طعم شیرین خانواده ایرانی

نگاهی به سریال خانه پرتقالی

طعم شیرین خانواده ایرانی

سریال «خانه پرتقالی» به کارگردانی علیرضا شاه‌‌رستم‌‌بیک، پیش از هر چیز خاطرات شیرین سریال «خانه سبز» را به‌یاد می آورد. آنجا در یک آپارتمان چند طبقه، چند نسل یک خانواده از پدربزرگ و مادربزرگ تا فرزندان و نوه‌ها زندگی می‌کردند، در اینجا در یک خانه قدیمی و حیاط‌دار سه طبقه همین چیدمان به نوعی دیگر حاکم است و نسل‌های مختلفی از یک خانواده در یک مکان مشترک به همزیستی مشغول هستند، البته با حفظ استقلال خانوادگی هرنسل. جالب این‌که هر دو سریال متعلق به شبکه دوی سیماست.

رویکرد طنازانه
تمایزهای ساختاری و دراماتیک در روایت و مضامین «خانه پرتقالی» به آن هویت نمایشی مستقلی می‌بخشد که از همان ابتدا می‌توان متوجه شد. از جمله رویکرد طنازانه و کمدی متفاوتی که در ماهیت قصه‌های آن نهفته است یا مثلا مدت زمان 25 دقیقه‌ای آن که «خانه پرتقالی» را به یک سریال مینی‌مالیستی تبدیل کرده است. از سوی دیگر برخلاف خانه سبز، در اینجا با خانواده‌ای پرجمعیت مواجه هستیم. این البته به خط اصلی درام هم ربط پیدا می‌کند و اساسا قصه مبتنی بر همین موقعیت، صورت‌بندی و بازتعریف می‌شود. به این معنا که در یک قانون نانوشته و چه‌بسا یک رسم و سنت خانوادگی، رسم بر این است که هر زوج صاحب چهار فرزند شود. همین ایده البته به تنهایی برای شکل‌گیری انواع موقعیت‌های داستانی در یک سریال کافی است که در رهگذر تحقق و عملی شدن این شعار، داستان‌ها یا داستانک‌های پرفراز و نشیب و تعلیق‌داری شکل بگیرد که مخاطب را با خود همراه کند. گرچه این قصه‌ها در یک بستر و فضای رئالیستی روایت می‌شود اما از عنصر، مولفه و زبان فانتزی نیز در بازنمایی قصه استفاده شده است. محور این روایت فانتزی یک فولکس آبی‌رنگ قدیمی در گوشه حیاط است که گویی حلقه وصل نسل‌های مختلف این خانواده است و در هر قسمت قصه‌ای از این خانه و خانواده را روایت می‌کند. وضعیت مالی این خانواده هم آنها را در طیف طبقه متوسط قرار می‌دهد تا تجربه‌های زیسته برساخته از آن و سبک زندگی آنها طیف بیشتری از خانواده‌های ایرانی را نمایندگی کند.

 سبک زندگی
تعدد خانواده و جمعیت آنها که از هر رده سنی در آنها پیدا می‌شود، فضای شاد، پویا و مفرحی به قصه‌ها بخشیده و اپیزودیک بودن آن در عین یگانگی و انسجام دراماتیک، امکان فراخ‌تری را برای کارگردان فراهم کرده تا قصه‌های متنوعی را در دل این سریال برای مخاطب تعریف کند که هرکدام از آنها به نوعی بیانگر سبک زندگی ایرانی و زیست-جهان آنهاست. تجربه‌های مشترک و آشنایی که درنهایت تصویری از ارزش‌های زندگی و خانواده ایرانی را بازنمایی کرده و برخی از آنها را که در جامعه امروز رو به فراموشی و کمرنگ شدن هستند، برجسته می‌کند و به‌یاد می‌آورد. مثلا در قسمت اول این مجموعه مساله مهم «آبروداری» که برای خانواده‌های ایرانی از اعتبار بالایی برخوردار است، دستمایه قصه قرار می‌گیرد. البته عناوین هر قسمت لزوما برگرفته از مفاهیم اخلاقی یا ارزش‌های خانوادگی نیست اما هرکدام درنهایت به تبیین و بیان مفاهیم و موقعیت‌هایی می‌پردازند که به تحکیم و تقویت بنیان‌های خانواده و کارآمدتر شدن آن کمک می‌کند.

رضا صائمی - رسانه