بازگشت به سیاهی  یا طرز تهیه یک تئاتر پرفروش

درباره نمایش «بک تو بلک» به کارگردانی و بازی سجاد افشاریان

بازگشت به سیاهی یا طرز تهیه یک تئاتر پرفروش

سالن شهرزاد هر شب در دو نوبت، گاهی هم در سه نوبت و بدون تعطیلی، نمایش «بک تو بلک» به کارگردانی و بازی سجاد افشاریان را به مخاطبان ارائه می‌کند. این سالن هر شب پر می‌شود از تماشاگرانی که به‌نظر می‌رسد میانگین سنی بالایی ندارند اما در میان آنها می‌شود چند تماشاگر پخته و پا به سن گذاشته را هم دید. سجاد افشاریان متولد شیراز است و سال‌ها در تئاتر شهرستان و بعد در تهران کار کرده، نمایشنامه‌های متعددی نوشته، شعر گفته، بازیگری کرده، کارگردان هنری هم بوده اما در استندآپ کمدی‌های برنامه ‌«خندوانه»‌ شناخته شد و بعد از آن آثارش در تئاتر با استقبال بیشتری مواجه شد تا رسید به اکنون و به نمایش «بک تو بلک». نام این نمایش به معنی بازگشت به سیاهی و البته نام آلبوم موسیقی معروفی از «امی واینهاوس» است که به باشگاه 27ساله‌های همیشگی، یعنی گروه هنرمندانی که زودهنگام و به دلیلی غیرمتعارف درگذشته‌اند، پیوسته است؛ البته نمایش، هیچ ارتباط و نیز هیچ اشاره‌ای به این موضوع ندارد اما این‌که چرا چنین عنوانی برای این نمایش انتخاب‌شده و از آن مهم‌تر این‌که چطور این نمایش توانسته نظر جمع بزرگی از مخاطبان را جلب کند و فروشش از مرز چهار میلیارد بگذرد ازجمله سؤالاتی است که امیدوار بودیم پاسخ آنها را از سجاد افشاریان بشنویم اما او درنهایت تصمیم گرفت بی‌تفاوت‌ از کنار سؤالات جام‌جم عبور کند.

‭ ‬زندگی‭ ‬در‭ ‬انفرادی

نمایش‭ ‬در‭ ‬یک‭ ‬فضای‭ ‬کاملا‭ ‬مینیمالیستی‭ ‬اجرا‭ ‬می‌شود‭. ‬تمام‭ ‬چیزی‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬نمایش‭ ‬می‌بینیم‭ ‬یک‭ ‬مستطیل‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬روی‭ ‬زمین‭ ‬ترسیم‭ ‬شده‭ ‬و‭ ‬یک‭ ‬چهارپایه‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬تئاتر،‭ ‬کارکرد‌های‭ ‬متنوع‭ ‬دارد‭ ‬از‭ ‬اورنگ‭ ‬پادشاهی‭ ‬تا‭ ‬صندلی‭ ‬پای‭ ‬چوبه‌دار‭. ‬بقیه‭ ‬چیزهایی‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬نمایش‭ ‬می‌بینید‭ ‬نور‭ ‬و‭ ‬تاریکی‭ ‬و‭ ‬البته‭ ‬سجاد‭ ‬افشاریان‭ ‬است‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬بازیگر‭ ‬نقش‭ ‬اعلیب‭. ‬بقیه‭ ‬شخصیت‌های‭ ‬نمایش‭ ‬یا‭ ‬صداهای‭ ‬توی‭ ‬سر‭ ‬علی‭ ‬هستند‭ ‬یا‭ ‬صدای‭ ‬پای‭ ‬تلفن‭ ‬یا‭ ‬صدای‭ ‬ضبط‌شده‭.‬

نمایش‭ ‬هر‭ ‬آنچه‭ ‬را‭ ‬می‌توانسته‭ ‬با‭ ‬یک‭ ‬نماد‭ ‬بصری‭ ‬یا‭ ‬صوتی‭ ‬جایگرین‭ ‬شود،‭ ‬حذف‌کرده‭ ‬و‭ ‬خالص‭ ‬و‭ ‬ناب‭ ‬پیش‌روی‭ ‬مخاطب‭ ‬قرار‭ ‬می‌گیرد؛‭ ‬البته‭ ‬به‌جز‭ ‬میکروفن‭ ‬بی‌سیم‭ ‬بازیگر‭ ‬که‭ ‬تجربه‭ ‬بی‌واسطه‭ ‬مخاطب‭ ‬با‭ ‬موقعیت‭ ‬نمایش‭ ‬را‭ ‬مخدوش‭ ‬می‌کند‭. ‬در‭ ‬آغاز‭ ‬با‭ ‬همهمه‭ ‬صداها‭ ‬روبه‌رو‭ ‬می‌شوید‭ ‬از‭ ‬آدم‌های‭ ‬مختلف،‭ ‬زن‭ ‬و‭ ‬مرد‭ ‬که‭ ‬درباره‭ ‬موضوعات‭ ‬مختلف‭ ‬حرف‭ ‬می‌زنند،‭ ‬ازجمله‭ ‬درباره‭ ‬عشق‭ ‬و‭ ‬باور‭ ‬به‭ ‬آن‭ ‬و‭ ‬بعد‭ ‬یک‭ ‬صدای‭ ‬آزاردهنده‭ ‬پخش‭ ‬می‌شود‭ ‬و‭ ‬چند‭ ‬ثانیه‌ای‭ ‬ادامه‭ ‬پیدا‭ ‬می‌کند‭ ‬و‭ ‬ناگهان‭ ‬نمایش‭ ‬تک‌نفره‭ ‬سجاد‭ ‬افشاریان‭ ‬آغاز‭ ‬می‌شود‭. ‬نمایشی‭ ‬که‭ ‬تجربه‭ ‬گرفتار‌شدن‭ ‬در‭ ‬انفرادی‭ ‬و‭ ‬تلخی‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬جرعه‌جرعه‭ ‬در‭ ‬کام‭ ‬مخاطب‭ ‬می‌ریزد‭. ‬نمایش‭ ‬بیشتر‭ ‬از‭ ‬آن‌که‭ ‬داستانی‭ ‬داشته‭ ‬باشد،‭ ‬صرفا‭ ‬امکانی‭ ‬برای‭ ‬درک‭ ‬موقعیت‭ ‬یک‭ ‬زندانی‭ ‬در‭ ‬سلول‭ ‬انفرادی‭ ‬را‭ ‬فراهم‭ ‬می‌آورد‭ ‬و‭ ‬ما‌بقی‭ ‬هر‭ ‬آنچه‭ ‬از‭ ‬نمایش‭ ‬می‌ماندتدیالوگ‌های‭ ‬عاشقانه‭ ‬نوجوان‌پسند‭ ‬است؛‭ ‬شعارهای‭ ‬ابزاری‭ ‬و‭ ‬رخدادهای‭ ‬بی‌پایه‭ ‬و‭ ‬بی‌منطق‌‭ ‬اما‭ ‬چرا‭ ‬بیش‭ ‬از‭ ‬40هزار‭ ‬نفر‭ ‬به‭ ‬تماشای‭ ‬این‭ ‬نمایش‭ ‬رفته‌اند؟

سجاد‭ ‬افشاریان،‭ ‬نویسنده‭ ‬مجربی‭ ‬است؛‭ ‬تأثیر‭ ‬واژه‌ها‭ ‬را‭ ‬خوب‭ ‬می‌داند‭ ‬و‭ ‬مهم‌تر‭ ‬این‌که‭ ‬کارش‭ ‬را‭ ‬برای‭ ‬طراحی‭ ‬موقعیت‌ها‭ ‬بلد‭ ‬است‭. ‬او‭ ‬در‭ ‬نمایش‭ ‬ابک‭ ‬تو‭ ‬بلکب‭ ‬روایتی‭ ‬از‭ ‬موقعیت‭ ‬علی‭ ‬پیش‌روی‭ ‬مخاطب‭ ‬قرار‭ ‬می‌دهد‭ ‬و‭ ‬ماجراهای‭ ‬عاشق‌شدنش‭ ‬در‭ ‬زندان،‭ ‬ازدواجش‭ ‬در‭ ‬مرخصی‭ ‬و‭ ‬پدرشدن‭ ‬و‭ ‬باقی‭ ‬قضایا‭ ‬که‭ ‬بیشتر‭ ‬شبیه‭ ‬یک‭ ‬اجرای‭ ‬آبرومندانه‭ ‬از‭ ‬ویدئوهای‭ ‬متأثرکننده‭ ‬و‭ ‬اشک‌انگیز‭ ‬اینستاگرامی‭ ‬است‭. ‬افشاریان‭ ‬رگ‌خواب‭ ‬مخاطبش‭ ‬را‭ ‬پیدا‌کرده‭ ‬و‭ ‬می‌داند‭ ‬چگونه‭ ‬با‭ ‬خلق‭ ‬موقعیت‭ ‬مرد‭ ‬تنهای‭ ‬خسته‭ ‬افسرده‭ ‬عاشق،‭ ‬به‌علاوه‭ ‬کمی‭ ‬حرف‌های‭ ‬سیاسی‭ ‬که‭ ‬بهتر‭ ‬از‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬می‌شود‭ ‬در‭ ‬خیابان‌ها‭ ‬و‭ ‬از‭ ‬مردم‭ ‬واقعی‭ ‬شنید،‭ ‬مخاطبش‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬هیجان‭ ‬آورد‭.‬

آنچه‭ ‬در‭ ‬نمایش‭ ‬ابک‭ ‬تو‭ ‬بلکب‭ ‬اتفاق‭ ‬می‌افتد‭ ‬به‌جز‭ ‬تجربه‭ ‬حسی‭ ‬گرفتار‌شدن‭ ‬در‭ ‬انفرادی،‭ ‬مابقی‭ ‬ابزارهایی‭ ‬هستند‭ ‬برای‭ ‬چنگ‌زدن‭ ‬و‭ ‬حسرت‭ ‬انداختن‭ ‬به‭ ‬دل‭ ‬مخاطب‭. ‬به‌عنوان‭ ‬نمونه،‭ ‬نگاهی‭ ‬کنیم‭ ‬به‭ ‬شخصیت‌پردازی‭ ‬و‭ ‬برخی‭ ‬دیالوگ‌های‭ ‬این‭ ‬نمایش‭:‬

علی‭ ‬همان‌طور‭ ‬که‭ ‬اشاره‭ ‬شد‭ ‬یک‭ ‬مرد‭ ‬جوان‭ ‬تنهاست؛‭ ‬تا‭ ‬اندازه‌ای‭ ‬که‭ ‬نه‭ ‬از‭ ‬پدر‭ ‬و‭ ‬مادرش‭ ‬اطلاعی‭ ‬در‭ ‬دست‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬نه‭ ‬خواهری‭ ‬یا‭ ‬برادری‭ ‬که‭ ‬حالی‭ ‬از‭ ‬او‭ ‬بپرسند‭.‬

علی‭ ‬یک‭ ‬قهرمان‭ ‬تنهای‭ ‬خسته‭ ‬تصویر‭ ‬می‌شود‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬تمام‭ ‬دنیا‭ ‬فقط‭ ‬یک‭ ‬رفیق‭ ‬دارد؛‭ ‬از‭ ‬همان‭ ‬رفیق‌ها‭ ‬که‭ ‬دل‭ ‬همه‭ ‬ما‭ ‬غنج‭ ‬می‌رود‭ ‬برای‭ ‬داشتنش‭.‬

علی‭ ‬عاشق‭ ‬می‌شود،‭ ‬آن‭ ‬هم‭ ‬در‭ ‬زندان‭. ‬با‭ ‬چند‭ ‬دیالوگ‭ ‬دل‌به‌هم‌زن‭ ‬که‭ ‬معلوم‭ ‬نیست‭ ‬چطور‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬زنی‭ ‬را‭ ‬تحت‌تأثیر‭ ‬قرار‭ ‬دهد‭. ‬سرمه‭ ‬هم‭ ‬عاشق‭ ‬علی‭ ‬می‌شود،‭ ‬آن‭ ‬هم‭ ‬یک‭ ‬عشق‭ ‬ماندگار‭!‬

‭ ‬علی‭ ‬و‭ ‬سرمه‭ ‬در‭ ‬فاصله‭ ‬مرخصی‭ ‬زندان‭ ‬با‭ ‬هم‭ ‬ازدواج‭ ‬می‌کنند‭. ‬نکته‭ ‬اینجاست‭ ‬نه‭ ‬خانواده‭ ‬دختر‭ ‬بویی‭ ‬می‌برند‭ ‬که‭ ‬قرار‭ ‬است‭ ‬علی‭ ‬در‭ ‬زندان‭ ‬بماند‭ ‬و‭ ‬نه‭ ‬حتی‭ ‬خود‭ ‬سرمه‭.‬

‭ ‬علی‭ ‬صاحب‭ ‬فرزند‭ ‬می‌شود،‭ ‬فرزندش‭ ‬دختر‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬نامش‭ ‬را‭ ‬می‌گذارد‭ ‬بوسه‭! ‬اما‭ ‬آه،‭ ‬درد‭ ‬و‭ ‬افسوس‭ ‬از‭ ‬این‌که‭ ‬در‭ ‬آخرین‭ ‬ماه‌های‭ ‬بارداری‭ ‬سرمه‭ ‬در‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬ملاقات‌های‭ ‬پشت‭ ‬شیشه،‭ ‬مادر‭ ‬از‭ ‬روی‭ ‬صندلی‭ ‬می‌افتد‭ ‬و‭ ‬فرزند‭ ‬قبل‭ ‬از‭ ‬تولد‭ ‬می‌میرد‭!‬

‭ ‬قهرمان‭ ‬تنهای‭ ‬غمگین‭ ‬نمایش‭ ‬بعد‭ ‬از‭ ‬تمام‭ ‬ماجراهایی‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬سر‭ ‬گذرانده،‭ ‬غم‭ ‬بزرگش‭ ‬در‭ ‬سلول‭ ‬انفرادی‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬مبادا‭ ‬خاطره‭ ‬بدی‭ ‬از‭ ‬او‭ ‬در‭ ‬ذهن‭ ‬ماهور‭ ‬مانده‭ ‬باشد‭! ‬ماهور‭ ‬دخترک‭ ‬خردسالی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬بهداری‭ ‬با‭ ‬علی‭ ‬همکلام‌شده‭ ‬و‭ ‬بعد‭ ‬ماهور‭ ‬او‭ ‬را‭ ‬به‌عنوان‭ ‬دوست‭ ‬به‭ ‬پدرش‭ ‬معرفی‌کرده‭ ‬اما‭ ‬پدر‭ ‬ماهور‭ ‬گفته‭: ‬نه‭ ‬دخترم؛‭ ‬اینها‭ ‬که‭ ‬زندانی‭ ‬هستند‭ ‬همه‭ ‬یا‭ ‬دزدند‭ ‬یا‭ ‬قاتل‭.‬

‭ ‬به‭ ‬جرمی‭ ‬که‭ ‬علی‭ ‬مرتکب‌شده‭ ‬فقط‭ ‬اشاره‭ ‬می‌شود‭ ‬و‭ ‬بس‭. ‬هیچ‭ ‬اندیشه‭ ‬و‭ ‬نگاهی‭ ‬نیست‭ ‬که‭ ‬شخصیت‭ ‬او‭ ‬را‭ ‬تعریف‭ ‬کند‭ ‬جز‭ ‬همان‭ ‬عاشق‌پیشگی‭ ‬و‭ ‬علاقه‭ ‬به‭ ‬ضبط‭ ‬صداها‭ ‬که‭ ‬البته‭ ‬بیشتر‭ ‬گویی‭ ‬عادت‭ ‬است‭ ‬تا‭ ‬یک‭ ‬انتخاب‭.‬

‭ ‬دیالوگ‌های‭ ‬عاشقانه‭ ‬و‭ ‬همین‌طور‭ ‬ژست‌ها‭ ‬و‭ ‬نحوه‭ ‬بروز‭ ‬احساسات‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬نمایش‭ ‬به‭ ‬سانتیمانتالیزم‭ ‬پهلو‭ ‬می‌زند؛‭ ‬جملاتی‭ ‬مثل‭: ‬بیا‭ ‬برو‭ ‬تو‭ ‬دل‭ ‬من‭(‬در‭ ‬حالی‭ ‬که‭ ‬گوشه‭ ‬یقه‌اش‭ ‬را‭ ‬می‌کشد‭)‬،‭ ‬هیچ‌کس‭ ‬خودش‭ ‬نیست‭ ‬همه‭ ‬ماسک‭ ‬و‭ ‬نقاب‭ ‬هستن،‭ ‬یه‭ ‬امشب‭ ‬بریم‭ ‬گم‭ ‬بشیم،‌‭ ‬الان‭ ‬به‭ ‬جز‭ ‬تو‭ ‬از‭ ‬همه‭ ‬جهان‭ ‬فارغم‭ ‬و‭... ‬واقعا‭ ‬این‭ ‬جنس‭ ‬دیالوگ‌ها‭ ‬معرف‭ ‬عشق‭ ‬چه‭ ‬نوع‭ ‬زوجی‭ ‬می‌تواند‭ ‬باشد؟

‭ ‬علی‭ ‬هنرمند‭ ‬است،‭ ‬احتمالا‭ ‬بازیگر‭. ‬همسرش‭ ‬معلم‭ ‬موسیقی‭ ‬است،‭ ‬رفیقش‭ ‬کتابفروشی‭ ‬دارد‭ ‬اما‭ ‬مهم‌ترین‭ ‬سؤال‭ ‬فلسفی‭ ‬این‭ ‬مرد‭ ‬مثلا‭ ‬روشنفکر‭ ‬این‭ ‬است‭: ‬من‭ ‬کی‭ ‬هستم،‭ ‬چی‭ ‬هستم،‭ ‬اینجا‭ ‬چه‭ ‬می‌کنم،‭ ‬اگر‭ ‬به‭ ‬دنیا‭ ‬نمی‌آمدم‭ ‬جای‭ ‬چه‭ ‬چیزی‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬جهان‭ ‬خالی‭ ‬بود؟‭ ‬همین‭ ‬و‭ ‬بس‭. ‬دریغ‭ ‬از‭ ‬نگاه‭ ‬و‭ ‬اندیشه‌ای‭ ‬تأثیرگذار‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬جان‭ ‬مخاطب‭ ‬بنشیند‭. ‬مگر‭ ‬نه‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬بسیاری‭ ‬از‭ ‬آدم‌ها‭ ‬در‭ ‬آغاز‭ ‬بلوغ‭ ‬همین‭ ‬سؤالات‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬خود‭ ‬پرسیده‌‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬سن‌وسال‭ ‬سجاد‭ ‬افشاریان‭ ‬با‭ ‬جوابش‭ ‬کنار‭ ‬آمده‌اند؟‭! ‬همه‭ ‬اینها‭ ‬به‌علاوه‭ ‬چند‭ ‬اشاره‭ ‬سیاسی‭ ‬که‭ ‬مورداستفاده‭ ‬ابزاری‭ ‬قرار‭ ‬گرفته‭ ‬اگر‭ ‬برای‭ ‬جذب‭ ‬مخاطب‭ ‬بیشتر‭ ‬و‭ ‬فروش‭ ‬بالاتر‭ ‬نیست،‭ ‬چه‭ ‬کارکردی‭ ‬می‌تواند‭ ‬داشته‭ ‬باشد؟

‭ ‬تئاتر‭ ‬و‭ ‬تاریخ‭ ‬‌مصرف

شاهکارهای‭ ‬دنیای‭ ‬نمایش‭ ‬آثاری‭ ‬هستند‭ ‬که‭ ‬سال‌ها‭ ‬بعد‭ ‬از‭ ‬نوشته‌شدن،‭ ‬بارها‭ ‬به‭ ‬صحنه‭ ‬رفته‌اند‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬آینده‭ ‬نیز‭ ‬احتمالا‭ ‬اجرا‭ ‬خواهند‭ ‬شد‭. ‬این‭ ‬نمایشنامه‌ها‭ ‬به‭ ‬موضوعات‭ ‬اصیل‭ ‬و‭ ‬اساسی‭ ‬انسان‭ ‬می‌پردازند؛‭ ‬نگاهی‭ ‬متفاوت‭ ‬و‭ ‬دریچه‭ ‬تازه‌ای‭ ‬برای‭ ‬نگاه‌کردن‭ ‬به‭ ‬جهان‭ ‬و‭ ‬موقعیت‌ها‭ ‬و‭ ‬انسان‌ها‭ ‬پیش‌روی‭ ‬مخاطب‭ ‬قرار‭ ‬می‌دهند‭ ‬و‭ ‬سوالات‭ ‬بنیادین‭ ‬و‭ ‬چالش‌برانگیز‭ ‬طرح‭ ‬می‌کنند؛‭ ‬البته‭ ‬توقع‭ ‬ارائه‭ ‬یک‭ ‬شاهکار‭ ‬نمایشی‭ ‬از‭ ‬سجاد‭ ‬افشاریان‭ ‬نیست‭ ‬اما‭ ‬نمایش‭ ‬ابک‭ ‬تو‭ ‬بلکب‭ ‬اگر‭ ‬به‭ ‬وسوسه‭ ‬ایجاد‭ ‬هیجان‌های‭ ‬عاطفی‭ ‬و‭ ‬عامه‌پسندی‭ ‬گرفتار‭ ‬نمی‌شد،‭ ‬می‌توانست‭ ‬اثری‭ ‬باشد‭ ‬درباره‭ ‬تنهایی‭ ‬یا‭ ‬مثلا‭ ‬درباره‭ ‬مبارزه‭. ‬اصلا‭ ‬چطور‭ ‬بود‭ ‬نمایشی‭ ‬می‌شد‭ ‬درباره‭ ‬آدم‌هایی‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬ظلم‭ ‬تجارت‭ ‬می‌کنند؟‭ ‬نمایش‭ ‬از‭ ‬پتانسیل‭ ‬خوبی‭ ‬برخوردار‭ ‬است؛‭ ‬موقعیت‭ ‬یک‭ ‬انسان‭ ‬در‭ ‬سلول‭ ‬انفرادی‭ ‬می‌توانست‭ ‬چیزی‭ ‬بگوید‭ ‬و‭ ‬حرفی‭ ‬بزند‭ ‬که‭ ‬بعد‭ ‬از‭ ‬یکی‭ ‬دو‭ ‬سال‭ ‬تاریخ‌مصرفش‭ ‬تمام‭ ‬نشود‭ ‬یا‭ ‬دست‌کم‭ ‬برای‭ ‬مخاطبی‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬سالن‭ ‬نمایش‭ ‬بیرون‭ ‬می‌رود‭ ‬جز‭ ‬آن‭ ‬طعم‭ ‬گس‭ ‬و‭ ‬اندکی‭ ‬هیجان،‭ ‬چیز‭ ‬بیشتری‭ ‬مثلا‭ ‬برداشتی‭ ‬یا‭ ‬پرسشی‭ ‬پدید‭ ‬آورده‭ ‬باشد‭.‬