تلاش‌های بامدادی  پسر 5‌ساله برای نجات پدر

تماس به‌موقع با اورژانس، باعث نجات مرد جوان از مرگ شد

تلاش‌های بامدادی پسر 5‌ساله برای نجات پدر

با گذشت چند روز از ماجرای رسپینا، دختر 9‌ساله اصفهانی‌که با تماس به‌موقع خود با اورژانس اصفهان نجاتگر جان مادر مبتلا به دیابتش شد، این‌بار هم یک پسربچه پنج ساله در روانسر استان کرمانشاه در حالی‌که هنوز پیش‌دبستانی است، توانست با واکنش به‌موقع و تماس با اورژانس‌115 روانسر، جان پدر خود را که درگیر تشنج پی‌در‌پی شده بود، نجات دهد. آرین پنج سال دارد اما با همین سن‌وسال‌ کم و یادگیری شماره تلفن‌های ضروری در مواقع اضطراری در دوره پیش‌دبستانی، قهرمان زندگی پدر 37‌ساله‌اش شد.

‭ ‬ساعت‭ ‬1و30دقیقه‭ ‬بامداد‭ ‬یکشنبه‭ ‬28فروردین‭ ‬حال‭ ‬پدر‭ ‬ناگهان‭ ‬رو‭ ‬به‭ ‬وخامت‭ ‬گذاشت‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬حالت‭ ‬تشنج‭ ‬افتاد‭. ‬اصغر‭ ‬محبی‌فر،‭ ‬پدر‭ ‬آرین‭ ‬در‭ ‬گفت‌وگو‭ ‬با‭ ‬جام‌جم‭ ‬می‌گوید‭: ‬امادر‭ ‬آرین‭ ‬به‭ ‬رحمت‭ ‬خدا‭ ‬رفته‭ ‬و‭ ‬من‭ ‬و‭ ‬پسرم‭ ‬در‭ ‬خانه‭ ‬تنها‭ ‬بودیم‭. ‬آن‭ ‬شب‭ ‬تا‭ ‬ساعت1و20دقیقه‭ ‬نیمه‌شب‭ ‬هنوز‭ ‬هوشیار‭ ‬بودم‭ ‬اما‭ ‬بعد،‭ ‬از‭ ‬حال‭ ‬رفتم‭ ‬تا‭ ‬ساعت‭ ‬4صبح‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬بیمارستان‭ ‬به‌هوش‭ ‬آمدم‭ ‬و‭ ‬تکنیسین‌های‭ ‬اورژانس‭ ‬برایم‭ ‬تعریف‭ ‬کردند‭ ‬که‭ ‬چه‭ ‬اتفاقی‭ ‬افتاده‭ ‬و‭ ‬پسرم‭ ‬و‭ ‬تکنیسین‌ها‭ ‬
چطور‭ ‬نجاتم‭ ‬دادند‭.‬ب

‭ ‬کمک‌خواهی‌کودکانه‭ ‬آرین

پدر‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬حال‭ ‬رفت،‭ ‬آرین‭ ‬چندبار‭ ‬سعی‭ ‬کرد‭ ‬او‭ ‬را‭ ‬به‌هوش‭ ‬آورد‌‭ ‬اما‭ ‬پدر‭ ‬وضعیت‭ ‬نامناسبی‭ ‬داشت‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬حال‭ ‬تشنج‭ ‬بود‭. ‬آرین‭ ‬با‭ ‬زبان‭ ‬کودکانه‌ای‭ ‬به‭ ‬ما‭ ‬می‌گوید‭:‬اچندبار‭ ‬بابا‭ ‬را‭ ‬صدا‭ ‬کردم‭ ‬اما‭ ‬فقط‭ ‬بدنش‭ ‬تکان‭ ‬می‌خورد‭ ‬و‭ ‬هیچ‭ ‬جوابی‭ ‬نمی‌داد‭. ‬بوسش‌کردم‭ ‬اما‭ ‬باز‭ ‬هم‭ ‬همان‌طور‭ ‬بود‭. ‬از‭ ‬بچگی‭ ‬شماره‭ ‬یک،‭ ‬یک،‭ ‬پنج‭ ‬را‭ ‬معلم‭ ‬پیش‌دبستانی‌ام‭ ‬به‭ ‬من‭ ‬یاد‭ ‬داده‭ ‬بود‭ ‬تا‭ ‬اگر‭ ‬اتفاقی‭ ‬افتاد‭ ‬و‭ ‬کسی‭ ‬حالش‭ ‬بد‭ ‬شد‌‭ ‬به‭ ‬این‭ ‬شماره‭ ‬زنگ‭ ‬بزنم‭ ‬و‭ ‬کمک‭ ‬بخواهم‭. ‬آن‭ ‬شب‭ ‬هم‭ ‬وقتی‭ ‬حال‭ ‬پدرم‭ ‬بد‭ ‬شد،‭ ‬یادم‭ ‬افتاد‭ ‬و‭ ‬این‭ ‬شماره‭ ‬را‭ ‬گرفتم‭ ‬و‭ ‬وقتی‭ ‬گوشی‭ ‬را‭ ‬برداشتند،‭ ‬گفتم‭ ‬حال‭ ‬بابا‭ ‬بد‭ ‬شده‭ ‬است‭.‬ب

‭ ‬کودک‭ ‬خیلی‭ ‬مسلط‭ ‬بود

لقمان‭ ‬محمدی،‭ ‬کارشناس‭ ‬مسؤول‭ ‬اورژانس115‭ ‬روانسر‭ ‬در‭ ‬ادامه‭ ‬امدادخواهی‭ ‬کودک‭ ‬روانسری‭ ‬توضیح‭ ‬می‌دهد‭: ‬اساعت‭ ‬1و30دقیقه‭ ‬نیمه‌شب‭ ‬بود‭ ‬که‭ ‬با‭ ‬ما‭ ‬تماس‌گرفته‭ ‬شد‭ ‬و‭ ‬همکارم‭ ‬گوشی‭ ‬را‭ ‬برداشت‭. ‬کودکی‭ ‬پشت‌خط‭ ‬بود‭ ‬و‭ ‬کمک‭ ‬می‌خواست‭. ‬همکاران‭ ‬ابتدا‭ ‬تصور‭ ‬کردند،‭ ‬مزاحم‭ ‬تلفنی‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬برای‭ ‬همین‭ ‬خودم‭ ‬گوشی‭ ‬را‭ ‬گرفتم‭ ‬و‭ ‬صحبت‭ ‬کردم‭. ‬گفتم‭ ‬حال‭ ‬بابا‭ ‬چطور‭ ‬است،‭ ‬بچه‭ ‬گفت‭ ‬هرچه‭ ‬با‭ ‬او‭ ‬صحبت‭ ‬می‌کنم،‭ ‬جواب‭ ‬نمی‌دهد‭. ‬از‭ ‬وضعیت‭ ‬تنفسش‭ ‬هم‭ ‬پرسیدم‭ ‬که‭ ‬بچه‭ ‬جواب‭ ‬داد‭. ‬گفتم‭ ‬او‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬سمت‭ ‬چپ‭ ‬بچرخان‭ ‬که‭ ‬گفت‭ ‬بابا‭ ‬سنگین‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬زورم‭ ‬نمی‌رسد‭ ‬او‭ ‬را‭ ‬تکان‭ ‬بدهم‭. ‬سن‭ ‬و‭ ‬سال‭ ‬بچه‭ ‬و‭ ‬مدرسه‭ ‬رفتنش‭ ‬را‭ ‬پرسیدم‭ ‬که‭ ‬گفت‭ ‬پنج‭ ‬ساله‭ ‬و‭ ‬نمی‌دانم‭ ‬کلاس‭ ‬چندم‭ ‬هستم‭. ‬آدرس‭ ‬خانه‭ ‬را‭ ‬پرسیدم‭ ‬که‭ ‬بلد‭ ‬نبود‭. ‬با‭ ‬استفاده‭ ‬از‭ ‬علائم‭ ‬و‭ ‬نشانه‌های‭ ‬موجود‭ ‬در‭ ‬خیابان‭ ‬و‭ ‬کوچه،‭ ‬به‌سختی‭ ‬منطقه‌ای‭ ‬را‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬آن‭ ‬زندگی‭ ‬می‌کردند،‭ ‬پیدا‭ ‬کردم‭ ‬که‭ ‬تقریبا‭ ‬در‭ ‬حاشیه‭ ‬شهر‭ ‬قرار‭ ‬دارد‭. ‬در‭ ‬ادامه‭ ‬آدرس‌گرفتن،‭ ‬آرین‭ ‬گفت‭ ‬در‭ ‬خانه‭ ‬ما‭ ‬قهوه‌ای‭ ‬است‭ ‬اما‭ ‬مشکل‭ ‬اینجا‭ ‬بود‭ ‬که‭ ‬بسیاری‭ ‬از‭ ‬در‭ ‬خانه‌ها‭ ‬در‭ ‬آن‭ ‬قسمت‭ ‬قهوه‌ای‭ ‬رنگ‭ ‬بود‭ ‬و‭ ‬پیداکردن‭ ‬خانه‭ ‬بچه‭ ‬کار‭ ‬سختی‭ ‬بود‭. ‬چون‭ ‬نیمه‭ ‬شب‭ ‬بود‭ ‬و‭ ‬مردم‭ ‬خواب‭ ‬بودند،‭ ‬نمی‌شد‭ ‬خانه‭ ‬بیمار‭ ‬را‭ ‬پیدا‭ ‬کنیم‭. ‬تصمیم‭ ‬گرفتیم‭ ‬از‭ ‬طریق‭ ‬آژیر‭ ‬روی‭ ‬سقف‭ ‬آمبولانس‭ ‬و‭ ‬تک‭ ‬بوق‭ ‬همدیگر‭ ‬را‭ ‬پیدا‭ ‬کنیم‭. ‬به‭ ‬آرین‭ ‬گفتم‭ ‬هر‭ ‬جا‭ ‬نور‭ ‬دیدی‭ ‬بیا‭. ‬مدام‭ ‬با‭ ‬هم‭ ‬در‭ ‬تماس‭ ‬بودیم‭ ‬تا‭ ‬جایش‭ ‬را‭ ‬پیدا‭ ‬کنیم‭ ‬که‭ ‬خدا‭ ‬را‭ ‬شکر‭ ‬بچه‌ای‭ ‬را‭ ‬دیدم‭ ‬که‭ ‬با‭ ‬مشاهده‭ ‬نور‭ ‬چراغ‌گردان‌‭ ‬به‭ ‬وسط‭ ‬کوچه‭ ‬آمد‭ ‬و‭ ‬خانه‭ ‬مورد‭ ‬نظر‭ ‬را‭ ‬پیدا‭ ‬کردیم‭ ‬و‭ ‬وارد‭ ‬خانه‭ ‬شدیم‭. ‬پدر‭ ‬به‭ ‬دلیل‭ ‬تشنج‌های‭ ‬پی‌در‌پی‭ ‬در‭ ‬شرایط‭ ‬مطلوبی‭ ‬قرار‭ ‬نداشت‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬سرعت‭ ‬اقدامات‭ ‬لازم‭ ‬را‭ ‬انجام‭ ‬داده‭ ‬و‭ ‬او‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬بیمارستان‭ ‬منتقل‭ ‬کردیم‭. ‬خوشبختانه‭ ‬در‌حال‌حاضر‭ ‬وضعیت‭ ‬عمومی‭ ‬او‭ ‬خوب‭ ‬است‭. ‬عملیات‭ ‬فوق‌العاده‭ ‬نفسگیری‭ ‬بود‭ ‬که‭ ‬خدا‭ ‬را‭ ‬شکر‭ ‬ختم‭ ‬بخیر‭ ‬شد‭. ‬کل‭ ‬این‭ ‬عملیات‭ ‬از‭ ‬زمان‭ ‬دریافت‭ ‬گزارش‭ ‬تا‭ ‬زمانی‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬بالین‭ ‬بیمار‭ ‬رسیدیم‭  ‬15‭ ‬دقیقه‭ ‬طول‭ ‬کشید‭.‬ب

محمدی‭ ‬در‭ ‬ادامه‭ ‬از‭ ‬تسلط‭ ‬آرین‭ ‬کوچولو‭ ‬در‭ ‬مورد‭ ‬این‭ ‬ماجرا‭ ‬تعریف‭ ‬می‌کند‭: ‬اوقتی‭ ‬با‭ ‬ما‭ ‬صحبت‭ ‬می‌کرد،‭ ‬بسیار‭ ‬مسلط‭ ‬بود‭. ‬طوری‭ ‬که‭ ‬انگار‭ ‬با‭ ‬یک‭ ‬پسر‭ ‬نوجوان‭ ‬دبیرستانی‭ ‬صحبت‭ ‬می‌کنیم‭. ‬از‭ ‬او‭ ‬پرسیدم‭ ‬شماره‭ ‬را‭ ‬چطور‭ ‬گرفتی؟‭ ‬گفت‭ ‬دو‭ ‬تا‭ ‬یک‭ ‬گرفتم‭ ‬با‭ ‬یک‭ ‬پنج‭. ‬باورمان‭ ‬نمی‌شد‭ ‬کودک‭ ‬با‭ ‬این‭ ‬سن‌وسال‭ ‬بتواند‭ ‬این‭ ‬شرایط‭ ‬بحرانی‭ ‬را‭ ‬به‌خوبی‭ ‬مدیریت‭ ‬کند‭ ‬که‭ ‬این‭ ‬مساله‭ ‬هم‭ ‬مرهون‭ ‬آموزش‌های‭ ‬مناسبی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬معلمان‭ ‬و‭ ‬بزرگترها‭ ‬در‭ ‬اختیار‭ ‬کودکان‭ ‬قرار‭ ‬می‌دهند‭.‬‌ب