لذت وصفناپذیر یک غذای محلی
به خانه برمیگردیم و اینبار مردم روستا لبخندزنان به ما خوشامد میگویند. صبحانه؛ كره محلی، پنیر محلی، نان محلی و مربای محلی است. لقمه اول را با كره و چیزی كه تصورمان از آن مربای محلی است، آغشته كرده و وارد دهان میكنم، به یكباره تمام تارهای مزهشناسی زبانم به كار میافتند، مزهها آنقدر جدیدند كه تصور مربا بودن خوراكی از بین میرود، مزه به شیره انگور هم پهلو میزند، اما شیره انگور هم نیست، هرچه است چیزی است شبیه مربا اما با آنچنان طعم لذیذی كه فقط باید بچشید تا بدانید از چه لذتی حرف میزنم. میزبانم توضیح میدهد كه این مربای ازگیل است؛ گرچه طعمش قابل مقایسه با میوه ازگیل نیست. یكی از وعدههای غذاییمان ماشپلوست كه در كنار بشقاب غذا ظرف كوچك شیره انگور قرار داده شده. خوردن ماش پلو با شیره انگور یكی دیگر از عجایب دلچسب این خطه است. در این چند روز آنقدر طعمهای جدید و گوارا امتحان كردهام كه به نظرم برای مدتها میتوان با تصور آن طعمها و مزهها زندگی كرد و شاد بود. چكدرمه اما غذای محلی ده چناشك و منطقه گلستان است، با اینكه طعم جدیدی برایم نیست، اما نام زیبایی دارد و انگار با شنیدن نام آن قرار است زندگی كنم.
تیتر خبرها




