انفعال هیات مدیره باشگاه‎ها

یادداشت

انفعال هیات مدیره باشگاه‎ها

اشکال کار در باشگاه‎های ما در این است که هیات‌مدیره‎ها صوری هستند و در تصمیم‌‌گیری‌ها نقش اساسی ایفا نمی‌کنند. نکته مهم‌تر این‌که هیات‌مدیره‌ باشگاه‌ها حتی وظایف خود را هم نمی‌دانند و برای یک بار نه اساسنامه باشگاه را خوانده‌اند و نه وظایف هیات مدیره را در قانون تجارت مطالعه کرده‌اند. 

اگر این مهم انجام می‌گرفت امروز شاهد اتفاقات رنگارنگ توسط برخی مدیران کارنابلد به عنوان مدیرعامل در باشگاه‌ها نبودیم. حتی اگر ورشکستگی و مشکلات تولیدی و اقتصادی را در شرکت‌ها و صنایع مختلف می‌بینیم برگرفته از هیات مدیره ضعیف، ناتوان و مدیرعامل تکرو است. 
نکته مهم این است که اگر مدیرعامل تک‏روی می‏کند هیات مدیره باید بر اساس وظایفی که دارد، ترمز او را بکشد. هیات مدیره اگر یک سری موضوعات را مصوب می‌کند وظیفه دارد بر مصوبات خودش هم نظارت کند و این‌که آیا مدیرعامل کار خود را به درستی انجام می‌دهد یا خیر.
 نکته مهم دیگراین که انتخاب مدیرعامل و عزل او با هیات مدیره است. هیات‏مدیره‏ای که چنین قدرتی دارد باید نظارتی عالی بر عملکرد مدیرعامل انجام دهد مگر این‌که این هیات مدیره تشریفاتی باشد که واقعا جای تعجب است.
امروز هم نشنیده‌ایم که هیات مدیره‌ای‌، مدیرعامل باشگاهی مهم را بردارد. چنین اتفاقی را هیچگاه شاهد نبوده‌ایم و این خودش نشان دهنده این واقعیت است که هیات مدیره‌ها صوری بودند و هستند. 
یکی از مهم‎ترین و اثربخش‎ترین وظایف مدیرعامل و هیات مدیره موضوعی تحت عنوان تصمیم‌گیری است. چنین تصمیم‌گیری که مبتنی بر فرآیند کارشناسی باشد و در آن دوراندیشی را ببینیم و علاوه آن بر توام با عقلانیت باشد می‌تواند اثربخشی از خود نشان بدهد. 
ما تصمیم‎گیری را به دو دسته تقسیم می‌کنیم؛ خوب و بد. تصمیم‎گیری خوب در آبیاری و برداشت آینده بسیار اثربخش است. یعنی تصمیمی گرفته می‎شود که هیات‎مدیره آن را به مدیرعامل ابلاغ و مدیرعامل در ادامه با ظرافت آن را اجرا می‎کند. در آینده هم بهره‎های آن تصمیم‎گیری هویدا و آن مجموعه بهره‎مند خواهد شد. 
اثرات و بهره‎های مربوط به آن حتی در درازمدت هم دنباله‎دار خواهد بود. البته این بدان معنا نیست که تصمیم‎گیری کوتاه‎مدت اثرگذار نیست. منظور این که تصمیم‌گیری بلندمدت اثر خود را در آینده هم نشان خواهد داد. همانطور که گفتم متاسفانه مدیران ناکارآمد اهمیت تصمیم‎گیری را نمی‎دانند و فکر می‎کنند این موضوع مهم فقط مختص یک مجموعه اقتصادی است. آنها نمی‌دانند عمده فعالیت‎های باشگاه‎های ما اقتصادی است. تصمیم‎گیری‎های اکثر آنها به صورت عادی و روزمره است و اهمیت آن را خوب ارزیابی نمی‌کنند. دلیل عمده این است که متاسفانه خودشان را از بدنه کارشناسی سازمان و مشورت با افراد آگاه و متخصص محروم می‌کنند و در حقیقت تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در بالای هرم انجام می‌شود. اگر امروز شاهد هستیم که در باشگاه‌های ما اتفاقات رنگارنگ از بابت تصمیمات اشتباه و غلط که از گذشته ایجاد شده تبعات خود را نشان می‌دهد برگرفته از تصمیماتی است که جنبه اثرگذار نداشته‌اند. آنها نه مشورت گرفته‌اند و نه از بدنه کارشناسی استفاده لازم را برده‌اند. 
نکته قابل توجه دیگر این که هیات‌مدیره‌ها در مقابل سهام‌داران تولیت تضامنی دارند. این بدان معناست که هیات مدیره نباید فکر کند مدیرعامل اگر خطایی کند اینها باید چشم‌پوشی و از این موضوع عبور کنند. 
سهامداران باید بتوانند علیه هیات‌مدیره اقامه دعوی کنند، هر چند متاسفانه مجمع باشگاه‌ها به نوعی صوری است. اگر چنین نبود و حسابرسی انجام می‌گرفت، سالانه گزارش این حسابرسی به مجمع می‌رفت، تشکیل جلسه می‌داد و گزارش جلسه خوانده و مشخص می‎شد سود و زیان یا تعهدات به آینده در گزارش حسابرسی وجود دارد. 
در هیات‌مدیره‌ها حسابرسی هم انجام نشده و نکته مهم‌تر این‌که مجمع هم دراینباره برگزار نشده است. وقتی مجمع برگزار نشده است شما نمی‌توانید متوجه شوید که در باشگاهی و یا یک شرکت چه اتفاقاتی رخ داده است. 
گزارش حسابرس در حقیقت شفاف‌سازی در راستای بررسی عملکرد هیات‌مدیره و مدیرعامل است. اگر مدیرعاملی تخلفی کند، بر اساس مصوبات هیات مدیره باید پاسخگو باشد و اگر صلاح بود بر علیه او در مراجع قضایی اقامه دعوی شود. 
اگر هیات مدیره هم کوتاهی کرده باشد با توجه به داشتن مسؤولیت تضامنی از سوی آنها مجبور به پاسخگویی در مقابل قانون خواهند شد. یک عضو هیات مدیره نمی‌تواند بگوید من خبر نداشتم. اینها بهانه‎های واهی تلقی می‌شود پس هر کسی که به عنوان عضو هیات مدیره انتخاب می‌شود در مقابل قانون تجارت و صاحبان سهام باید پاسخگو باشد. اگر هم دخل و تصرف غیرقانونی انجام گرفته باید در مراجع ذیصلاح پاسخگو باشد.

امیر واعظ آشتیانی - کارشناس ورزش