یک داستان واقعی

یک داستان واقعی

اتفاقات واقعی بهترین دستاویز برای خلق داستان‌ها و البته تولیدات فرهنگی دیگر است. این رویه آن‌قدر معمول است که حالا ما علاقه‌مندان سینما به یک جمله جذاب پیش از آغاز برخی فیلم‌ها به نوعی عادت کرده‌ایم. این‌که ببینیم پیش از آغاز تیتراژ فیلم نوشته شده است «این فیلم بر اساس یک داستان واقعی است!» اتفاقات پیرامونی ما ثبت در رسانه‌های جمعی همواره از نگاه سینماگران دور نمانده و آنها هم سعی کرده‌اند از این وقایع با دراماتیزه‌کردن آن اتفاقات آثاری تماشایی خلق کنند. در این دسته باید از بسیاری از اتفاقات که در زمره وقایع تاریخی قرار دارند بگذریم. به عنوان مثال اغلب فیلم‌های دفاع‌مقدس در سینمای ایران پایه‌ای واقعی دارند و با این حساب درصد بالایی از ساخته‌های سینمای ایران در این حوزه در این دسته قرار می‌گیرند. اما بیرون از این گونه سینمایی هم بوده‌اند اتفاقاتی که خیلی زود دستاویز ساخت یک اثر سینمایی شده‌اند. پرونده‌های جنجالی جنایت‌ها همواره در زمره آثاری بوده‌اند که خیلی زود مورد توجه سینماگران قرار گرفته‌اند، هر چند سینمای ایران همچنان به ژانر جنایی علاقه‌ای نشان نمی‌دهد و این گونه سینمایی همچنان در سینمای ایران صاحب حداقل آثار تولیدی قابل توجه است. اما اتفاقات اجتماعی همچنان توانسته توجه سینماگران را برای ساخت آثار سینمایی به خود جلب کند. آثاری که سعی کردیم به چند نمونه از آنها در مطلب امروز اشاره کنیم.

شب‌های تهران
ماجرای خفاش شب مربوط به قتل‌های سریالی اتفاق‌افتاده در دو دهه پیش در تهران است. همان سال‌ها فیلم «شب‌های تهران» توسط داریوش فرهنگ بر اساس این پرونده جنجالی روی پرده رفت. داستان این فیلم درباره دو دختر دانشجو به نام‌های شیرین و مینا است که به کمک اطرافیان‌شان یعنی فرهاد و آقا رحمت آبدارچی شرکت، در حال تحقیق روی قتل‌های زنجیره‌ای قاتلی مشابه خفاش شب هستند. او دختران و زنان جوان چشم‌‌آبی را شکار می‌کند و به قتل می‌رساند. تلاش جسورانه آنها سبب می‌شود قاتلین، مینا و شیرین را هم تهدید کنند و در همین مسیر مینا به قتل می‌رسد. شیرین که با قتل مینا انگیزه بیشتری برای یافتن فرد قاتل پیدا کرده، متوجه می‌شود شکارچی دختران چشم‌آبی یکی از کسانی است که او هر روز می‌دیده و به او اعتماد کامل داشته است.

خشم و هیاهو
یکی از پرونده‌های جنجالی رسانه‌ای طی چند دهه گذشته در ایران پرونده قتل همسر ناصر محمدخانی بازیکن پیشین تیم پرسپولیس تهران است. پرونده‌ای که تا سال‌های سال با دستگیری متهم اصلی آن ادامه پیدا کرد و تا مدت‌ها حواشی جانبی آن مورد توجه افکار عمومی بود. همین توجه‌ها بود که باعث شد هومن سیدی بر اساس این پرونده، فیلم سینمایی «خشم و هیاهو» را با بازی نوید محمدزاده و طناز طباطبایی بسازد. فیلم درباره خواننده‌ای مشهور به نام خسرو است که ظاهرا زندگی عاشقانه‌ای با همسرش دارد، او اما به دلیل ارتباط زیادش با مخاطبان، عاشق دختری به نام حنا سرافراز می‌شود. خسرو در عشق به حنا به جایی می‌رسد که می‌خواهد همسر اولش را طلاق دهد و به حنا می‌گوید که بدون او لحظه‌ای نمی‌تواند زندگی کند. حالا همسر اول خسرو در خانه و اتاق خوابش به قتل رسیده و این پرونده دو متهم بزرگ دارد: خسرو و حنا سرافراز.

چهارراه استانبول
یکی از حوادث متاخر اجتماعی که باعث واکنش‌های بسیاری در ایران شد حادثه آتش‌سوزی و آوار ساختمان پلاسکو در تهران است. اتفاقی که روح جمعی جامعه ایرانی را جریحه‌دار کرد و تعداد قابل توجهی از ماموران آتش‌نشانی در این حادثه تلخ به شهادت رسیدند. مصطفی کیایی فیلم «چهارراه استانبول» را بر اساس همین اتفاق ساخت. داستان فیلم درباره پسری به نام احد، کارگر یک تولیدی در ساختمان پلاسکوی تهران است. او عاشق دختری به نام لادن است که از طرف پدر برای ازدواج با پسرعمویش تحت فشار است. احد برای تامین هزینه ازدواج به همراه بهمن قمار می‌کنند. شب قبل از آخرین قمار احد، لادن از خانه فرار می‌کند و در همان تولیدی که احد آنجا کار می‌کند پنهان می‌شود. صبح روز بعد، خبر تلخ و دردناکی از چهارراه استانبول به سایر نقاط ایران مخابره می‌شود. ساختمان پلاسکو آتش گرفته و لادن در یکی از طبقات آن گیر کرده است. احد و بهمن در تلاشند او را نجات دهند. 

شبی که ماه کامل شد
در همه این سال‌های گذشته، جنایت‌های عبدالمالک ریگی بر هیچ ایرانی پوشیده نیست. تروریستی که البته به دام قانون افتاد و به سزای جنایت‌هایش رسید. سینمای ایران هم البته در این رابطه آثاری را جلوی دوربین برده که جدال در تاسوکی یکی از آنهاست که به یکی از وحشیانه‌ترین جنایت‌های او اشاره دارد. اما شاید مهم‌تر از آن، فیلم «شبی که ماه کامل شد» ساخته نرگس آبیار باشد که در دل این ماجراها، دنبال یک عاشقانه عجیب رفته است. فیلم روایت داستان عشق بی‌نظیر عبدالرحیم ریگی به دختری تهرانی به نام فائزه را به تصویر می‌کشد، اما این عشق مدت زیادی دوام نمی‌آورد و جای خود را به ترس، رعب و وحشت می‌دهد.