نمایشگاه اسباببازی چاره درد نیست
میدانیم در دنیای آدم بزرگها، هرکسی در هر حرفه و شغلی که باشد وسیلهای برای کارش دارد اما در دنیای کودکان که هنوز شغل و حرفهای وجود ندارد برخیها گمان میکنند که وسیله کار هم نیست. اگر موضعتان این است پس اجازه دهید مخالفت کنم. هر چند بهطور غیررسمی، بدون دستمزد، حقوق و بیمه اما شغل اصلی کودکان بازی است و وسیله کارشان نیز اسباببازیهایشان است. اکثر ما تقریبا نگاهمان به اسباببازیها معمولا وسیلهای سرگرمکننده برای کودک است اما واقعیت این است اسباببازیها یکی از ارکان اصلی، الهامبخش و چالشبرانگیز جهان کوچک کودکانمان است و نگاه کودک به اسباببازی فراتر از نگاه سطحی ما به آنها بهعنوان یک شیء بیجان و سرگرمکننده است. بعضی از اسباببازیها خلاقیت کودک را بروز و رشد میدهند، تعدادی دیگر تفکر را و بخشی هم واکنشهای پنهان کودکان را در معرض نمایش خانواده قرار میدهند و همین امر نشاندهنده اهمیت بالای انتخاب نوع و جنس اسباببازی برای کودک است. پس در یک تحلیل کلی میتوان گفت اسباببازی بر شخصیت، رفتار و فکر کودک تاثیرگذار است. چند روزی میشود که نمایشگاه و بازار فروش اسباببازی هفتمین جشنواره ملی اسباببازی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به کار خود پایان داده است.
جشنواره ملی اسباببازی ایران با هدف کمک به سازماندهی اسباببازی به همت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و با همراهی شورای نظارت بر اسباببازی و انجمن تولیدکنندگان اسباببازی از سال94 آغاز به کار کرد. آیدین مهدیزاده، دبیر هفتمین جشنواره ملی اسباببازی در نشست خبری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در اسفند سال گذشته ضمن اشاره به اینکه در کشور 200 تولیدکننده اسباببازی داریم و از این تعداد کمتر از 50 تولیدکننده بهطور رسمی بهعنوان تولیدکننده اسباببازی شناخته میشوند در پاسخ به جامجم درباره نحوه و نوع حمایت کانون از تولیدکنندگان اسباببازی گفت که حمایت مالی در برنامه کانون پرورش فکری نیست و کانون تنها در شناساندن اسباببازیهای فکری، معرفی محصولات مرتبط با کودکان و نوجوانان به مردم و برگزاری نمایشگاه مسؤولیت دارد. هرچند در همین نشست مهدیزاده به این امر اذعانتکرد که در حال ورود به صنعت اسباببازی هستیم و جشنواره و نمایشگاه امسال آغاز رقابت کیفیت اسباببازیهای ایرانی در بازار جهانی است اما نمیتوان منکر وجود مشکلات اساسی در همان ابتدای ورود به صنعت تولید اسباببازی شد. ازجمله چالشهای موجود در صنعت اسباببازی داخل میتوان به کپیکاری اشاره کرد. بدون شک کودک ایرانی نیازمند اسباببازی الهامبخشی با نشان و المانهای بصری مرتبط با فرهنگ بومی خود است و اگر تولیدکنندگان رسمی را فاکتور بگیریم؛ از طریق همان تولیدکنندگان غیررسمی اسباببازی، اسباببازیهای تولید ایرانی اما با شمایل غیرایرانی وارد بازار میشود. عملا میتوان وجود آن اسباببازی را در بازار گل بهخودی حساب کرد چرا که هم خریدش ضرر است و هم نخریدن آن.
همچنین از دیگر مشکلات موجود در این صنعت تبلیغات ضعیف تولیدکنندگان است. میتوانیم بهصراحت بگوییم خانوادههای ایرانی نمیدانند کدام محصول زحمت تولیدکننده داخلی است و کدامش نیست. همین نبود معرفی و تبلیغات ضعیف اسباببازی ایرانی نیز نتیجه چالههای موجود در این صنعت مانند مالیات سنگین است و اگر تولیدکننده اسباببازی ایرانی بخواهد خودش را بهعنوان یک تولیدکننده اسباببازی معرفی و برای محصولش تبلیغ کند مرحله بعدی مالیات سرسامآور است که باید آن را بپذیرد. در نهایت و با تمام احترام اجازه دهید بگویم نمایشگاه اسباببازی مثل یک مسکن ساده مانند استامینوفن برای درمان یک بیماری صعبالعلاج است و
ابتدا باید سراغ حل چالشها و مشکلات اساسیتر این صنعت برویم.




