قتل بچهمحل در یک درگیری ناخواسته
پسر جوان که در جریان یک درگیری ناخواسته مرتکب قتل شده بود، با درخواست قصاص اولیایدم در جلسه دادگاه روبهرو شد. متهم به قتل در دفاعیاتش مدعی شد ضربه مرگبار او به مقتول را وارد نکرده است.
به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده جنایی در آخرین روزهای سال 98 با قتل پسر جوانی در یکی از محلههای جنوبی تهران آغاز شد. تیم جنایی با حضور در محل دریافتند درگیری بین مقتول به نام کامران با دو نفر دیگر به نامهای سامان و مهران رخداده است. آنطور که شاهدان درگیری گفتند، سامان با چاقویی که در دست داشت به بدن کامران ضرباتی زده و بعد پیاده از محل گریخته بود.
دو متهم پرونده تحت تعقیب قرار گرفته و مشخص شد آنها از تهران گریختهاند. بعد از چهار روز از وقوع درگیری مرگبار، سامان با مراجعه به پلیس آگاهی خود را تسلیم کرد. او در بازجوییها اعتراف کرد به مقتول ضربه زده است. این در حالی بود که پزشکی قانونی اصابت ضربه به سینه مقتول را علت قتل اعلام کرد اما سامان منکر ضربه به سینه مقتول بود.
سرانجام با گزارش تیم سه نفره پزشکان، برای سامان کیفرخواست صادر شد و پرونده او برای محاکمه روی میز قضات شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت. در جلسه رسیدگی به این پرونده، پدر و مادر کامران برای قاتل فرزندشان درخواست قصاص کردند.
سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت: من سابقهای ندارم و اولینبار است دستگیر شدهام. تا دیپلم درس خواندم و بعد بهعنوان راننده تاکسی اینترنتی استخدام شده و سرم به زندگی و کارم گرم بود. با مقتول هیچ اختلاف و درگیری نداشتم و خدا بیامرز با مهران اختلاف داشت. یک شب سوار ماشین مهران بودم که کامران سد راه ما شد و قمه کشید. از ترس فرار کردیم. روز بعد هم دوباره درگیر شدیم که باز هم ما از محل دور شدیم. سومین شب، کامران در کنار دوستانش در خیابان ایستاده بود. او ابتدا با مهران درگیر شد اما بعد به سمت من آمد. یک چاقو دستش بود. دست من هم چاقویی نگیندار بود. همینطور که عقبعقب میرفتم، به سمتش ضربه پرت میکردم که به بازو و پهلویش اصابت کرد. بعد هم پیاده فرار کرده و در میان راه مهران را دیدم و سوار خودرویش شدم. من به سینه کامران ضربهای نزدم. در آن درگیری دست کامران هم چاقو بود.
رئیس دادگاه: اگر ضربه کشنده را نزده بودی چرا فرار کردی؟
متهم به قتل: ترسیده بودم. همراه مهران به غرب کشور رفتیم. در آنجا فهمیدم مادرم بهجای من دستگیر شده است. عذاب وجدان داشتم و دربست گرفتم و یکراست به اداره آگاهی تهران آمدم و خودم را تسلیم کردم.
رئیس دادگاه: دلیلتان برای اینکه میگویند ضربههای شما کشنده نبوده، چیست؟
متهم به قتل: در نظریه اول پزشکی قانونی اعلام شده، نمیشود ضربه به سینه با چاقوی من وارد شده باشد.
رئیس دادگاه: اما کارشناسان سه نفره اصابت ضربه با چاقوی شما را رد نکردند.
متهم به قتل: به همین دلیل درخواست دارم تیم پنج نفره درباره ضربه اظهارنظر کند. من ضربهای به سینه کامران نزدم.
پس از دفاعیات متهم و وکیلمدافعش، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده جنایی در آخرین روزهای سال 98 با قتل پسر جوانی در یکی از محلههای جنوبی تهران آغاز شد. تیم جنایی با حضور در محل دریافتند درگیری بین مقتول به نام کامران با دو نفر دیگر به نامهای سامان و مهران رخداده است. آنطور که شاهدان درگیری گفتند، سامان با چاقویی که در دست داشت به بدن کامران ضرباتی زده و بعد پیاده از محل گریخته بود.
دو متهم پرونده تحت تعقیب قرار گرفته و مشخص شد آنها از تهران گریختهاند. بعد از چهار روز از وقوع درگیری مرگبار، سامان با مراجعه به پلیس آگاهی خود را تسلیم کرد. او در بازجوییها اعتراف کرد به مقتول ضربه زده است. این در حالی بود که پزشکی قانونی اصابت ضربه به سینه مقتول را علت قتل اعلام کرد اما سامان منکر ضربه به سینه مقتول بود.
سرانجام با گزارش تیم سه نفره پزشکان، برای سامان کیفرخواست صادر شد و پرونده او برای محاکمه روی میز قضات شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت. در جلسه رسیدگی به این پرونده، پدر و مادر کامران برای قاتل فرزندشان درخواست قصاص کردند.
سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت: من سابقهای ندارم و اولینبار است دستگیر شدهام. تا دیپلم درس خواندم و بعد بهعنوان راننده تاکسی اینترنتی استخدام شده و سرم به زندگی و کارم گرم بود. با مقتول هیچ اختلاف و درگیری نداشتم و خدا بیامرز با مهران اختلاف داشت. یک شب سوار ماشین مهران بودم که کامران سد راه ما شد و قمه کشید. از ترس فرار کردیم. روز بعد هم دوباره درگیر شدیم که باز هم ما از محل دور شدیم. سومین شب، کامران در کنار دوستانش در خیابان ایستاده بود. او ابتدا با مهران درگیر شد اما بعد به سمت من آمد. یک چاقو دستش بود. دست من هم چاقویی نگیندار بود. همینطور که عقبعقب میرفتم، به سمتش ضربه پرت میکردم که به بازو و پهلویش اصابت کرد. بعد هم پیاده فرار کرده و در میان راه مهران را دیدم و سوار خودرویش شدم. من به سینه کامران ضربهای نزدم. در آن درگیری دست کامران هم چاقو بود.
رئیس دادگاه: اگر ضربه کشنده را نزده بودی چرا فرار کردی؟
متهم به قتل: ترسیده بودم. همراه مهران به غرب کشور رفتیم. در آنجا فهمیدم مادرم بهجای من دستگیر شده است. عذاب وجدان داشتم و دربست گرفتم و یکراست به اداره آگاهی تهران آمدم و خودم را تسلیم کردم.
رئیس دادگاه: دلیلتان برای اینکه میگویند ضربههای شما کشنده نبوده، چیست؟
متهم به قتل: در نظریه اول پزشکی قانونی اعلام شده، نمیشود ضربه به سینه با چاقوی من وارد شده باشد.
رئیس دادگاه: اما کارشناسان سه نفره اصابت ضربه با چاقوی شما را رد نکردند.
متهم به قتل: به همین دلیل درخواست دارم تیم پنج نفره درباره ضربه اظهارنظر کند. من ضربهای به سینه کامران نزدم.
پس از دفاعیات متهم و وکیلمدافعش، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
تیتر خبرها




