اعترافات تلخ پسر به قتل پدر با چكش
مرد جوان كه بعد از به قتل رساندن پدرش، جسدش را به آتش كشیده بود، با رضایت ولیدم، یعنی خواهر خود، از مرگ رهایی یافت. متهم دیروز در جلسه دادگاه به تشریح انگیزهاش از قتل پرداخت.
به گزارش خبرنگار جامجم، ساعت حدود 10 صبح روز یازدهم آذر سال 97 بود كه ساكنان خیابان باهنر تجریش متوجه آتشسوزی گستردهای در یكی از منازل مسكونی این محله شدند و بلافاصله ماموران آتشنشانی را در جریان حادثه قرار دادند. ماموران آتشنشانی اطفای حریق را آغاز كردند اما در همان لحظات اولیه عملیات متوجه شدند كه جسد نیمهسوخته مردی میانسال در آشپزخانه قرار دارد. به این ترتیب با عمدی تشخیص دادن آتشسوزی، ماموران نیروی انتظامی وارد عمل شدند و جسد این مرد به پزشكی قانونی منتقل شد. معاینه جسد حاكی از آن بود كه مقتول با اصابت جسم سخت به سرش جان سپرده و سپس جسدش به آتش كشیده شده است. هنوز چند ساعتی از انتقال جسد به پزشكی قانونی نگذشته بود و ماموران در حال اقدامات اولیه برای كشف راز قتل بودند كه پیمان 30 ساله با مراجعه به كلانتری به قتل پدر خود اعتراف كرد و گفت پدرش را با ضربات چكش به قتل رسانده و بعد جسدش را به آتش كشیده است.
به این ترتیب پرونده با طی روال قانونی بعد از صدور كیفرخواست از سوی دادسرای جنایی، راهی دادگاه كیفری یك استان تهران شد.
اما قبل از اینكه پرونده برای رسیدگی در دادگاه كیفری تعیین وقت شود، خواهر پیمان بهعنوان ولی دم مقتول و شاكی پرونده، به دادسرای جنایی رفت و از شكایت خود اعلام گذشت كرد.
صبح دیروز، متهم پرونده تنها از لحاظ جنبه عمومی در شعبه دوم دادگاه كیفری استان تهران به ریاست قاضی زالی محاكمه شد.مرد جوان درباره انگیزه اش از قتل گفت: «مادرم میگفت كه پدرم اذیتش میكند و میخواست از او جدا شود اما پدرم قبول نمیكرد. برای همین مدتی بود كه مادرم از خانه رفته بود. من و پدرم تنها زندگی میكردیم اما همیشه با هم اختلاف داشتیم و سر هر چیزی دعوایمان میشد. من ناراحت بودم كه من و مادرم را اذیت میكرد. بار آخر كه دعوایمان شد، به پدرم گفتم تو را میكشم.»
متهم در حالی كه اشك میریخت و گریه شدید، صحبت كردن را برایش سخت كرده بود، گفت: «صبح روز حادثه چشمم را كه از خواب باز كردم، دیدم پدرم دارد سمت سماور میرود تا برای من و خودش چای درست كند. اینقدر از او عصبانی بودم كه نمیدانم چه شد با چكش به سمتش رفتم و به سرش كوبیدم. همان لحظه كه روی زمین افتاد از كارم پشیمان شدم. گریه میكردم. پدرم دستم را گرفت. ترسیده بود. گفت تنهایش نگذارم، اما چند لحظه بعد فوت كرد. نمیدانستم چه كنم. از خانه بیرون رفتم و بنزین تهیه كردم و جسد را آتش زدم تا كسی متوجه ماجرا نشود. اما بعد نتوانستم حقیقت را پنهان كنم.»
رای پرونده بعد از مشورت قضات اعلام خواهد شد.
به گزارش خبرنگار جامجم، ساعت حدود 10 صبح روز یازدهم آذر سال 97 بود كه ساكنان خیابان باهنر تجریش متوجه آتشسوزی گستردهای در یكی از منازل مسكونی این محله شدند و بلافاصله ماموران آتشنشانی را در جریان حادثه قرار دادند. ماموران آتشنشانی اطفای حریق را آغاز كردند اما در همان لحظات اولیه عملیات متوجه شدند كه جسد نیمهسوخته مردی میانسال در آشپزخانه قرار دارد. به این ترتیب با عمدی تشخیص دادن آتشسوزی، ماموران نیروی انتظامی وارد عمل شدند و جسد این مرد به پزشكی قانونی منتقل شد. معاینه جسد حاكی از آن بود كه مقتول با اصابت جسم سخت به سرش جان سپرده و سپس جسدش به آتش كشیده شده است. هنوز چند ساعتی از انتقال جسد به پزشكی قانونی نگذشته بود و ماموران در حال اقدامات اولیه برای كشف راز قتل بودند كه پیمان 30 ساله با مراجعه به كلانتری به قتل پدر خود اعتراف كرد و گفت پدرش را با ضربات چكش به قتل رسانده و بعد جسدش را به آتش كشیده است.
به این ترتیب پرونده با طی روال قانونی بعد از صدور كیفرخواست از سوی دادسرای جنایی، راهی دادگاه كیفری یك استان تهران شد.
اما قبل از اینكه پرونده برای رسیدگی در دادگاه كیفری تعیین وقت شود، خواهر پیمان بهعنوان ولی دم مقتول و شاكی پرونده، به دادسرای جنایی رفت و از شكایت خود اعلام گذشت كرد.
صبح دیروز، متهم پرونده تنها از لحاظ جنبه عمومی در شعبه دوم دادگاه كیفری استان تهران به ریاست قاضی زالی محاكمه شد.مرد جوان درباره انگیزه اش از قتل گفت: «مادرم میگفت كه پدرم اذیتش میكند و میخواست از او جدا شود اما پدرم قبول نمیكرد. برای همین مدتی بود كه مادرم از خانه رفته بود. من و پدرم تنها زندگی میكردیم اما همیشه با هم اختلاف داشتیم و سر هر چیزی دعوایمان میشد. من ناراحت بودم كه من و مادرم را اذیت میكرد. بار آخر كه دعوایمان شد، به پدرم گفتم تو را میكشم.»
متهم در حالی كه اشك میریخت و گریه شدید، صحبت كردن را برایش سخت كرده بود، گفت: «صبح روز حادثه چشمم را كه از خواب باز كردم، دیدم پدرم دارد سمت سماور میرود تا برای من و خودش چای درست كند. اینقدر از او عصبانی بودم كه نمیدانم چه شد با چكش به سمتش رفتم و به سرش كوبیدم. همان لحظه كه روی زمین افتاد از كارم پشیمان شدم. گریه میكردم. پدرم دستم را گرفت. ترسیده بود. گفت تنهایش نگذارم، اما چند لحظه بعد فوت كرد. نمیدانستم چه كنم. از خانه بیرون رفتم و بنزین تهیه كردم و جسد را آتش زدم تا كسی متوجه ماجرا نشود. اما بعد نتوانستم حقیقت را پنهان كنم.»
رای پرونده بعد از مشورت قضات اعلام خواهد شد.
تیتر خبرها
-
آدمربایی دانشآموزان به دستور ناظم
-
شاخ پسر اتومبیلران شكست
-
2 قتل در پرونده پسرعموهای خفتگیر
-
سحرگاه مرگ برای برادرزاده جنایتكار
-
سرقت 66 هزار دلار از خانه فوتسالیست لژیونر
-
زهر چشم آتشین
-
رسیدگی به فوت یک متهم در اداره آگاهی خرم بید
-
اعترافات تلخ پسر به قتل پدر با چكش
-
بازگشت از دروازه مرگ
-
مربیان و سرپرستان آموزشدیده




