حرفه‌‌ای‌گری در اجرا؟ ملاحظه قدرت و شهرت!

حرفه‌‌ای‌گری در اجرا؟ ملاحظه قدرت و شهرت!

گفت‌وگووملاقات باشخصیت‌های برجسته درهرحوزه‌ای،برای اصحاب رسانه کارساده‌ای نیست.نحوه رویارویی با گفت‌وگوشونده و چگونگی آغاز سخن، ازعناصر کلیدی در این فرآیند به‌شمار می‌آید. هرچه در قالب و قاعده رسانه‌ای حرفه‌ای‌تر عمل کنیم، توانایی ما در درک افکار و اندیشه‌های شخصیت مقابل و استخراج کلمات دقیق و صریح در رابطه با موضوع مورد پرسش افزایش می‌یابد.

این حرفه‌ای‌گری نیازمند آگاهی ازچگونگی به چالش کشیدن موضوع وشخصیت است. در این راستا، گفت‌وگو با رئیس‌جمهوری که حدود ۱۰۰ روز از آغاز مسئولیتش می‌گذرد و با مسائل کلان و مهمی روبه‌رو است، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.گفت‌وگو با مسعود پزشکیان، نفر نخست دولت چهاردهم، به شیوه‌ای متفاوت از رئیس‌جمهورهای پیشین انجام شد. انتخاب مجریان رسانه‌ای به شیوه سنتی، شامل یک مجری زن و یک مجری مرد بود اما نکته متفاوت، در انتخاب مجریان این برنامه نهفته بود. آقای ظهوریان و خانم شریفی‌مقدم به عنوان دو مجری برگزیده، نقش مهمی ایفا کردند. یکی از آنها باتجربه و درک موقعیتی که در آن قرار داشت، به‌ویژه در زمانی که چند سال قبل  صفحه تصویر شبکه خبر هک شده بود با واکنش‌های چهره و رفتار خود، آرامش را به بیننده القا کرد. دیگری با واکنش‌های لحظه‌ای و حسابگرانه، نسبت به رویدادها شناخته می‌شود. خانم شریفی‌مقدم، به عنوان مجری پرکارتر، تلاش بیشتری در این برنامه داشت و برای نخستین بار با رویکردی چالشی وارد بحث شد و موضوعات را از سطح کلان به سطوح خرد کشاند. او با آرامش و بدون نشان دادن خصومت جناحی، با سخنان رئیس‌جمهور کلنجار رفت.تجربه‌های پیشین ما از رویارویی‌های کلامی با شخصیت‌ها، گاهی به درگیری و دلخوری منجر شده بود اما این بار گفت‌وگو با نفر نخست دولت به شیوه‌ای مدیریت‌شده انجام شد که امید به برگزاری مباحثات بیشتر را در ما زنده کرد. هدایت موضوعات کلانی چون ناترازی‌های انرژی، که به مسائلی مانند خاموشی برق، مشکلات نیروگاه‌ها و بنزین مربوط می‌شد، برای ایجاد درک عمومی از مباحث کلان در میان اقشار مختلف جامعه صورت گرفت. همچنین موضوعاتی مانند فیلترینگ و فضای مجازی، که نه‌تنها اقشار عمومی بلکه شخصیت‌های رسانه‌ای و سیاسی را نیز درگیر کرده ومباحث کلان حوزه مقاومت در برابر صهیونیست‌ها و آمریکا، ازجمله مباحث اقتصادی باهمسایگان،همه و همه، نشانه‌ای ازحرفه‌ای‌گری رسانه‌ای بود. برای ما که از گذشته تجربه‌هایی داشتیم،چنین برخوردرسانه‌ای شاید طبیعی به نظرمی‌رسید امادرعین حال ممکن بودباعث ناراحتی‌مان شود که چرا در گفت‌وگوهای قبلی چنین رویکردی شکل نگرفته بود. ما که نمونه‌هایی از مباحثات خارجی را دیده بودیم، مانند گفت‌وگوی خبرنگار اشپیگل با وزیرخارجه درباره اعدام جمشید شارمهد،درک می‌کردیم که چرا نباید خبرنگاران و رسانه‌ای‌های خود را در قالب پرسشگرانی خارج از چارچوب رسمی ببینیم. در این فضا، هم عنصر رسانه‌ای به قواعد چالش با شخصیت سیاسی تسلط داشت و هم شخصیت سیاسی از قالب پروتکل و رسمی بودن گریزان بود و این نوع مباحثه را می‌شناخت و دوست داشت. در چنین شرایطی، آنچه مشاهده کردیم، بیشتر مورد حمایت و تحسین قرار گرفت تا انتقاد. انتقاد تنها در صورتی قابل قبول است که نکته‌ای برای تقویت این روند و ارتقای حرفه‌ای‌گری رسانه‌ای از آن استخراج شود.

حسین سلطان‌محمدی - منتقد سینما و تلویزیون