شود، اتفاق هولناکی است. فردگرایی در جامعه و این آموزه که باید «هر کسی گلیم خود را از آب بیرون بکشد» بدون درنظر گرفتن زیانهایی که متوجه دیگر شهروندان میکنیم بدونشک میتواند آینده اخلاقی جامعه ایرانی را تهدید کند. همین حالا شاید اغلب متقلبان در همین مثالهای ذکر شده، نه تنها باوری به اشتباه خود نداشته باشند بلکه با سری بالا آن را زرنگی تلقی کنند و احتمالا همین دگردیسی معنایی است که آنها را معتقد کرده میتوانند با صدای بلند از قصههای زرنگی خود داستانها بسرایند.




