ای کاش مسؤولان به ما توجه کنند

ای کاش مسؤولان به ما توجه کنند

خانه و زندگی سرور و خانواده‌اش هنوز زیر آب است، با همه وسایل و امكاناتش.
سرور به ما می‌گوید وقتی دستور تخلیه روستا صادر شد، ما هم مثل بقیه در خانه‌مان ماندیم و نرفتیم، اما خانه ما در زمینی پست بود و آب به‌سرعت به آن وارد شد، برای همین فقط توانستیم خودمان را نجات دهیم.
چند روزی به اردوگاه شهدای هویزه رفتیم و حالا هم در خانه همسایگان و فامیل مستقر هستیم،  چون هنوز خانه‌مان زیر آب است و دیگر امكان زندگی در آن نیست.
با این همه چیزی كه سرور و پدرش را غمگین و دلخور كرده و شاید كمی ناامید، نه بی‌خانمانی، كه درد بی‌محبتی و بی‌توجهی است.
شاید تماسی تلفنی و پیام تبریكی و یك دلجویی خشك و خالی از سوی مسؤولان استانی و كشوری می‌توانست مرهم دردشان باشد.
شاید كمكی نقدی و غیرنقدی و دادن سرپناهی مناسب و نجات از آوارگی می‌توانست قدردان مقاومت و ایستادگی‌شان باشد. اما هیچ‌كدام از اینها اتفاق نیفتاد و غمی به غم آوارگی‌شان افزود. مدال كشوری آلیش البته مدالی نمادین است و به پاس حضورش در مسابقات كشوری در بحبوحه سیلاب و بی‌خانمانی به او داده شد، اما به هر روی او رتبه اول مسابقات آلیش خوزستان را كسب كرده بود و به همین دلیل به مسابقات كشوری راه یافته بود. یعنی در هر روی او قهرمان خوزستان بود و قهرمان
كشورش.