آشنایی با شاهکار ورزشی سینما
تراژدی عشق وسط رینگ
نام فیلم: محبوب میلیون دلاری
کارگردان: کلینت ایستوود
بازیگران: هیلاری سوانک، کلینت ایستوود ومورگان فریمن
سال: 2004
مدت زمان: 2ساعت و 12دقیقه
با یکی از بهترین و تاثیرگذارترین فیلمهای ورزشی سر و کار داریم. بازیگر اصلی آن یعنی هیلاری سوانک، اسکار بهترین بازیگر زن را به دست آورد و مورگان فریمن هم بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. در فیلم «محبوب میلیون دلاری» با یک درام ورزشی تمام عیار روبهرو هستیم. لایه لایه این فیلم چیزی غمانگیز برای ارائه دارد. مگی دختر32 ساله و پیشخدمت، میخواهد حق قهرمان بودنش را از این دنیا بگیرد. نزد فرانکی دان میرود و به او میگوید میخواهد به یک قهرمان بوکس تبدیل شود. فرانکی نمیپذیرد و دلیلش هم واضح است. نخست اینکه مگی سن بالایی برای قهرمان شدن دارد و دوم اینکه او یک زن است. اما مگی سرسختانه اصرار میکند و در نهایت فرانکی راضی میشود اما تراژدی سنگینتر و تکاندهندهتر از همین جا آغاز میشود. بازی هیلاری سوانک در نقش مگی آنچنان قدرتمند و باورنکردنی است که گاه اشک به چشم میآورد و گاه انرژی و انگیزه به او تزریق میکند. گاه هیجان به او میدهد و گاه درد و رنج. از میان خون و تراژدی و غم این حادثه اما عشقی بزرگ جوانه زد. تلخی غلیظ مگی با لطافت عشقی بیهمتا گره خورد و کسی که باقی ماند فرانکی بود و او هم که هرگز به باشگاه برنگشت...
کارگردان: کلینت ایستوود
بازیگران: هیلاری سوانک، کلینت ایستوود ومورگان فریمن
سال: 2004
مدت زمان: 2ساعت و 12دقیقه
با یکی از بهترین و تاثیرگذارترین فیلمهای ورزشی سر و کار داریم. بازیگر اصلی آن یعنی هیلاری سوانک، اسکار بهترین بازیگر زن را به دست آورد و مورگان فریمن هم بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. در فیلم «محبوب میلیون دلاری» با یک درام ورزشی تمام عیار روبهرو هستیم. لایه لایه این فیلم چیزی غمانگیز برای ارائه دارد. مگی دختر32 ساله و پیشخدمت، میخواهد حق قهرمان بودنش را از این دنیا بگیرد. نزد فرانکی دان میرود و به او میگوید میخواهد به یک قهرمان بوکس تبدیل شود. فرانکی نمیپذیرد و دلیلش هم واضح است. نخست اینکه مگی سن بالایی برای قهرمان شدن دارد و دوم اینکه او یک زن است. اما مگی سرسختانه اصرار میکند و در نهایت فرانکی راضی میشود اما تراژدی سنگینتر و تکاندهندهتر از همین جا آغاز میشود. بازی هیلاری سوانک در نقش مگی آنچنان قدرتمند و باورنکردنی است که گاه اشک به چشم میآورد و گاه انرژی و انگیزه به او تزریق میکند. گاه هیجان به او میدهد و گاه درد و رنج. از میان خون و تراژدی و غم این حادثه اما عشقی بزرگ جوانه زد. تلخی غلیظ مگی با لطافت عشقی بیهمتا گره خورد و کسی که باقی ماند فرانکی بود و او هم که هرگز به باشگاه برنگشت...




