مدیر دفتر هنر و ادبیات اسارت حوزه هنری در گفتوگو با «جامجم» تشریح کرد
هزاران روایت ناگفته از اسارت داریم
دومین نمایشگاه آوازهای دوردست (دستسازههای آزادگان کشور) درحالی این روزها در حوزه هنری برپا شده که در آن، هنر به زبان خاطره سخن میگوید و هر اثر، روایتی از سالهای اسارت، صبوری، امید و آزادگی را در خود نهفته دارد.
آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر
این آثار بنا به گفته دستاندرکاران، تنها تصویر و رنگ و نقش نیستند، قطعههایی از خاطرات یک انسان آزادهاند. روایت روزهایی که جسم در بند بود اما خیال و هنر راهی بهسوی آزادی میجست. محمدرضا ورسیده، حسین اکبری، عباس فلاحتی، رضا اندرواژ و شعاعالدین فلاحدوست پنج آزاده این نمایشگاهند که هریک به فراخور زاویه دید و سرگذشتی که در اردوگاههای بعث سپری کردهاند به خلق آثار متفاوتی در آن دوران پرداختهاند. به این بهانه با ساسان ناطق مدیر دفتر هنر و ادبیات اسارت حوزه هنری به گفتوگو نشستهایم.
اگر ممکن است درباره رسالت دفتر هنر و ادبیات اسارت توضیح دهید.
ما در دفتر هنر و ادبیات اسارت، فارغ از مناسبتهای ویژه، سعی میکنیم جریان تولید و فعالیت هم داشته باشیم. در واقع بخش اصلی کار ما تولید محتوا براساس خاطرهگویی از مادران و همسران آزادگان است. سال گذشته، نمایشگاهی مشتمل بر دستسازههای اسرای عراقی برگزار کردیم و امسال نیز نمایشگاهی را به آثار اسرای خودمان اختصاص دادهایم؛ منتها میخواستیم این نمایشگاه همزمان با سالگرد ورود آزادگان به کشورمان باشد که با تراکم برنامههای حوزه هنری، برپایی این رویداد به هفته دفاعمقدس رسید.
ظاهرا این نمایشگاه ذیل نهمین برنامه «روایت پنهان» برگزار شده است؟
بله، روایت پنهان در اصل یک عنوان کلی برای برنامههایی است که ما در این ارتباط انجام میدهیم. هرچند در مدت زمان چهار سالی که از تأسیس دفتر میگذرد، بهرغم فعالیتهایی که انجام شده، هنوز برداشتمان این است که اطلاعات جامع و کاملی در حوزه اسارت نداریم. از 39 هزار و 140 آزادهای که صلیبسرخ به شناسایی و ثبتنام آنها پرداخته است، نهایتا اگر تا امروز هزار کتاب هم منتشر شده باشد بهنظرم هنر کردهایم و این آمار درنوع خود رقم بالایی است. با اینحال هنوز نمیتوانیم مدعی شویم که خاطرات و روایتهای تمام این تعداد آزاده را شنیدهایم و بهطور دقیق میدانیم که در اردوگاهها چه بلایی بر سرشان آمده است. اصولا وجهتسمیه روایت پنهان را به همین خاطر برای این رویداد درنظر گرفتیم، چرا که اطلاعات ما نسبت به اسرا از این منظر هنوز با وجود گذشت سالها ناقص است. هرچند تلاش داریم بهواسطه برنامههایی که برگزار میکنیم، نواقصمان در این زمینه را مرتفع سازیم.
در این سالها برخی از رزمندگان، جانبازان و آزادگان به این مسأله اشاره میکنند که مردم و مسئولان در طول یکسال، بنا به مناسبتهای تقویمی مانند هفته دفاع مقدس، روز جهانی صلح و... بهسراغ آنها میروند و بعد از سپری شدن این مناسبتها، دیگر یادی از این قشر نمیشود. از این رهگذر چطور میتوان کاری کرد که خدمات آنها در طول سال نزد جامعه جاری و ساری باشد؟
گلایه این گروه از رزمندگان کاملا درست و منطقی است، در عینحال باید به این نکته هم توجه داشت که حوزه هنری یکی از بزرگترین نهادها در حال حاضر است که هم و غم خود را بر تولیدات ادبی و هنری در این راستا گذاشته است. در کنار حوزه هنری، نهادهای دیگری متولی امور ایثارگران هستند که در این سالها خدمات ارزشمندی انجام دادهاند. با وجود این معتقدم اگر از روزی که جنگ تمام شد و آزادگان به کشور بازگشتند، نهادها و سازمانها به شکل موازی با یکدیگر همکاری کرده و به تولید کتاب براساس خاطرات آزادگان میپرداختند، امروز شاهد آرشیو و کارنامهای غنی از این نظر بودیم.
چرا این مسأله تا امروز میسر نشده است؟
طبعا این سؤال را باید از متولیان مستقیم این حوزه بپرسید؛ ضمن اینکه دفتر ادبیات و هنر اسارت حوزه هنری نوپاست و چندین سال از عمر تاسیس آن میگذرد. در این چهار سال ما هشت کار را به سرانجام رساندیم. از روزی که من تصدی این دفتر را بهعهده گرفتم به خودم قول دادم حرفی نزنم که نتوانم از عهده انجام آن بربیایم. روی این اصل، بهجای آنکه سراغ انبوهسازی برویم، مبنا را برا الگوسازی و کار کیفی گذاشتیم. هدف دفتر هنر و ادبیات اسارت، آمادهسازی خوراک روحی معنوی به مخاطبان است. اگرچه در این سالها به فراخور فعالیتها و قدمهایی که در راستای جمعآوری خاطرات و زندگینامه اسرا برداشتهایم، از زبان آنها با موارد ناخوشایندی هم مواجه بودهایم. بهعنوان مثال برخی از رزمندگان که در جریان عملیاتهای مختلف در جنگ، شیمیایی شدهاند به این مسأله اشاره دارند که وقتی برای گرفتن طول درمان به تعدادی از اعضای کمیسیون پزشکی نهادهای دیگر مراجعه میکنند به آنها گفته میشود که درست است که شما شیمیایی شدهاید اما از کجا معلوم است که در جنگ حضور داشتهاید!
خود من هم پیشتر از چند عکاس جنگ گلایههایی از این دست را شنیده بودم.
چنین اظهاراتی از سوی برخی متولیان و مسئولان دردناک است. به هرحال تلاش ما این است که با تولیدات در زمینههای مختلف، تا جایی که از دستمان برمیآید، برای آزادگان مفید باشیم و خاطرات شفاهیشان را مکتوب کنیم تا برای نسلهای بعد به یادگار بماند و این داراییهای معنوی حفظ شود؛ بهخصوص اینکه بر این باورم کشوری که به سربازان و رزمندگان خود اهمیت دهد هیچوقت متضرر نخواهد شد. اقدام اصلی ما در این سالها در جهت برگزاری جلسات خاطرهگویی اسرا بوده است. این جلسات در واقع هدف برنامه روایت پنهان بهشمار میرود و تلاش کردهایم به فراخور جلسات عمومی و خصوصی که برگزار میکنیم، از آزادگان دعوت کنیم تا بخشهایی از خاطرات خود را که در اسارت دشمن گذراندهاند روایت کنند و به تبع این خاطرهگوییها، روایتهای آنها را تبدیل به کتاب کنیم. ایده برگزاری دستسازههای اسرا در دوره اسارت هم از بطن برگزاری همین جلسات شکل گرفت و وقتی نمایشگاه آثار این گروه از آزادگان را برپا کردیم، به این مسأله رسیدیم که در بین آنها نوابغی هستند که قطعا چیزی کم از هنرمندان نامدار و معاصر ندارند. شعار ما در دفتر هنر و ادبیات اسارت، استقرار و استمرار بوده است. ما بعد از شناسایی اسرا، آنها را رها نمیکنیم بلکه با برنامهریزی مدون، به حمایت مستمر آنها میپردازیم. میتوانم بگویم نمایشگاه «آوازهای دوردست» از رهگذر شناسایی استعدادها و ظرفیتهای گسترده اسرا در شاخههای هنری، به سمت استمرار و جامعیت پیش میرود.
شما هم قبول دارید که در حوزه جنگ، برخلاف موسیقی و سینما، کار چندانی در حوزه ادبیات صورت نگرفته است؟
تصور میکنم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهای مرتبط میتوانند پاسخ بهتری به سؤال شما بدهند، ولی یک چیز را میدانم و آن اینکه اگر ازسوی این دفتر، نمایشگاه دستسازههای آزادگان برپا نمیشد، سال بعد هم هیچ نهادی به سراغ آنها نمیرفت.
اگر ممکن است درباره رسالت دفتر هنر و ادبیات اسارت توضیح دهید.
ما در دفتر هنر و ادبیات اسارت، فارغ از مناسبتهای ویژه، سعی میکنیم جریان تولید و فعالیت هم داشته باشیم. در واقع بخش اصلی کار ما تولید محتوا براساس خاطرهگویی از مادران و همسران آزادگان است. سال گذشته، نمایشگاهی مشتمل بر دستسازههای اسرای عراقی برگزار کردیم و امسال نیز نمایشگاهی را به آثار اسرای خودمان اختصاص دادهایم؛ منتها میخواستیم این نمایشگاه همزمان با سالگرد ورود آزادگان به کشورمان باشد که با تراکم برنامههای حوزه هنری، برپایی این رویداد به هفته دفاعمقدس رسید.
ظاهرا این نمایشگاه ذیل نهمین برنامه «روایت پنهان» برگزار شده است؟
بله، روایت پنهان در اصل یک عنوان کلی برای برنامههایی است که ما در این ارتباط انجام میدهیم. هرچند در مدت زمان چهار سالی که از تأسیس دفتر میگذرد، بهرغم فعالیتهایی که انجام شده، هنوز برداشتمان این است که اطلاعات جامع و کاملی در حوزه اسارت نداریم. از 39 هزار و 140 آزادهای که صلیبسرخ به شناسایی و ثبتنام آنها پرداخته است، نهایتا اگر تا امروز هزار کتاب هم منتشر شده باشد بهنظرم هنر کردهایم و این آمار درنوع خود رقم بالایی است. با اینحال هنوز نمیتوانیم مدعی شویم که خاطرات و روایتهای تمام این تعداد آزاده را شنیدهایم و بهطور دقیق میدانیم که در اردوگاهها چه بلایی بر سرشان آمده است. اصولا وجهتسمیه روایت پنهان را به همین خاطر برای این رویداد درنظر گرفتیم، چرا که اطلاعات ما نسبت به اسرا از این منظر هنوز با وجود گذشت سالها ناقص است. هرچند تلاش داریم بهواسطه برنامههایی که برگزار میکنیم، نواقصمان در این زمینه را مرتفع سازیم.
در این سالها برخی از رزمندگان، جانبازان و آزادگان به این مسأله اشاره میکنند که مردم و مسئولان در طول یکسال، بنا به مناسبتهای تقویمی مانند هفته دفاع مقدس، روز جهانی صلح و... بهسراغ آنها میروند و بعد از سپری شدن این مناسبتها، دیگر یادی از این قشر نمیشود. از این رهگذر چطور میتوان کاری کرد که خدمات آنها در طول سال نزد جامعه جاری و ساری باشد؟
گلایه این گروه از رزمندگان کاملا درست و منطقی است، در عینحال باید به این نکته هم توجه داشت که حوزه هنری یکی از بزرگترین نهادها در حال حاضر است که هم و غم خود را بر تولیدات ادبی و هنری در این راستا گذاشته است. در کنار حوزه هنری، نهادهای دیگری متولی امور ایثارگران هستند که در این سالها خدمات ارزشمندی انجام دادهاند. با وجود این معتقدم اگر از روزی که جنگ تمام شد و آزادگان به کشور بازگشتند، نهادها و سازمانها به شکل موازی با یکدیگر همکاری کرده و به تولید کتاب براساس خاطرات آزادگان میپرداختند، امروز شاهد آرشیو و کارنامهای غنی از این نظر بودیم.
چرا این مسأله تا امروز میسر نشده است؟
طبعا این سؤال را باید از متولیان مستقیم این حوزه بپرسید؛ ضمن اینکه دفتر ادبیات و هنر اسارت حوزه هنری نوپاست و چندین سال از عمر تاسیس آن میگذرد. در این چهار سال ما هشت کار را به سرانجام رساندیم. از روزی که من تصدی این دفتر را بهعهده گرفتم به خودم قول دادم حرفی نزنم که نتوانم از عهده انجام آن بربیایم. روی این اصل، بهجای آنکه سراغ انبوهسازی برویم، مبنا را برا الگوسازی و کار کیفی گذاشتیم. هدف دفتر هنر و ادبیات اسارت، آمادهسازی خوراک روحی معنوی به مخاطبان است. اگرچه در این سالها به فراخور فعالیتها و قدمهایی که در راستای جمعآوری خاطرات و زندگینامه اسرا برداشتهایم، از زبان آنها با موارد ناخوشایندی هم مواجه بودهایم. بهعنوان مثال برخی از رزمندگان که در جریان عملیاتهای مختلف در جنگ، شیمیایی شدهاند به این مسأله اشاره دارند که وقتی برای گرفتن طول درمان به تعدادی از اعضای کمیسیون پزشکی نهادهای دیگر مراجعه میکنند به آنها گفته میشود که درست است که شما شیمیایی شدهاید اما از کجا معلوم است که در جنگ حضور داشتهاید!
خود من هم پیشتر از چند عکاس جنگ گلایههایی از این دست را شنیده بودم.
چنین اظهاراتی از سوی برخی متولیان و مسئولان دردناک است. به هرحال تلاش ما این است که با تولیدات در زمینههای مختلف، تا جایی که از دستمان برمیآید، برای آزادگان مفید باشیم و خاطرات شفاهیشان را مکتوب کنیم تا برای نسلهای بعد به یادگار بماند و این داراییهای معنوی حفظ شود؛ بهخصوص اینکه بر این باورم کشوری که به سربازان و رزمندگان خود اهمیت دهد هیچوقت متضرر نخواهد شد. اقدام اصلی ما در این سالها در جهت برگزاری جلسات خاطرهگویی اسرا بوده است. این جلسات در واقع هدف برنامه روایت پنهان بهشمار میرود و تلاش کردهایم به فراخور جلسات عمومی و خصوصی که برگزار میکنیم، از آزادگان دعوت کنیم تا بخشهایی از خاطرات خود را که در اسارت دشمن گذراندهاند روایت کنند و به تبع این خاطرهگوییها، روایتهای آنها را تبدیل به کتاب کنیم. ایده برگزاری دستسازههای اسرا در دوره اسارت هم از بطن برگزاری همین جلسات شکل گرفت و وقتی نمایشگاه آثار این گروه از آزادگان را برپا کردیم، به این مسأله رسیدیم که در بین آنها نوابغی هستند که قطعا چیزی کم از هنرمندان نامدار و معاصر ندارند. شعار ما در دفتر هنر و ادبیات اسارت، استقرار و استمرار بوده است. ما بعد از شناسایی اسرا، آنها را رها نمیکنیم بلکه با برنامهریزی مدون، به حمایت مستمر آنها میپردازیم. میتوانم بگویم نمایشگاه «آوازهای دوردست» از رهگذر شناسایی استعدادها و ظرفیتهای گسترده اسرا در شاخههای هنری، به سمت استمرار و جامعیت پیش میرود.
شما هم قبول دارید که در حوزه جنگ، برخلاف موسیقی و سینما، کار چندانی در حوزه ادبیات صورت نگرفته است؟
تصور میکنم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهای مرتبط میتوانند پاسخ بهتری به سؤال شما بدهند، ولی یک چیز را میدانم و آن اینکه اگر ازسوی این دفتر، نمایشگاه دستسازههای آزادگان برپا نمیشد، سال بعد هم هیچ نهادی به سراغ آنها نمیرفت.
تیتر خبرها




