از دربند پارس تا تنگه هرمز خاورمیانه و منطق اقتدار ملی
منطقهای که امروز «خاورمیانه» نامیده میشود، بیش از آنکه یک مفهوم تاریخی و فرهنگی باشد، محصول نگاه قدرتهای بزرگ به جغرافیای سیاسی جهان است. اصطلاح «خاورمیانه» نخستینبار در آغاز قرن بیستم از سوی آلفرد تایر ماهان، افسر و نظریهپرداز آمریکایی برای توصیف این منطقه بهکار رفت؛ منطقهای که از آن زمان تاکنون همواره در کانون رقابتهای قدرتهای جهانی قرار داشته است. در این میان، کشورهای منطقه نیز هر یک بهگونهای تحت تاثیر معادلات قدرتهای فرامنطقهای قرار گرفتهاند.
سیدمحمدرحیم ربانیزاده | رئیس پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی
تاریخ معاصر ایران نمونهای روشن از این واقعیت است. روایت مشهور ناصرالدینشاه قاجار که برای سفر به جنوب نیازمند رضایت انگلیسیها و برای سفر به شمال محتاج موافقت روسها بود، تصویری گویا از وضعیت ایران در عصر نفوذ قدرتهای خارجی ارائه میدهد. دههها بعد نیز محمدرضا پهلوی، با وجود روابط نزدیک با غرب، در خاطرات و سخنان خود از محدودیتهایی گلایه میکرد که نشان میداد حتی متحدان نزدیک قدرتهای بزرگ نیز همواره از استقلال کامل در تصمیمگیری
برخوردار نیستند.
این تجربه تاریخی تنها به ایران قبل انقلاب محدود نبوده است؛ بسیاری از کشورهای منطقه، بهویژه دولتهای کوچک حاشیه خلیجفارس، امنیت خود را در پیوند با قدرتهای فرامنطقهای جستوجو کردهاند. بااینحال، تاریخ بارها نشان داده تکیه صرف بر حمایت خارجی، تضمینی دائمی برای امنیت و ثبات نیست و کشورها ناگزیرند در نهایت بر توان و ظرفیتهای داخلی خود
تکیه کنند.
برخوردار نیستند.
این تجربه تاریخی تنها به ایران قبل انقلاب محدود نبوده است؛ بسیاری از کشورهای منطقه، بهویژه دولتهای کوچک حاشیه خلیجفارس، امنیت خود را در پیوند با قدرتهای فرامنطقهای جستوجو کردهاند. بااینحال، تاریخ بارها نشان داده تکیه صرف بر حمایت خارجی، تضمینی دائمی برای امنیت و ثبات نیست و کشورها ناگزیرند در نهایت بر توان و ظرفیتهای داخلی خود
تکیه کنند.




