نگاهی به رفتار سیاسی در تاریخ جشنواره فیلم کن
مخالف قلابی باش تا پیروز جشنواره شوی
در سالهای اخیر، میان نجواهای در گوشی افراد نزدیک به جشنواره فیلم کن، هرازگاه سخن از رد و بدل شدن پاکتهای کوچک و بزرگی به رنگ قهوهای شنیده میشود. بستههای وسوسهکنندهای حاوی پول نقد که پیوندهای تازهای به وجود میآورد و موجب تغییر برخی مناسبات رایج این رویداد سالانه میشود؛ یا آنکه نام آثار حاضر در بخشهای مختلف جشنواره را تغییر میدهد و موجب تعویض جایگاه آنها در ردهبندی نهایی میشود. البته وجود این پاکتها هیچگاه اثبات نشده و در محافل رسمی هیچ سخنی از آنها به میان نمیآید. با این حال هیچ بعید نیست تشت رسوایی این پاکتهای پول، روزی از بام کن بر زمین جشنواره سقوط کند. همانگونه که چندی پیش تشت رسوایی اخلاقی هاروی واینستین با سر و صدای مهیبی فرو افتاد؛ تهیهکننده صاحب نفوذی که در زمینه توزیع و پخش فیلمهای سینمایی رانت غیرقابل انکاری داشت و درهای جشنواره کن همواره روی او باز بود. تا پیش از سال ۲۰۱۷ میلادی همواره مقدم هاروی واینستین در جشنواره فیلم کن گرامی داشته میشد و به قول معروف عوامل جشنواره زمین سواحل جنوبی فرانسه را برای او آب و جارو میکردند. او چه در زمانی که همراه با برادرش باب شرکت میراماکس را تاسیس کرد و چه بعدها که در قالب شرکت واینستین به تهیهکنندگی، توزیع و پخش فیلم میپرداخت، حضور فعالی در جشنواره کن داشت و آثار مورد حمایت او همیشه جایگاهی محکم در بخشهای مختلف جشنواره داشتند. نفوذ او بر کن به اندازهای بود که سال ۲۰۱۴ فیلم «گریس موناکو» به کارگردانی الیویه داهان توانست بدون هیچ مشکلی (و با آنکه اختلافاتی بر سر نوع تدوین آن وجود داشت) نمایش افتتاحیه این جشنواره را از آن خود کند. البته یکی از دلایل اقبال جشنواره کن به فیلم مذکور، آن بود که علاوه بر شرکت واینستین، دو شرکت بزرگ و صاحب نفوذ فرانسوی یعنی کانال پلاس و گامونت نیز هم به عنوان تهیهکننده و هم توزیعکننده پشت آن قرار داشتند. اندکی پیش از پایان سال ۲۰۱۷ و در روزهایی که واینستین خود را برای حضور در جشنواره کن ۲۰۱۸ آماده میکرد ناگهان توفان سهمگینی درگرفت و تعدادی از زنان فعال در سینما پرده از اعمال غیراخلاقی او برداشتند.
شیوه توجه به کارگردانان در کن
برخی شرکتهای فرانسوی توزیع و پخش فیلم اعتقاد دارند جشنواره کن محفلی از افراد خودی است که ورود به آن، کار سادهای نیست. آنها معتقدند شما به عنوان یک شرکت مستقل توزیع و پخش فیلم، اگر با کارگردانهای عضو این محفل همکار باشید، میتوانید هر سال در کن حضور یابید. در غیر این صورت باید بخت یارتان باشد تا بتوانید از دروازههای این جشنواره پر زرق و برق عبور کنید. هنوز کسی موفق به کشف معادلهای نشده که بتواند چگونگی اقبال مدیران جشنواره کن به کارگردانان سینما را تعریف کند. با این حال برخی از اهالی سینما معتقدند کن معمولا به کارگردانانی توجه نشان میدهد که در کشور خود مورد اقبال قرار نگرفته و به نوعی مطرود شدهاند. به عنوان مثال کن لوچ که در جشنواره کن انواع و اقسام جوایز را برای فیلمهای خود دریافت کرده و شاید بتوان او را پرافتخارترین کارگردان این جشنواره نامید، پیش از محبوبشدن در کن چندان در زادگاهش انگلستان مورد توجه قرار نداشت. همین ویژگی را میتوان در کوئنتین تارانتینو به عنوان یک کارگردان تجربی که تا پیش از دریافت نخل طلای کن در آمریکا چندان به بازی گرفته نمیشد نیز سراغ گرفت.
مخالفان قلابی
به نظر میرسد بعضی از سینماگران ایرانی حداقل این بخش از بازی شطرنج کن را به خوبی فرا گرفتهاند و سعی میکنند به هر شیوه ممکن خود را وارد آن کنند. ترفند نخنمای بیشتر آنان برای شرکت در این بازی نیز گرفتن ژست قلابی مخالف (اپوزیسیون) است؛ با این تصور که شاید بتوانند به این روش خود را مطرود از زادگاه جلوه دهند و با دیدهشدن در بین مشاهیر، نام و نشانی برای خود دستوپا کنند. نمونه این بازی آشنا را بار دیگر در جشنواره کن امسال شاهد بودیم که توسط عوامل تولید فیلم «برادران لیلا» اجرا شد. هر کدام از آنها به شیوه متفاوتی در برابر دوربینها به جستوخیز پرداختند تا به دروغ خود را مخالف با وضعیت جامعهای که فیلم مذکور در آن تولید شدهاست، نشان دهند. کسی هم از آنها نپرسید شما که ژست و ادعای مخالف دارید، دقیقا با چه چیزی مخالفت میورزید؟ کارگردانی که تمام فیلمهای کارنامهاش به ارائه تصویری اغراقآمیز از سبک زندگی قشر فرودست جامعه اختصاص دارد و تمام این آثار نیز پس از اکران گسترده در سینماهای ایران، برایش سود مادی و معنوی به همراه داشتهاند، دقیقا به کدام بخش از وضع موجود اعتراض دارد؟ اگر وضع موجود از بین برود و تعداد افراد این قشر کمتر شود، چنین اشخاص به ظاهر معترضی با دستاویز قرار دادن چه موضوع دیگری میتوانند هر دو سال یک بار فیلمهای پر اشک و آه بسازند، راهی آن سوی آبها شوند و با زدن نقاب جعلی مخالف، سری میان سرها در بیاورند؟ هر کسی با وضع موجود مخالف باشد، یقینا آنها نیستند.
کاسبان وضع موجود
متاسفانه هر بار پس از به صحنه رفتن چنین نمایشهای تکراری و نخنمایی در رویدادهای جهانی، عدهای در داخل کشور شروع به داد و فریادهای بیهوده میکنند و بدون تلاش جدی و عملی برای رو کردن دست مخالفان قلابی و جلوگیری از ادامه این بازی دروغین، آب به آسیاب آنها میریزند. این سر و صداها نه تنها به زیان مخالفان ظاهری وضع موجود (کاسبان واقعی وضع موجود) تمام نمیشود که حتی به سود آنهاست. آنها نه تنها فیلمهای بعدی خود را هم با خیال راحت میسازند که این سر و صداها را به عنوان رزومه خود همراه با فیلم ساخته شده داخل پاکت میکنند و برای جشنوارههای خارجی میفرستند؛ با این توضیح که ما به عنوان هنرمندان نوگرا و مخالفخوان در جامعه خود تنها و مطرود ماندهایم. پس بیایید با اهدای جوایز جذاب، خود ما را دریابید و مرهمی روی زخمهایمان بگذارید. آنچه در این مطلب و مطالب مرتبط پیشین شرح داده شد، مختصری از زیر و بم بازی شطرنج جشنواره فیلم کن است. حال ما باید یا پای خود را به طور کامل از این بازی آمیخته به سیاست و پول و زد و بند بیرون بکشیم یا بدون غر زدن و سر و صدا کردن، قواعد بازی را بپذیریم و به آن تن بدهیم.
اسپیلبرگ مهربان!
اگرچه اکثر افرادی که به عضویت هیات داوران جشنواره فیلم کن درمیآیند، پیش از تصدی این مقام تا حدی مشهور و شناختهشده هستند اما قرار گرفتن در این مقام برایشان اعتبار مضاعفی به همراه دارد و کارنامه هنری آنها را غنیتر خواهدساخت. از همین رو بسیاری از این افراد برای قرار گرفتن در بین اعضای هیات داوران جشنواره کن (به خصوص عهدهدار شدن ریاست هیات داوران) به زد و بند با مدیران و تصمیمگیران اصلی جشنواره روی میآورند. مدیران کن نیز چندان نسبت به این موضوع بیتمایل نیستند؛ چرا که حضور این افراد میتواند چشمهای بیشتری را به سمت سواحل جنوبی فرانسه خیره کند. به عنوان مثال استیون اسپیلبرگ چند سال به معاشرت و تحکیم روابط خود با تیری فرمو، دبیر هنری جشنواره کن پرداخت تا عاقبت سال ۲۰۱۳ توانست ریاست هیات داوران را برعهده بگیرد. این موضوع توسط فرمو تایید شدهاست. موضوع دیگری که او تایید کرده آن است که اسپیلبرگ در سال بعد وساطت کرد فیلم تامی لیجونز یعنی «مرد خانه» در بخش رقابتی جشنواره شرکت کند. به گفته دبیر هنری جشنواره کن نه او و نه همکارانش فیلم وسترن مرد خانه را نپسندیده بودند اما توصیه و نظر مثبت اسپیلبرگ موجب شد این فیلم وارد رقابت با سایر آثار برای کسب نخل طلا شود.
رضا حسینی - نویسنده و منتقد




