چرا تغییر سرمربی تیمملی لازم و ضروری است؟
تنهایی مرد کروات
چند روز پیش افشین قطبی درباره دراگان اسکوچیچ حرفهای جالبی زد و سعی کرد درصدد توصیه به سرمربی تیمملی فوتبال ایران برآید. او به اسکوچیچ گفت در برابر شرایط و امکانات باید «پوست کلفتتر» از این حرفها باشد. البته گفته افشین قطبی بسیار برای اسکوچیچ مناسب است. او باید پوست کلفتتر باشد. واقعیت را بخواهید هرگز چیزی به نام پوست کلفتی از اسکوچیچ در دوران حضورش در فوتبال ندیدیم. اما علاوه بر آن از داشتن برخی دیگر از ویژگیهای مناسب برای یک مربی محروم است. به خصوص مربی تیمی که به جامجهانی صعود کرده است. منتقدان اسکوچیچ روز به روز زیادتر میشوند. به راستی چرا هیچکس اسکوچیچ را دوست ندارد؟
بُرش ندارد
اسکوچیچ به عنوان یکی از 32 برای تیم صعود کننده به جامجهانی فوتبال، نامطمئنترین به نظر میرسد. او نه در تدارک بازی دوستانه نقش دارد و نه میتواند اردویی خوب برای تیمملی ترتیب بدهد. سرمربی تیمملی به قول معروف بُرش ندارد و نمیتواند با نفوذ و تاثیرگذاری حداقل یک بازی خوب تدارکاتی برای تیم تحت هدایتش جور کند. این نشان میدهد اسکوچیچ، برد بینالمللی قدرتمندی ندارد و نمیتواند اقدامی موثر و مثبت برای تیمملی ایران انجام دهد.
اقتدار ندارد
در روزها و هفتههای اخیر، بارها شنیدیم که بازیکنان تیمملی از اسکوچیچ رضایت ندارند و حتی بابت رفتارهای او ناراحت و ناامید هستند. آنها در جمع دوستانه خود به راحتی از اسکوچیچ انتقاد میکنند و حتی شنیده میشود او را دست میاندازند. در زمان کیروش کدام یک از بازیکنان تیمملی فوتبال ایران جرات داشت با او شوخی کند؟ اسکوچیچ هر چند در
رقم خوردن سریعترین صعود به جامجهانی تاریخ فوتبال ایران همراه تیم بود اما به عنوان یک سرمربی، اقتدار لازم را ندارد و نمیتواند مدیریت کاملی روی بازیکنانش داشته باشد.
تاکتیک ندارد
صحبت کردن درباره این موضوع خیلی راحت است. کافی است کیفیت بازی تیمملی فوتبال ایران مقابل الجزایر را به یاد بیاوریم. تیمملی ایران خیلی راحت به تیمی باخت که اولا اصلا به جام جهانی صعود نکرده و ثانیا با تیم دومش مقابل ایران قرار گرفته بود. برخی از بازیکنان تیم ملی الجزایر نخستین بازی ملی خود را تجربه میکردند. تیم ملی فوتبال ایران با تفکرات اسکوچیچ اصلا زیبا بازی نمیکند.
ارتباط ندارد
دراگان اسکوچیچ با اهالی فوتبال ایران غریبه است. هیچ ارتباط صمیمانه ای بین او و اسطوره های فوتبال ایران نظیر علی دایی، علی کریمی یا عابدزاده وجود ندارد که برخی اوقات از آنها نظرخواهی کند یا اینکه کمک بخواهد. او کاملا تنهاست، تنهای تنها. هیچ مشاور خوبی کنار خودش نمی بیند. برای یک مربی تنها چه موفقیتی را میتوان تصور کرد؟
حامی ندارد
در فوتبال ایران و اصلا ورزش ایران کمتر کسی پیدا میشود که حامی دراگان اسکوچیچ باشد. به صورت معدود چند پیشکسوت و کارشناس هستند که از اسکوچیچ حمایت می کنند و اعتقاد دارند فدراسیون فوتبال نباید او را در این فاصله کم باقیمانده تا جام جهانی قطر کنار بگذارد. هیچ یک از چهرههای سرشناس فوتبال ایران تا امروز نه تنها از او حمایت نکردهاند بلکه انتقاداتی هم نسبت به او داشتهاند.
شمارش معکوس برای تعویض دراگان
خبر رسید اسکوچیچ به تازگی با میرشاد ماجدی، درگیری لفظی داشته است. گویا دراگان برای پیگیری مطالباتش به فدراسیون رفته اما ماجدی ابتدا او را به اتاقش راه نداده و وقتی هم با اصرار دراگان، جلسهای برگزار میکنند این جلسه به جایی برای بلندکردن صدا تبدیل میشود. به هرحال اسکوچیچ حتی احترام خود را نزد سرپرست فدراسیون فوتبال هم از دست داده است. شمارش معکوس برای تعویض دراگان اسکوچیچ آغاز شده است. روزهای پرالتهابتری در انتظار فوتبال ایران خواهد بود. البته دیروز از راهروهای فدراسیون خبر رسید که پول برای تعویض سرمربی تیمملی وجود ندارد. جذب هر مربی خارجی حداقل یکمیلیون دلار هزینه میخواهد که در توان فدراسیون فوتبال ایران نیست. گویا در فدراسیون فوتبال مسائل مهمتری نسبت به انتخاب سرمربی تیمملی وجود ندارد و کیست نداند که تمام این مسائل مهم به انتخابات پیش روی فدراسیون برمیگردد.
بازتاب
از زمان مشخص شدن قرعهکشی جامجهانی فوتبال قطر، رسانه های انگلیسی بارها در رابطه با همگروه شدن با ایران مزهپرانی کردهاند. روز بعد از مراسم قرعهکشی روزنامه زرد و جنجالی سان انگلیس تیتر زد: «به ایران خوردیم، خدا رو شکر.» بعد از آن کارشناسان فوتبال این کشور یکی پس از دیگری از همگروه شدن با ایران ابراز رضایت و خرسندی کردند.
رسانههای انگلیسی هم در این مدت تا توانستهاند در رابطه با همگروهی با ایران ابراز خوشحالی کرده و گاهی اوقات این مساله را دستمایه شوخی قرار دادهاند. در جدیدترین مورد، یک سایت به بررسی تیمهای حاضر در جامجهانی پرداخته و در رابطه با تیم ایران نوشته که این تیم جزو توریستهای جام جهانی قطر خواهد بود! تیم ملی فوتبال ایران مملو از ستاره های مختلف است، ستارههایی مثل مهدی طارمی و یا سردار آزمون. با این اوصاف واکنشها نباید به چنین تیمی تا این حد تحقیرآمیز باشد.
شاید این نگرش به تیم ملی را باید تا حد زیادی در اسکوچیچ جستوجو کرد. مردی که وجهه بینالمللی ندارد نمیتواند به تیم ملی چیز اضافهای بدهد و نمیتواند مانع از نگرش تحقیرآمیز رسانهها به تیمملی ایران شود. تیمملی فوتبال ایران نیمکتی قوی ندارد. این را خیلی وقت است میدانیم. اما برای ماجدی و رفقا چه چیزی مهمتر از انتخابات پیش روی فدراسیون فوتبال؟
اسکوچیچ به عنوان یکی از 32 برای تیم صعود کننده به جامجهانی فوتبال، نامطمئنترین به نظر میرسد. او نه در تدارک بازی دوستانه نقش دارد و نه میتواند اردویی خوب برای تیمملی ترتیب بدهد. سرمربی تیمملی به قول معروف بُرش ندارد و نمیتواند با نفوذ و تاثیرگذاری حداقل یک بازی خوب تدارکاتی برای تیم تحت هدایتش جور کند. این نشان میدهد اسکوچیچ، برد بینالمللی قدرتمندی ندارد و نمیتواند اقدامی موثر و مثبت برای تیمملی ایران انجام دهد.
اقتدار ندارد
در روزها و هفتههای اخیر، بارها شنیدیم که بازیکنان تیمملی از اسکوچیچ رضایت ندارند و حتی بابت رفتارهای او ناراحت و ناامید هستند. آنها در جمع دوستانه خود به راحتی از اسکوچیچ انتقاد میکنند و حتی شنیده میشود او را دست میاندازند. در زمان کیروش کدام یک از بازیکنان تیمملی فوتبال ایران جرات داشت با او شوخی کند؟ اسکوچیچ هر چند در
رقم خوردن سریعترین صعود به جامجهانی تاریخ فوتبال ایران همراه تیم بود اما به عنوان یک سرمربی، اقتدار لازم را ندارد و نمیتواند مدیریت کاملی روی بازیکنانش داشته باشد.
تاکتیک ندارد
صحبت کردن درباره این موضوع خیلی راحت است. کافی است کیفیت بازی تیمملی فوتبال ایران مقابل الجزایر را به یاد بیاوریم. تیمملی ایران خیلی راحت به تیمی باخت که اولا اصلا به جام جهانی صعود نکرده و ثانیا با تیم دومش مقابل ایران قرار گرفته بود. برخی از بازیکنان تیم ملی الجزایر نخستین بازی ملی خود را تجربه میکردند. تیم ملی فوتبال ایران با تفکرات اسکوچیچ اصلا زیبا بازی نمیکند.
ارتباط ندارد
دراگان اسکوچیچ با اهالی فوتبال ایران غریبه است. هیچ ارتباط صمیمانه ای بین او و اسطوره های فوتبال ایران نظیر علی دایی، علی کریمی یا عابدزاده وجود ندارد که برخی اوقات از آنها نظرخواهی کند یا اینکه کمک بخواهد. او کاملا تنهاست، تنهای تنها. هیچ مشاور خوبی کنار خودش نمی بیند. برای یک مربی تنها چه موفقیتی را میتوان تصور کرد؟
حامی ندارد
در فوتبال ایران و اصلا ورزش ایران کمتر کسی پیدا میشود که حامی دراگان اسکوچیچ باشد. به صورت معدود چند پیشکسوت و کارشناس هستند که از اسکوچیچ حمایت می کنند و اعتقاد دارند فدراسیون فوتبال نباید او را در این فاصله کم باقیمانده تا جام جهانی قطر کنار بگذارد. هیچ یک از چهرههای سرشناس فوتبال ایران تا امروز نه تنها از او حمایت نکردهاند بلکه انتقاداتی هم نسبت به او داشتهاند.
شمارش معکوس برای تعویض دراگان
خبر رسید اسکوچیچ به تازگی با میرشاد ماجدی، درگیری لفظی داشته است. گویا دراگان برای پیگیری مطالباتش به فدراسیون رفته اما ماجدی ابتدا او را به اتاقش راه نداده و وقتی هم با اصرار دراگان، جلسهای برگزار میکنند این جلسه به جایی برای بلندکردن صدا تبدیل میشود. به هرحال اسکوچیچ حتی احترام خود را نزد سرپرست فدراسیون فوتبال هم از دست داده است. شمارش معکوس برای تعویض دراگان اسکوچیچ آغاز شده است. روزهای پرالتهابتری در انتظار فوتبال ایران خواهد بود. البته دیروز از راهروهای فدراسیون خبر رسید که پول برای تعویض سرمربی تیمملی وجود ندارد. جذب هر مربی خارجی حداقل یکمیلیون دلار هزینه میخواهد که در توان فدراسیون فوتبال ایران نیست. گویا در فدراسیون فوتبال مسائل مهمتری نسبت به انتخاب سرمربی تیمملی وجود ندارد و کیست نداند که تمام این مسائل مهم به انتخابات پیش روی فدراسیون برمیگردد.
بازتاب
از زمان مشخص شدن قرعهکشی جامجهانی فوتبال قطر، رسانه های انگلیسی بارها در رابطه با همگروه شدن با ایران مزهپرانی کردهاند. روز بعد از مراسم قرعهکشی روزنامه زرد و جنجالی سان انگلیس تیتر زد: «به ایران خوردیم، خدا رو شکر.» بعد از آن کارشناسان فوتبال این کشور یکی پس از دیگری از همگروه شدن با ایران ابراز رضایت و خرسندی کردند.
رسانههای انگلیسی هم در این مدت تا توانستهاند در رابطه با همگروهی با ایران ابراز خوشحالی کرده و گاهی اوقات این مساله را دستمایه شوخی قرار دادهاند. در جدیدترین مورد، یک سایت به بررسی تیمهای حاضر در جامجهانی پرداخته و در رابطه با تیم ایران نوشته که این تیم جزو توریستهای جام جهانی قطر خواهد بود! تیم ملی فوتبال ایران مملو از ستاره های مختلف است، ستارههایی مثل مهدی طارمی و یا سردار آزمون. با این اوصاف واکنشها نباید به چنین تیمی تا این حد تحقیرآمیز باشد.
شاید این نگرش به تیم ملی را باید تا حد زیادی در اسکوچیچ جستوجو کرد. مردی که وجهه بینالمللی ندارد نمیتواند به تیم ملی چیز اضافهای بدهد و نمیتواند مانع از نگرش تحقیرآمیز رسانهها به تیمملی ایران شود. تیمملی فوتبال ایران نیمکتی قوی ندارد. این را خیلی وقت است میدانیم. اما برای ماجدی و رفقا چه چیزی مهمتر از انتخابات پیش روی فدراسیون فوتبال؟




