خروج ماه از مدار

«سقوط ماه» با وجود هزینه 145 میلیون دلاری به یک فاجعه کامل در گیشه تبدیل شد

خروج ماه از مدار

ژانر سینمای فاجعه از دیرباز طرفداران بسیار زیادی در بین تماشاگران سینما داشته است. مردم عادی همیشه دوست داشته‌اند در سالن تاریک سینما به‌واسطه وقوع یک فاجعه بزرگ و غیرقابل تصور بترسند و به‌دنبال آن باشند که ببینند شخصیت‌های محوری داستان این فیلم‌ها چگونه می‌توانند بعد از پشت سرگذاشتن موانع و مشکلات زیاد، به آرامش و رهایی برسند. سینمای فاجعه طی دهه‌های گذشته توانسته با بهره‌گیری از انواع و اقسام بلایا و مصیبت‌ها، بینندگان خود را به رعب و وحشت انداخته و در پایان کار آنها را با خاطری آسوده روانه خانه‌هایشان کند. اگر شخصیت‌های اصلی فیلم‌های سینمای فاجعه درگیر یک زمین‌لرزه وحشتناک، آتش‌سوزی مهیب جنگلی بزرگ، تخریب آسمانخراشی مرتفع یا هجوم حیوانات وحشی و مرگبار روی خاک و آب دریا بوده‌اند، همیشه در پایان روز موفق به مهار آن مصیبت و بلا شده و تماشاگران را آسوده‌خاطر می‌کنند که خطر رفع شده و دیگر جای نگرانی نیست. رونالد امریخ، فیلمساز آلمانی‌تبار سینما هم که می‌داند مردم عادی در همه حال چشم انتظار وحشت‌زده شدن از یک بلای بزرگ طبیعی یا انسانی هستند، در فیلم‌هایش داستان‌هایی از این دست را تعریف می‌کند تا پاسخگوی خواسته‌های این بخش از تماشاگران سینما باشد.

تلاش‌های کارگردان این فیلم در شرایطی است که منتقدان سینمایی می‌گویند داستان فیلم‌های ژانر فاجعه با وجود غیرقابل باور بودن خود باید قابل‌قبول و منطقی باشند. این جمله به معنی آن است که فاجعه‌ای که روی پرده سینما اتفاق می‌افتد باید فاجعه‌ای مقبول و قابل درک باشد تا بتواند همراهی و همدلی تماشاگران را با خود به همراه داشته باشد. «سقوط ماه» تازه‌ترین ساخته سینمایی امریخ نتوانسته است پاسخگوی مناسبی برای خواست بینندگان طرفدار این گونه سینمایی باشد. البته فیلمساز در ساخته‌های قبلی‌اش همچون «روز استقلال» و «پس فردا» هم تلاش‌هایی برای نابودی کره زمین کرده است اما تفاوت این فیلم‌ها با ساخته جدیدش این است که در آنها فاجعه در حال وقوع تا حد زیادی قابل‌قبول و منطقی بود.
سقوط ماه که با هزینه حیرت‌آور 145‌میلیون دلاری تهیه شده (و تماشاچی زمان دیدن آن اصلا احساس نمی‌کند که چنین رقم کلانی صرف تولید آن شده است) با خارج شدن ماه از مدار همیشگی‌اش و حرکت آن به سمت زمین آغاز می‌شود. دانشمندان می‌گویند طی مدت زمان کوتاهی، ماه به زمین اصابت کرده و باعث نابودی آن می‌شود. در حالی که بشریت راه چاره‌ای برای این فاجعه عظیم ندارد، دو فضانورد شجاع (هالی بری و پاتریک ویلسون) با کمک یک جوان خوره مسائل علمی و فرضیه‌های تئوری توطئه (چارلی پلامر) راهی ماه می‌شوند تا بتوانند مسیر حرکت آن را تغییر داده یا مانع از حرکت آن به سمت زمین شوند.
 دور از ذهن تماشاچی
به گفته منتقدان چنین داستانی آن‌قدر دور از ذهن و باور تماشاچی است که باور کردنش توسط مخاطب یک امر محال است. این موضوع را باید به کارگردانی بد، فضاسازی ناشیانه و بازی‌های به‌شدت کلیشه‌ای بازیگرانش اضافه کرد تا به این نتیجه رسید که امریخ فیلمی بسیار بد و غیرقابل تحمل ارائه کرده است. اگر در آثار موفق قدیمی ژانر سینمای فاجعه، آسمانخراش آتش می‌گرفت (آسمانخراش جهنمی جان گیلرمن)، یک کشتی تفریحی بعد از زیرورو شدن به اعماق آب اقیانوس می‌رفت (جهنم زیرورو/ حادثه پوزیدون)، زلزله‌ای بزرگ شهری را تخریب می‌کرد (زمین‌لرزه چارلتون هستون)، سونامی قتل‌عامی در شهری ساحلی به پا می‌کرد (غیرممکن جی‌آباپونا)، کوسه‌ای خونخوار به مردم در ساحل حمله می‌کرد (آرواره‌های کوسه استیون اسپیلبرگ) و... تمام این داستان‌ها در زمره اتفاقاتی قرار می‌گیرند که امکان رخداد آنها بعید و دور از ذهن نیست. حتی خود امریخ در روز استقلال و هم با کشاندن پای موجودات فضایی به زمین یا تغییرات جوی و آب‌و‌هوایی توانست داستان‌هایی مقبول را تعریف کند.
امریخ یکی از نویسندگان اصلی فیلمنامه سقوط ماه هم هستند و در تولیدش سرمایه‌گذاری کرده بود. او و مدیران شرکت لاینزگیت امید زیادی داشتند که درام اکشن علمی ــ تخیلی‌شان با واکنش مثبت تماشاگران روبه‌رو شده و فروش بالایی در جدول گیشه نمایش سینماها بکند. البته چنین اتفاقی نیفتاد و فیلم که لقب یکی از پرخرج‌ترین تولیدات سینمای مستقل را گرفت که توسط یک کمپانی بزرگ فیلمسازی تولید نشده، در اکران عمومی‌اش شکست فجیع تجاری خورد و لقب یک «بمب» را گرفت. مردم عادی برای دیدن فیلم فقط 52‌میلیون دلار در سراسر جهان (19‌میلیون سهم گیشه آمریکای شمالی) پرداخت کردند و منتقدان هم یکسره نقدهایی منفی برایش نوشتند.
 دنباله،‌ بی‌دنباله
امریخ می ‌2019 خبر از ساخت سقوط ماه داد. او گفته بود کمپانی یونیورسال تمایل زیادی برای تولید فیلم دارد اما مدیران کمپانی این ادعا را رد کردند. طرح اصلی فیلم برگرفته از کتابی به نام «ماه را چه کسی ساخت» کریستوفر نایت و آلن باتلر است که درباره ساخت و ساز کلاسیک تمدنی پنهان در دل ماه توسط نیاکان بشر است. این تئوری توطئه در این باره بحث می‌کند که ماه به‌واسطه حضور آدم‌ها در آن به یک سازه مصنوعی تبدیل شده است. امریخ حدود چهار سال روی فیلمنامه فیلم کار کرد. کار فیلمبرداری این اکشن علمی ــ تخیلی اکتبر 2020 به مدت 61 روز در مونترال کانادا ادامه داشت. شیوع کرونا باعث افزایش هزینه‌های تولید آن شد. با وجود شکست فجیع تجاری سقوط ماه، امریخ کمی قبل از آن و در ژانویه 2022 درباره ساخت پی در پی دو قسمت بعدی آن در صورت موفقیت تجاری نسخه اصلی صحبت کرده بود. با توجه به رقم اندک فروش جهانی فیلم بعید به نظر می‌رسد کسی تمایلی به سرمایه‌گذاری روی دو قسمت بعدی باشد. این در حالی است که سه بازیگر محوری سقوط ماه از آمادگی‌شان برای حضور در قسمت‌های بعدی آن صحبت کرده‌اند!