گفتوگو با مهدی صباغزاده به بهانه سالروز مبارزه با استعمار انگلیس
انگلیسیها آرامش را از ایرانیها گرفتند
تاریخ به شكل عمومی آن، موضوعی است كه رد آن را میشود در اغلب فیلمها و ساختههای تصویری دید، اما حكایت فیلمهایی كه بهصورت تخصصی بر بخشی خاص از تاریخ تمركز میكنند متفاوت است. اینگونه فیلمها معمولا از چالشبرانگیزترین گونههای سینمایی است كه طرفداران خودش را هم دارد. متاسفانه در سینمای ایران به تاریخ معاصر خیلی كم پرداخته شده كه البته این بیتوجهی دلایل متفاوتی دارد. از جمله اینكه شخصیتهای معاصر از حافظه تاریخی مردم هنوز پاك نشدهاند و باید از واقعی بودن آنها اطمینان حاصل كرد و همچنین برای درآوردن اینگونه فیلمها از وجه مستند باید جذابیتهای بصری درستی به آن بخشید كه مخاطب تا انتها آنها را دنبال كند. مهدی صباغزاده، كارگردان، تهیهكننده و فیلمنامهنویسی است كه برخی فیلمهایش را بر محور باورها و اهداف تاریخی جلو برده، آن هم با شخصیتهایی كه دنبال كردن شیوه زندگیشان با تمام فراز و نشیبهایی كه دارد كنجكاوی مخاطب را برمیانگیزد. او در فیلمهایی مانند خاك و آتش و راه بهشت مفاهیم ارزشمندی را در پسزمینه تاریخ بیان میكند، به شكلی كه تماشاگر ترغیب میشود چندین و چند بار آنها را ببیند. با فرا رسیدن 12 شهریور و سالروز مبارزه با استعمار انگلیس با صباغزاده درباره رویكرد تاریخی كه در آثارش داشته، به گفتوگو پرداخته ایم كه در ادامه میخوانید.
هر اثر نمایشی كه حرفی از تاریخ دارد ریشه در واقعیت دارد، اما در شرایطی كارگردان میتواند درامی به آن بیفزاید. به عنوان مثال زمانی یك كارگردان قصد دارد اثری را خلق كند كه از نظر تاریخی بشود به آن استناد كرد. در اینجا ناچار است كه به استنادات تاریخی پایبند باشد؛ اما در زمانی دیگر یك كارگردان تنها برای خلق یك اثر دراماتیك از تاریخ الهام میگیرد و همین كافی
است.
در اثری كه ادعای مستند بودن دارد چطور؟ در اینگونه آثار، هنرمند تا چه حد مجاز به دستكاری وقایع تاریخی است؟
به هر حال كار نمایشی اغراقات خاص خودش را دارد. دخل و تصرف در یك اثر بر مبنای یك رویداد تاریخی و در جهت مفهومی كه كارگردان میخواهد انتقال دهد، شكل میگیرد. آن لحظهای كه ادعای صحت تاریخی و تعهد به تاریخ برداشته میشود تاریخ تنها یك بهانه بوده و سازنده دیگر كاملا آزاد است. این آزادی بیحد است و حتی میتواند كاملا انتزاعی باشد.
این نوع نگاه را در ساخت فیلمهای تاریخی خاك و آتش
و راه بهشت تا چه اندازه وارد كردید؟
خیلی زیاد. فیلم خاك و آتش را قرار بود 30 سال پیش به نام «روباه و بلوچ» بسازم. آن زمان قرار بود سرمایهگذاری این فیلم را بنیاد سینمایی مستضعفان انجام بدهد كه در نهایت به دلیل مهیا نبودن شرایط آن زمان انجام این كار میسر نبود، اما از آنجا كه به این كار علاقهمند بوده و مصر بودم آن را حتما انجام دهم حدودا 9 سال پیش بود كه موسسه فرهنگی شهید آوینی و سیما فیلم برای تولید آن جلو آمدند و این فیلم ساخته شد.
بعد از اكران از بازخوردهای آن راضی بودید؟
فیلمهای تاریخی به طور كل روی پرده سینمای ایران جواب نمیدهد.
به نظر شما این كم رونق بودن فیلمهای تاریخی در گیشه سینماها ریشه در چه دارد؟
كمتر كسی پول میدهد تا فیلمهای تاریخی را در سینما ببیند. این اتفاق البته در تلویزیون شكل دیگری دارد و مردم از سریالهای تاریخی در تلویزیون استقبال میكنند. به این خاطر كه سینما برای مردم جنبهای تفریحی دارد و مردم میروند تا ساعتی را در آن به قول معروف خوش بگذرانند. ضمن اینكه تولید یك فیلم سینمایی ارزشمند در گونه تاریخی بسیار هزینه بر است و دولت باید از آن حمایت كند.
وضعیت ساخت فیلمهای تاریخی در سینمای جهان را چطور ارزیابی میكنید؟
در كشورهای صاحب سینما دولت سرمایهگذاریهای بسیاری روی فیلمهای تاریخی میكند و بعد جلوههای ویژه و تسهیلات خوبی را در اختیار این فیلمها قرار میدهند. در كشور ما تاریخ بسیار مهجور مانده. در اواخر دوران قاجار شاهان چیزی از كشورداری نمیدانستند و جنگ جهانی اول شروع میشود. در آن زمان بود كه روسیه از شمال و انگلستان از جنوب قوای خود را در خاك ایران تخلیه میكنند و خاك كشور ما را تبدیل به گذرگاه خود میكنند! در كتابهای درسی چقدر به این دوره از تاریخ اشاره شده؟ حالا از آنطرف كشورهای غربی را ببینید. به نوعی دولتهای غربی به دنبال تاریخ سازی برای سرزمینشان هستند و روی آن سرمایهگذاری میكنند، اما در ایران با این قدمت فرهنگی و تاریخی، فیلمنامهنویسان سالها وقت روی نگارش فیلمنامههایشان میگذارند، ولی شرایط اقتصادی برای ساخت اینگونه آثار فراهم نیست.
خودتان چه مطالعاتی در زمینه حضور انگلیسیها در ایران دارید؟
خب، من به تاریخ علاقهمند هستم. تاریخ آیینهای از سرگذشت بشر را روبهروی انسانها قرار میدهد تا با مشاهده زشتیها و خوبیهایی كه در گذشته رخ داده درس بگیریم و فردایی روشن را برای آیندگان بسازیم. به همین منظور است كه داستانهای تاریخی همیشه جذابیتهای خاصی داشتهاند. حضور انگلیسیها هم در ایران همیشه روی نقشه و به دلیل ضعف دولت مركزی ایران بود. آنها همیشه به دنبال منافع خودشان بودند و
در هر جایی كه ضعف باشد به آنجا نفوذ میكنند.
فكر میكنید چرا مردم ما آنقدر نسبت به انگلیسیها حس منفی دارند؟
این حس ریشه در تاریخ ما دارد. چون انگلیسیها همیشه به دنبال استعمارگری بودند و بارها آرامش را از مردم ایران گرفتند.
بهترین اثر تاریخی كه در سالهای اخیر تماشا كردهاید، چه بوده؟
سریال كیف انگلیسی به كارگردانی سیدضیاءالدین دری و سریال در چشم باد هم نسبتا سریال ارزشمندی بود.
به نظر شما چقدر به آینده گونه تاریخی در سینمای ایران میتوان امیدوار بود؟
الان ساخت یك فیلم معمولی سرمایه میلیاردی میخواهد و یك فیلم حتما باید در گیشه فروش بالایی داشته باشد تا به قول معروف دخل و خرجش با هم جور در بیاید. فیلم تاریخی هم چنانچه خیلی فاخر و اصولی ساخته شود شاید بتواند در گیشه دورنمای مثبتی داشته باشد. در غیر اینصورت من فكر نمیكنم مردم هیچ تمایلی به دیدن فیلم تاریخی در سالنهای سینما داشته باشند.




