علامه حسن‌زاده آملی، الگوی برون‌رفت از چالش روحانیت امروز 

علامه حسن‌زاده آملی، الگوی برون‌رفت از چالش روحانیت امروز 

عالمی که رفتنش برای اهل معرفت تنها فقدان یک دانشمند نبود بلکه غروب چهره‌ای بود که در روزگار ما توانست میان دانستن و شدن نیز معرفت و عمل، همچنین علم و سلوک پیوند برقرار کند. 

حجت‌الاسلام دکتر علی فضلی - مدیر گروه عرفان و معنویت در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

آنگاه که ندای «الوداع ای باده‌خواران الوداع» را سر داد و از این کره خاکی به‌سوی عرش الهی پرکشید، گویی بخشی از میراث معنوی و عقلانی حوزه‌های کهن نیز با او به خاطره‌ها پیوست؛ میراثی که در آن، عالم دینی صرفا صاحب انبوهی از محفوظات و اصطلاحات نبود بلکه علم باید در جان او فرود می‌آمد، در اخلاقش ریشه می‌دواند و در رفتار و منش او به ثمر می‌نشست. 
شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره این مرد بزرگ آن باشد که چه چیزی او را چنین دلنشین، وجیه و اثرگذار ساخت؟ چه ویژگی‌ای در او بیش از دیگر ویژگی‌ها می‌درخشید؟ چرا حتی لبخند و سکوت و گاه اخم او برای بسیاری از دوستدارانش رنگی از شیرینی و جاذبه داشت؟ چه چیزی در سیمای او دیده می‌شد که مخاطب را از ظاهر به باطن راه‌ می‌برد؟ 
به گمان بنده یکی از پاسخ‌های جدی را باید در پرورش عقلانیت، در دو ساحت شناخت و کردار جست‌وجو کرد؛ یعنی در پیوند میان عقل نظری و عقل عملی. 
علامه حسن‌زاده، دانش را برای دانش نمی‌خواست. او فلسفه، عرفان، تفسیر، فقه، حدیث، ریاضیات، ادبیات و دیگر دانش‌هایی را که در مسیر علمی خویش آموخت، صرفا به مجموعه‌ای از اصطلاحات و اطلاعات تبدیل نکرد. دانش در وجود او باید به «بینش» تبدیل می‌شد و بینش به «منش». به‌عبارتی علم وقتی به جان می‌رسد، درست همان بزنگاهی است که می‌توان از آن با تعبیر «خرد ناب شناختاری و کرداری» یاد کرد.