کمک‌های فوری و برقی

تعدادی از روستاییان به کمک کمیته امداد امام خمینی(ره) صاحب نیروگاه‌های خورشیدی خانگی شده‌اند و برق می‌فروشند

کمک‌های فوری و برقی

اهالی روستای بیاره ناراحتند. چند سالی می‌شود که برف، رشته کوه دنا را سفیدپوش نکرده‌است و ابرها بخشندگی خود را از اهالی روستا دریغ کرده‏اند با این وجود اما خورشید مهربانانه دست گرم خود را روی سر این منطقه می‏کشد. به همین دلیل است که برخی از اهالی این روستا مانند شیرین‎گل و ماه‏سلطان از این هدیه خدادادی بهره می‎برند و کسب‏وکارشان را بر مبنای همین هدیه خدادای علم کرده‎اند. شیرین‏گل و ماه‏سلطان که هر دو زیر پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) هستند تا دو سال پیش از نیروگاه خورشیدی خانگی چیزی نمی‎دانستند حالا اما هر دو یک نیروگاه خورشیدی خانگی در پشت‏بام خانه‏شان دارند و هر ماه هم برقی را که از نیروی طبیعی به‌دست می‏آید به اداره برق شهرستان دنای شهر یاسوج استان کهگیلویه‌و‌بویراحمد می‎فروشند. با وجود این که باران و برف در این منطقه خوش آب‌و‌هوا کاهش پیدا کرده‌است آنها به شکل دیگری از بخشندگی طبیعت بهره می‏برند. این دو سرپرست خانوار با فروش برق، ماهانه حدود یک میلیون و 500 تا یک میلیون و 700 هزار تومان درآمد دارند. این درآمد برای یک کسب‏وکار که هزینه نگهداری و هزینه در گردش آن ناچیز است و نیاز به تهیه مواد اولیه هم ندارد، خوب به نظر می‏رسد. این روزها هزینه راه‏اندازی یک نیروگاه خورشیدی زیاد است. هزینه راه‏اندازی نیروگاه برای دو مددجوی کمیته امداد امام خمینی‌(ره) با وام 50‌میلیون تومانی تامین شده‌است و شرایطی ایجاد کرده تا‌ افرادی مانند این دو بانوی سالخورده منبع درآمدی هر چند اندک داشته باشند.

نیروگاه خانگی شیرین‏گل 
 نور چشم را می‏زند، انگار که الماسی در پشت دیوار بلند سنگی پنهان کرده‎اند. الماس اما سر خود را بالا آورده و نورش را دست‏ودلبازانه به عابران هدیه می‎دهد. خوب که دقت می‏کنیم صفحه‌های نیروگاه خورشیدی خانگی خودش را نشان می‏دهد، الماسی در پشت دیوار. عجیب است. در روستایی که بسیاری از امکانات اولیه را ندارد، دیدن صفحه‌های نیروگاه خورشیدی در پشت‏بام عجیب به نظر می‏رسد. روستا حتی مدرسه هم ندارد. مدرسه چهار کلاسه با دیوارهای فرسوده و شیشه‏هایی شکسته بدون استفاده مانده است. روستای بیاره، روستایی در دامنه رشته کوه‎های دنا در شهرستان دنای شهر یاسوج استان کهگیلویه‌وبویراحمد قرار دارد و در پشت‏بام برخی از خانه‎های قدیمی آن نیروگاه‎های خورشیدی خانگی دیده می‏شود. خانه شیرین‎گل یکی از آنهاست. در خانه شیرین‎گل که باز می‏شود، نه حیاط بزرگ و دلبازش بلکه درخشانی صفحه‌های نیروگاه‏ خورشیدی خانگی است که جلوه می‎کند. حالا حدود دو سال می‏شود شیرین‎گل صفحه‌‏های خورشیدی را در پشت‏بام خانه صدمتری‎اش جا داده است. سؤال اما این است که این پیرزن 70ساله چطور میزبان پنل‎های خورشیدی شده‌است؟ داستان شیرین‎گل جالب است. او تنها زندگی می‏کند و تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) است. می‏گوید روزگارش را با خشک‌کردن میوه‏های درختان حیاط خانه با خشک‌کردن خرمالو می‏گذراند و هر ماه هم مستمری اندکی دریافت می‏کرد. اما دو سال پیش زندگی‏اش به شکل دیگری تغییر کرد. هرچند که هنوز هم حیاط خانه پر از خرمالوهایی است که در حال آفتاب گرفتن ‌است اما از همان سال کسب‏وکار دیگری راه انداخت. داستان راه‏اندازی کسب‎وکار نوین او از دریافت یک وام اشتغالزایی شروع شد، از دریافت وام 50‌میلیون تومانی از کمیته امداد
امام خمینی(ره) و خرید پنل‎های خورشیدی برای برپا کردن یک نیروگاه خورشیدی کوچک در پشت بام. دو سال قبل با این مبلغ می‏شد کسب‏وکار خورشیدی را راه انداخت. راه‏اندازی یک کسب‎وکار خورشیدی امروز گران است و بیشتر از 100‌میلیون تومان هزینه دارد. پیرزن 70ساله تعریف می‏کند که سال اول بازپرداخت وامش حدود یک میلیون و 500‌هزار تومان بود. او با فروش میوه‏های خشک‏شده و فروش عسل طبیعی ماهانه وامش را پرداخت می‎کرد. سال دوم یعنی امسال شرایط به شکل مثبتی تغییر کرد. او حالا با فروش برق به اداره برق استان هزینه وامش را به دست می‏آورد. شیرین‎گل به اینجای حرف‎هایش که می‏رسد لبخند می‏زند. او از سال بعد هم می‏تواند قسط وامش را پرداخت کند و هم درآمد داشته باشد. این‌طور که مسؤولان اداره برق به او گفته‌اند از سال بعد فروش برق به صورت تصاعدی افزایش پیدا می‏کند و ماهانه حدود یک میلیون و700 تا دو میلیون تومان درآمد خواهد داشت. شیرین‎گل البته خود برای پرداخت قبض ماهانه حدود 12 هزار تومان به اداره برق پرداخت می‏کند. پیرزن لبخند می‏زند و می‏گوید: «خودم برق تولید می‏کنم و پول برق هم می‎دهم.»





کمک‌هزینه برقی
 پشت‎بام خانه کوچک است. شاید حدود 70 مترمربع مساحت داشته باشد. چهار ردیف پنل خورشیدی در آنجا گذاشته‏اند. پنل‎های خورشیدی پشت کرده‏اند به کوه و رو چرخانده‏اند به آفتاب داغ و تابان ظهرگاهی. انگار گل آفتابگردانی هستند که عاشقانه خورشید را می‎پرستند. نور خورشید خود را ولو کرده است روی پنل‎های خورشیدی تا آنها انرژی را در منبع نیروگاه خورشیدی خانگی ماه‌سلطان ذخیره کنند. خانه ماه‏سلطان شبیه به خانه شیرین‎گل میزبان پنل‎های خورشیدی است. ماه‏سلطان و شیرین‎گل از افرادی هستند که در روستای بیاره نیروگاه خورشیدی خانگی دارند. نیروگاه خورشیدی این پیرزن ریزنقش از نوع نیروگاه‎های 5‌کیلوواتی است. ماه‎سلطان چشمان ریزی دارد و موهای حنایی‏اش را بیرون از روسری انداخته است. لباس محلی به تن کرده‌است و یک‌تنه برای رسیدن به پنل‎های خورشیدی‎اش از نردبان کهنه بالا می‏رود و با دست‌های پیر و پر چین و چروکش دستمال نمدار را روی پنل‎ها می‏کشد تا تمیزش کند. ماه‏سلطان تعریف می‏کند که مراقبت از پنل‎های خورشیدی زیاد هم سخت نیست. دو سه ماه یک‌بار او با دستمال خیس به پشت‏بام خانه می‏رود و پنل‎ها را تمیز می‏کند. می‏گوید که باران، برف و باد باعث نمی‏شود که پنل‎های خورشیدی آسیبی ببیند؛ هرچند که این روزها روستای او پر از آفتاب است و این می‎تواند برای ماه‏سلطان که کسب‏وکارش با آفتاب می‎چرخد، خوب باشد. او می‏گوید که در همه روزهای سال، در بهار، تابستان، پاییز و زمستان دستان آفتاب روی سر روستا کشیده می‎شود. راست می‏گوید در روزهای سرد پاییزی آفتاب تند و آتشین می‎تابد و نورش را می‌بخشد به تن پنل‎های خورشیدی که با زاویه مناسب روی پشت‌بام خانه‏اش نصب شده است. ماه‎سلطان هم شبیه به شیرین‏گل دو سال قبل وام اشتغالزایی از کمیته امداد امام خمینی (ره) گرفت و کارش را شبیه به او شروع کرد. او تعریف می‏کند که چون توانایی کار کردن نداشت و شرایط خانه‏اش هم برای نصب پنل‎های خورشیدی مناسب بود بنابراین نیروگاه خورشیدی خانگی را راه انداخت. ماه‏سلطان تعریف می‎کند که خانه باید مقیاس مناسبی داشته باشد و کوچک نباشد. زاویه ساخت خانه هم باید به‌شکلی باشد که در معرض نور خورشید باشد تا بیشترین انرژی خورشیدی به‌دست بیاید. ماه‏سلطان هم مانند شیرین‌گل دو سالی می‏شود که کسب‏وکارش را راه انداخته است و هر ماه با فروش برق حدود یک‌ میلیون و 500 تا یک میلیون و 700 هزار تومان درآمد دارد. او می‏گوید که راه‏اندازی این کسب‏وکار در سال‌های ابتدایی سخت بوده است اما بعد از گذشت دو سال هم هزینه بازپرداخت ماهانه وام‏هایش تامین می‏شود و هم این‌که درآمدزایی برای او ممکن شده است. پیرزن حدود 60 ساله می‏گوید: «فقط باید کمی صبور باشید» و بعد می‎خندد. او تعریف می‏کند این روزها که خشکسالی است و باران هم کم می‏بارد و خورشید مهربانانه نور طلایی خود را بر سر روستای کوچک او هدیه می‏‎کند بسیاری از اهالی روستا خواستار راه‏اندازی نیروگاه خورشیدی خانگی هستند اما بالا رفتن هزینه‌های اولیه برای خرید پنل‎های خورشیدی باعث شده تا برخی نتوانند تجهیزات اولیه را فراهم کنند.





کسب‌‏وکار با نیروی پاک
حدود شش سالی می‏شود یکی از طرح‎های اشتغالزایی کمیته امداد امام خمینی(ره) به نیروی پاک و راه‏اندازی نیروگاه‏های برق خانگی معطوف شده است. آن‌طور که علیرضا رمضانی، مسؤول هدایت شغلی کمیته امداد امام خمینی(ره) به جام‌جم می‏گوید، در 18 استان کشور حدود 2862 واحد نیروگاه خورشیدی پنج کیلوواتی راه‏اندازی شده است. این واحدها را مددجوها با وام اشتغالزایی تهیه کرده‎اند. هر واحد نیروگاه خورشیدی خانگی می‏تواند سالانه حدود 7200 تا 10 هزار و 700کیلووات برق تولید کند. نکته جالب اما این است که طبق قراردادی که با شرکت توزیع برق امضا می‏شود، شرکت توزیع برق تضمین می‏کند تا 20 سال برق تولیدی را از مددجوها خریداری کند. درآمد تولید برق ماهانه از یک میلیون تومان شروع و بعد به‌صورت تصاعدی افزایش پیدا می‏کند تا به ماهانه چهار میلیون تومان هم می‏رسد. نکته مهم اما این است که در لایحه بودجه 1401 هم تاکید شده است که 10 درصد از مبلغ مصرفی شهروندان برای توسعه و تولید برق تجدیدپذیر هزینه خواهد شد. اولویت هزینه کردن این بودجه اما با اهالی
روستاها، عشایران و خانوارهای کم‌درآمد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی است و این می‎تواند زمینه را برای رونق گرفتن نیروگاه‎های خورشیدی خانگی در روستاها فراهم کند.